گفتمان لُری ؛ پلی به سوی جامعه ی مدنimage
قرن نوزدهم و بیستم شاهد تحولات عظیم قومی بودیم و جنبش های مدنی و هویت طلبانه فراوانی بخصوص در منطقه ی خاورمیانه شکل گرفت جنبش هایی که با توجه به دنیای رو به رشد خلأ یک حرکت مدنی را در جوامع خود پر کردند , حاصل این جنبش ها با توجه به نوع جنبش و ذات جوامع تحت نفوذ خود مثبت یا منفی بودند. و اما جامعه ی لر از یک خلا و یک گفتمان هویت طلبانه رنج میبرد گفتمانی که در نبودش لرها به مردمی بی تفاوت نسبت به زبان و هویت و منابع خود تبدیل شدند و در عوض حامی سرسخت ملیگرایی ایرانی ( قومگرایی فارس ) شدند که خود مدعی درجه اول نابودی مللی همچون لر بوده است.در قرون نوزدهم و بیستم که میتوان انرا قرن بیداری اقوام (ملل) نامید مردم فارس,ترک,کرد و عرب که دورنمایی نسبت به سرنوشت خود در اینده داشتند شروع به تلاش هایی هرچند بدوی برای احیا و بازتعریف هویت خود زدند فارسها در قالب ناسیونالیسم ایرانی به رشد و نمو پرداختند,ترک ها و اعراب در سایه ی ملیگرایی به بلوغ سیاسی رسیدند و کردها هم برای گریز از اسمیلاسیون هویت خود اجزاب و تشکل هایی بنا نهادند.اما لرها که همواره در خط مقدم مبارزه با حکومت های استبدادی قرار داشتند به دلایلی که در این مبحث نمیگنجد شوربختانه هیچگونه تلاشی برای فرم دادن و احیای جامعه ی خود نکردند.عدم تلاشی که راه را برای سیطره ی جنبش های تمامیت خواه و مرکزگرا در میان مردم لر هموار ساخت,در حقیقت حاکم بودن این جریان به دلیل عدم وجود گفتمانی از جنس مردم لر در میان انان بود,به نوعی ناسیونالیسم ایرانی خلا یک باید (گفتمان) را در جامعه ی لر پر کرد این گفتمان که حالا در کنج خانه ها ی مردم لر جا خوش کرده خود نافی منافع خلق لر است و با تزریق ایدئولوژی مرکزگرایانه که برجسته سازی یک زبان و هویت (فارسی ) و تحقیر و به حاشیه راندن سایر زبانها و هویت ها , و همچنین با تصاحب ثروت و هویت مردم لر به نام ملیگرایی باعث بروز ناهنجاریهایی در جامعه ی لر شد که حاصلش بدبین شدن مردم لر نسبت به هویت خود,هویت گریزی و … شد .مرکزگرایان با جعل تاریخ و لمپنیسم مانع از اگاهی مردم این شدند,شجمع کثیری از جامعه ی لر بر خلاف سایر اقوامی مانند ترک و کرد و عرب چیزی از تاریخ و هویت خود نمیدانند و تن به هویت جعلی آریایی-پارسی داده اند.
تحصیلکردگان لر تحت تاثیر آموزه های قومگرایانه پانفارسیسم در مدارس و دانشگاه ها ملیگرایی ایرانی و عشق به کوروش و زبان فارسی را آموختند و مردم فارس را اشرف مخلوقات و خود را ملتی بی واپسگرا با زبانی مضحک یافتند.پانفارسیسم با لگدمال کردن هویت آنان در رسانه ها و مدارس ته مانده ی غرور آنان را در هم شکست اما نخبگان لر تحت تاثیر تلقینات ناسیونالیستی فارس , که برداشت آنان از مدرنیسم و همگام شدن با عصر معاصر حرف زدن به زبان سلیس فارسی بدون داشتن لهجه ی لری بود و زندگی در تهران و اصفهان و شهرهای پرزرق و برق کعبه ی امال آنان بود نه در پی اصلاح این وضعیت بلکه تیشه بدست به جان این لکه ی ننگ (زبان مادری!) خود افتاده و در تحقیر و بی اعتنایی به فرهنگ خویش گوی سبقت از پارسی زبانان را ربودند !
ملیگرایی امروز لرها شاهد پروسه ی شستشوی مغزی بوده که از سوی نهادهای دولتی به آنان تحمیل شده,تحمیلی که در نبود ابزار و ایدئولوژی هویت طلبانه بوده که آنرا به چالش بکشد چالشی که باید طبیعتا پس از تحقیر و تاراج این قوم بدست مرکزگرایان شکل میگرفت ولی آن حرکت اگاهی بخش,ان بینش و اینده نگری متاسفانه در میان لرها وجود نداشت.زنجیر اسارت دین و مذهب و وطنپرستی حاکم بر جامعه لُر ماحصل گفتمان حاکم بر انان است در جوامعی نظیر اذربایجان هرچند این مناطق نیز تحت حاکمیت مرکزگرا و تک ایدئولوژی فارس محور قرار دارند ولی وجود تشکلات , نهادها و در نهایت جریانات و گفتمانهای هویت طلبانه این روند یکسویه را برهم زده و باعث شده که مردم با اگاهی بیشتر و نگاهی اینده نگرانه تر به هویت و سرنوشت خود داشته باشند .
گفتمان لُری نیازیست که جامعه ی لر قریب به صد سال است انتظارش را میکشد تا با ایجاد حس هویت طلبی و وابستگی به زادگاه , مانع از به یغما رفتن ثروت و هویت خلق لر بدست ناسیونالیسم های تمامیت خواه فارس و کرد شود , بر ماست تا زمینه را برای ایجاد و استقرار هر چه گفتمانی هویت طلبانه در جامعه ی لر فراهم آوریم .
وطن پرستی لرها تاثیر جریانات و رسانه های ملیگرای فارس بر روی خلق لر است نه از روی عقلانیت و عشق و علاقه ی قلبی … آنچنان که قادر به دیدن مرگ خود و هویتشان هم نیستند !

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)