شاه سابق ایران معمار ارتشی بود که در سال 59 با عراق درگیر شد بر اساس سلایق خود و نیز الگوی خاصی که از برنامه های نظامی ایالات متحده در ذهن داشت.الگویی نامتوازن را برای توسعه نیروهای نظامی ایران برگزید.او فکر می کرد بهتر است که بیشترین بودجه و توجه را بر روی نیرویی متمرکز کند که در میدان جنگ تعیین کننده تر استاز دیدگاه شاه سابق و مشاوران امریکاییش این نیرو نیروی هوایی بود که اولویت داشت و بخش اعظم بودجه و امکانات را به خود اختصاص داد.نیروی هوایی ایران به واقع هم نیرویی قدرتمند و شایسته از اب درامد هم از نظر تجهیزات و هم از نظر اموزش خلبانان.از لحاظ تجهیزات این نیرو با نیروی هوایی اسرائیل برابری می کرد و کیفیت اموزش خلبانان ان هم از کشورهای عربی کاملا بالاتر بود.اولویت دوم شاه نیروی دریایی بود.این نیرو هم توسعه قابل توجهی داشت اگر چه از لحاظ موشک های ضد هواپیما و ضد کشتی دچار ضعف بوداما در حوزه نیروی زمینی تنها بخشی که مورد توجه خاص شاه قرار داشت هوانیروز و نیروی تکاور هوابرد بود.ایران صاحب بزرگترین ناوگان هلیکوپتری خاورمیانه بود و پرسنل زبده ای هم داشت.از سوی دیگر تنها بخش در ارتش ایران که تا حدود زیادی قادر بود نیاز های لجستیک و تعمیراتی خود را تامین نماید همین هوانیروز بود.اما بخش اصلی نیروی زمینی ایران شامل نیروی زرهی عملا قربانی توسعه نیروی هوایی و هوانیروز گردید و از بودجه و توجه راهبردی محروم شد.ایران چه در پایان حکومت پهلوی و چه در اغاز جنگ دارای چیزی حدود 1500 الی 1800 دستگاه تانک بود که شامل تانک های امریکایی ام-47 ام-48 و ام-60 و تانک انگلیسی چیفتن بود.به جز دوتانک اخر بقیه تانک های ارتش ایران یعنی حدود نیمی از انها قادر به شکافتن زره معمولی ترین تانک ارتش عراق یعنی تی-55 هم نبودندتانک های ام-47 و ام-48 ارتش ایران مجهز به توپ از رده خارج 90 میلیمتری بودند و ارتش ایران برخلاف ارتش اسرائیل که پیش از جنگ 1973 تانک های ام-48 خود را مجهز به توپهای قدرتمند 105 میلیمتری ال-7 کرده بود هیچ کاری در این زمینه انجام نداده بود.

فاجعه بار بودن وضع نیروی زمینی ایران زمانی روشن تر می شود که بدانیم ارتش عراق در اغاز جنگ چیزی حدود 3200 تا 3500 تانک در اختیار داشت که همه انها از قابلیت شکافتن زره تانک های ایرانی برخوردار بودند

خرید تانک های چیفتن به عنوان تنها پروزه مهم نیروی زمینی هم اشتباه بود چرا که موتور این تانک ها دچار نقائص فراوان بود و این تانک مناسب شرایط اب و هوایی جنوب ایران نبود در نهایت هم این تانکها با وجود شهرت و قیمت گرانشان نتوانستند نمایش خوبی در مقابل ارتش عراق نشان دهند.تعداد زیادی از انها منهدم و حدود 300 دستگاه از انها هم به غنیمت ارتش عراق درامد ارتش عراق بعد ها تعدادی از این تانک های غنیمتی را در اختیار سازمان مجاهدین خلق قرار داد

و در نهایت اینکه ارتش ایران فاقد دانش و اموزش حرفه ای جنگ زرهی بود.افسران نیروی زمینی برخلاف همتایانشان در نیروی هوایی فاقد امکان اموزش در کشورهای پیشرفته بودند و از نداشتن مربیان مجرب رنج می بردند

نتایج جنگ ایران و عراق به خصوص در دو سال اول ضعف نیروی زمینی ایران را کاملا اشکار ساخت و تمامی ضد حمله های عمده زرهی ایران با شکست روبرو گردید

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)