ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

حجت الاسلام و المسلمین، دکتر روحانی

ما، گروهی ازجوانان ایرانی، مایلیم در کمال احترام توجه آن مقام اجرایی را به بی عدالتی تحصیلی وارده بر خود جلب نماییم و خواستار رسیدگی فوری و اقدام موثر در این زمینه باشیم. گروهی از جوانانی که در نسل های پیشین و تا قبل از سال ‎٨۳، حتی اجازه ثبت نام در کنکور سراسری را نداشته و نسلی که اکنون پس از سالها تلاش و مطالعه در هنگام اعلام نتایج از سوی سازمان سنجش با درج عنوان واهی و نامانوس نقص پرونده از ورود به دانشگاه محروم میشود. محرومیتی صرفا به علت اعتقاد شخصی مذهبی و از سلسله تضییقات وارد بر جامعه بهایی ایران، که البته سابقه تاریخی آن بر شما و همگان مشخص است.

جناب آقای روحانی؛

ذکر تمام محرومیتهای وارده بر بزرگترین اقلیت مذهبی کشور، هدف این نامه نیست، لذا توجه جنابعالی را صرفا به داشتن حق تحصیل به عنوان یکی از حقوق بنیادین شهروندی معطوف میسازیم، حقی که نقض آن در طی این سالها، رویای مشترک ما و شما را برای ساختن ایرانی آباد به چالش کشیده و آیه های آزادی را یک به یک به سخره گرفته است. ممنوعیتی که جوانان بهایی مجرب و دانشآموخته را از ایفای نقش موثر خود در ساخت جامعه، محروم و حتی تلاش برای احقاق آن را مترادف حبس های طولانی مدت ساخته است. در وصف این مصیبت ذکر این نکته بس که جوانان بهایی حتی در زندان نیز از حق ادامه تحصیل محروماند.

جناب آقای روحانی

آیا این اقدامات مغایر با دیدگاه شرع انور اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیست؟ شرعی که صرفنظر از عقیده، رنگ و قومیت بنا شده و قانونی که به تساوی و برخورداری از حق آموزش و پرورش بدون توجه به هر نوع وابستگی قومی، زبانی و مذهبی اشاره دارد. حقوقی که در میثاق نامه های حقوق بشر و اعلامیه های جهانی تصویب شده است، لذا علی رغم چنین موازین الهی و قانونی، برای ما و شاید نسلهای آینده فهم این نکته آسان نباشد که چرا در عصری که برخورداری از حقوق شهروندی مورد ستایش است، چنین اقداماتی صورت میگیرد؟

جنای آقای روحانی؛

ما گروهی از جوانان ایرانی بهایی، علیرغم این مشکلات اساسی و تلاش های مستمر عدهای برای غیر خودی شمردن بهائیان، همچنان عزم خود را برای خدمت به این آب و خاک جزم نمودهایم و تلاش مینمائیم تا نظر خود را ورای این مشکلات، معطوف بر سازندگی، تقویت و بهبود تار و پود زادگاه خود سازیم و امیدواریم شما نیز به سخنان والای خود در راه احقاق حقوق دانشجویان و بسط مبانی عدالت حقیقی در جامعه، جامه عمل بپوشانید.

رونوشت: خانم الهام امین زاده، دستیار رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی

President of the Islamic Republic of Iran

Honorable Dr. Rouhani

We, a group of young Iranians, would respectfully like to bring the educational injustice against us to your attention as an executive authority and ask for immediate and efficient action in regards to this issue. A particular group of young people in previous generations before 1383, were not even allowed to register for the National Entrance Examinations and for this generation, who is banned from entering the university now by a baseless and bizarre result such as “incomplete dossier” by the Assessment Organization at the time of announcing the results. A ban solely because of personal religious conviction of a series of restrictions on the Iranian Baha’i community which its historical record is clear to you as well as everyone.

The goal of this letter is not to mention all the deprivations suffered by the country’s largest religious minority. So we like to direct your attention only to the right to education as one of the fundamental rights of citizenship, a right which its violation has challenged our collective dream to build a prosperous Iran over the years and it has mocked every definition of freedom.

An exclusion which it has deprived the qualified and intellectual Baha’i youth from playing their constructive role in the society, and it has not only not rewarded them with the right to higher education, but it has caused them to face long-term incarceration. In describing this tragedy let’s not cease to note that the Baha’i youth are deprived of the right to higher education even in prison.

Wouldn’t this be contrary to the views of stellar laws of Islam and the constitution of the Islamic Republic of Iran? A law established regardless of religious belief, color, and ethnicity, with equality and entitlement of the right to education. The rights approved in the Human Rights Convention and the Universal Declarations, Thus the understanding of this point may not be easy for us and for future generations despite such divine and legal norms why in an era when enjoying civil rights is praised, such actions being carried out?

We are a group of Iranian Baha’i youth, despite the underlying problems and the continuous efforts of some to count the Baha’is as outsiders trying to reaffirm our determination to serve this land. We strive to focus our sights on building, strengthening and improving the fabric of our society despite the present conditions and we hope you will fulfill your sublime speech regarding materializing the rights of students and realize the expanded correct principles of justice in our country.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)