ظاهرا این مشکل وقتی به شهرها سرایت کرد صدای اعتراض ها از هر سو برخاست . انتخاب رشته جای خود دارد ، معلمان و دانش آموزان در مدارس روستایی حتی امنیت جانی نداشته اند/ حوادثی که کشته یا مصدوم کمتری داشته اند در مطبوعات بازتاب چندانی نیافته اند/ در خیلی از روستاها اصلا مدرسه متوسطه دوره دوم  وجود ندارد اگر هم باشد برای چند روستا، یک مدرسه ساخته اند که در آن آزادی انتخاب رشته تحصیلی یا به شدت محدود شده است یا اصلا وجود ندارد / در این اجبار  نه به واقعیت های اقتصادی و بازار کار توجه می شود و نه به علایق محصلان/ چرا فقر آموزشی در مدارس روستایی مضاعف است/ در  بعضی روستاها  دانش آموزان اصلا به اینترنت دسترسی ندارند و از منابع علمی اینترنتی و کتابخانه های مجازی بی خبر اند

فقر آموزشی و مساله هدایت تحصیلی در روستاها و مناطق محروم  این روزها خیلی از  دانش آموزان و اولیا معترض اند که آزادی انتخاب  رشته تحصیلی از بین رفته است .نمایندگان مجلس این مساله را پیگیری می کنند ، در مطبوعات و فضای مجازی مطالب زیادی در ارتباط با این موضوع انتشار می یابد ؛ این  اعتراض ها آن قدر جدی شد که سازمان بازرسی کل کشور مطابق اصل ۱۷۴ قانون اساسی به این مساله ورود پیدا کرد .

رییس سازمان بازرسی با قید فوریت به معاون نظارت و بازرسی امور فرهنگی و اجتماعی خود مأموریت داد موضوع هدایت تحصیلی را بررسی کند. این بحث دامنه وسیع تری یافت . مقامات عالی رتبه کشور در مورد آن موضع گیری نمودند . آقای روحانی رییس جمهور کشورمان در گفت و گوی تلویزیونی در تاریخ ۱۲مرداد ۹۵ خاطر نشان ساختند وزارت آموزش و پرورش حق اجبار ندارد ، باید دانش آموزان را هدایت کند.

مسلما پیگیری مسوولان و افکار عمومی به حل این مشکل کمک زیادی خواهد نمود ولی این پیگیری ها و اعتراض ها برای نگارنده به عنوان معلم سوال مهمی را مطرح ساخت .

دانش آموزان در مدارس روستایی  ده ها سال است از حق انتخاب رشته تحصیلی محروم اند ؛ چرا  افکار عمومی ، قوه مقننه و قضاییه در طول این سال ها یک بار هماهنگ به این مساله اعتراض نکردند ؟

ظاهرا این مشکل وقتی به شهرها سرایت کرد صدای اعتراض ها از هر سو برخاست . انتخاب رشته جای خود دارد ، معلمان و دانش آموزان در مدارس روستایی حتی امنیت جانی نداشته اند ؛ در فروردین ۹۵ معلم جوان ” مرحوم حمید رضا گنگو زهی”  در یکی از مدارس روستایی  سیستان و بلوچستان زیر آوار ماند و جان باخت .

در سال ۹۴ مرحوم علی بخش نوروزی آموزگار  روستایی در استان کهگیلویه و بویراحمد در راه مدرسه  اسیر سرماو کولاک شد و قبل از این که نیروهای امدادی برسند فوت کرد . مدارس روستایی در برخی موارد از امکانات اولیه مانند ساختمان استاندارد محروم اند ؛ کلاس ها در کانکس ، کپر یا خانه های مخروبه تشکیل می گردد که دانش آموزان امنیت جانی ندارند ، تجهیزات گرمایشی غیر مناسبی  مانند بخاری نفتی یا برقی مورد استفاده قرار می گیرد که ضریب خطر بالایی دارد .

در حادثه آتش سوزی در مدرسه انقلاب اسلامی شین آباد بیشتر از ۲۰ کودک کشته یا مصدوم شدند ، برخی از مصدومان بعد از گذشت ۴ سال هنوز بهبودی کامل نیافته اند. فاجعه شین آباد نمونه منحصر به فرد نیست  ،حوادثی که کشته یا مصدوم کمتری داشته اند در مطبوعات بازتاب چندانی نیافته اند .

صحبت از آزادی انتخاب رشته با این شرایط در مدارس روستایی به یک آرزوی دست نیافتنی می ماند ولیباید مستندات آن را ارائه نماییم . در خیلی از روستاها اصلا مدرسه متوسطه دوره دوم  وجود ندارد اگر هم باشد برای چند روستا، یک مدرسه ساخته اند که در آن آزادی انتخاب رشته تحصیلی یا به شدت محدود شده است یا اصلا وجود ندارد .

فرض کنید ۱۵ دانش آموز در مدرسه متوسطه نوبت دوم در یک منطقه روستایی  ثبت نام کرده اند ، اگر  از میان ۱۵ دانش آموز ، ۹ نفر علوم انسانی  ، ۳ نفر علوم تجربی ، ۲ نفر  ریاضی فیزیک و ۱ نفر رشته فنی و حرفه ای  را انتخاب کنند ، فقط رشته ای  که اکثریت دانش آموزان انتخاب نموده اند ملاک تشکیل کلاس خواهد بود و ۶ نفری که در اقلیت هستند مجبورند در رشته علوم انسانی  ادامه تحصیل دهند . گاهی حتی اگر اکثریت هم رشته خاصی را انتخاب کنند باز این انتخاب محلی از اعراب نخواهد داشت ؛ فرض کنید اکثریت دانش آموزان یکی از رشته های فنی و حرفه ای مانند الکترونیک یا مکانیک را انتخاب کنند ، با توجه به این که در مناطق  روستایی ، هنرستان فنی و حرفه ای وجود ندارد  عملا به رای و نظر اکثریت دانش آموزان کسی وقعی نخواهد گذاشت و به اجبار رشته ای  به این اکثریت تحمیل خواهد شد .

در این اجبار  نه به واقعیت های اقتصادی و بازار کار توجه می شود و نه به علایق محصلان .البته مدارس شبانه روزی تا اندازه زیادی این مشکل را در مناطق محروم حل کرده اند زیرا در این گونه مدارس چندین رشته تحصیلی ارائه می گردد ولی باید دقت کرد مدارس شبانه روزی در ایران  محدوداند و پاسخ گوی تمام نیازهای آموزشی مناطق محروم نیستند .

شاید این سوال منطقی را خوانندگان بپرسند ؛ چرا فقر آموزشی در مدارس روستایی مضاعف است؟

به این پرسش از ابعاد مختلفی می توان پاسخ داد ، از منظر فقدان تضمین های موثر در سطح کلان  برای  عدالت آموزشی ، از منظر فقدان سازوکار مشخص و کارآمد در سند تحول بنیادین ، از منظر اقتصاد نظام آموزشی ، ولی پاسخ نگارنده بر مبنای تجربه شغلی چندین ساله در مدارس روستایی است بر این مبنا مهم ترین دلایل فقر آموزشی عبارتند از :
۱- در خیلی از مدارس شهری  مردم به صورت داوطلبانه یا اجباری به مدرسه کمک نقدی یا غیر نقدی می کنند و اگر این مساعدت ها نباشد مدارس شهری عملا ورشکسته و تعطیل خواهند شد ،در صورتی که در اغلب روستاهای محروم احتمال گرفتن پول از مردم تقریبا صفر است . برای روستاییان با وجود خشکسالی های اخیر و گرانی مایحتاج اولیه پس اندازی نمی ماند که بخواهند به مدرسه کمک کنند . برخی از روستاها  هم خوابگاه کارگران شده اند که به خاطر گرانی اجاره بها در شهرهای بزرگ به روستاهای اطراف پناه آورده اند و وضع مالی مناسبی  ندارند تا به مدرسه کمک مالی کنند.
۲- بیشتر مدارس روستایی در مقایسه با شهر دانش آموزان بسیار کمی  دارند حتی با فرض امکان مشارکت مردم هرگز مبلغ چشمگیری جمع نخواهد گردید . فرض کنید مدرسه ای که کل دانش آموزان آن ۳۰ نفر است اگر ۲۰ نفر هم  کمک مالی نمایند و هر کدام میانگین پنجاه هزار تومان در حالت خوشبینانه به مدرسه کمک کنند مبلغی که بعد از چند ماه پیگیری و سرو کله زدن با اولیا جمع خواهد شد یک میلیون تومان خواهد شد که فقط کفاف برخی هزینه های اولیه  مانند برق ، گازوئیل ، تلفن و غیره  خواهد شد.
۳ – اینترنت امروز نقش مهمی در آموزش ایفا می کند به خصوص در دوره دبیرستان فقدان اینترنت باعث می شود دانش آموزان از منابع مهم اطلاعاتی محروم بمانند ، در تمام شهرها ، نوجوانان  در مدرسه ، خانه یا حداقل مغازه های کافی نت به اینترنت دسترسی دارند در صورتی که در  بعضی روستاها  دانش آموزان اصلا به اینترنت دسترسی ندارند و از منابع علمی اینترنتی و کتابخانه های مجازی بی خبر اند .
۴- قریب به اتفاق آموزگاران مدارس روستایی در شهر سکونت دارند ،  به دلیل دوری راه و تعداد کم دانش آموزان عملا برگزاری کلاس های تقویتی یا فوق برنامه  مقرون به صرفه نیست مگر این که معلمی از روی وجدان کاری یا آرمان گرایی حاضر به تدریس رایگان و تحمل ضرر باشد.
مناطق روستایی و عشایری  که دچار محرومیت مضاعف آموزشی اند حمایت و امکانات بسیار بیشتری می طلبند با رویکرد فعلی  این محرومیت  نه تنها از میان نخواهد رفت بلکه تشدید خواهد شد .


 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)