رذالت و تعفن از هر گوشه نظام جمهوری اسلامی بی وقفه بیرون می زند. شلیک به کولبرانی که پیشاپیش کمرشان زیربار بی آیندگی و سرگردانی و هراس ازکشته شدن، خم شده  است بیان عریان رذالتِ دستگاه دولتی و طبقهء حاکم ایران است.

دوشنبه شب، هفتم تیر نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در پاسگاه مرزیِ دوله به کاروان کولبران آتش گشودند و دو برادر به نام های لطیف علیخانی و رئوف علیخانی [از منطقهء آلان (از توابعِ سردشت) را به قتل رساندند. از آغاز ریاست جمهوری حسن روحانی تاکنون نزدیک به ۰۱۳ کولبر در نتیجهء شلیک نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به قتل رسیده اند. (۱) این رقم، کولبرانی  که در نتیجهء رفتن روی مین کشته شده اند را در بر نمی گیرد. نه تنها مین های به جا مانده از دوران جنگ ایران و عراق پاکسازی نشده اند بلکه اخیرا گروه موسوم به واحد مهندسی سپاه قدس در بخش‌های از شهرستان مریوان اقدام به کاشت مجدد مین کرده است. (۲) بسیاری از کولبران در واقع کارگران فصلی هستند که در زمستان های سرد کردستان برای بقای خانواده خود در کوه های سخت روزانه کیلومترها با کولبار سنگین راه می روند. بسیاری از کولبران به طرق مختلف در مسیرهای صعب العبور جان خود را از دست می دهند. مانند احمد عزیز‌پور کارگر ساختمانیِ ۵۳ ساله از اهالی روستایی در حوالی شهر بانه  که گرفتار سیلاب شد و در اثر سکته قلبی ناشی از شدت فشار، جان خود را از دست داد.

ماه گذشته نمایندهء مریوان در مجلس شورای اسلامی رژیم اعلام کرد که با «عنایت و لطف مقامات» برخی معابر کولبری بازگشایی می شوند. آتش گشودن به روی کولبران در ماه های اخیر در چارچوب اجرایی کردن طرح امنیتی «انسداد مرزها در کشور» صورت گرفته است. اما با انسداد معابر در مرزهای کردستان، میان دلالان و تجار با مقامات محلی و کشوری تنش به وجود آمد و متعاقب آن با «پادرمیانی ها» و مسلما با رشوه دادن ها و رشوه خواری های کلان و میلیاردی، چند معبر کولبری بازگشایی شد. اما انجام چنین معاملاتی که قربانیان آن کولبران هستند ادامه خواهد یافت زیرا هم در تجارت مرزی سودهای کلان مالی خفته است و هم جمهوری اسلامی در مرزها با مشکلات امنیتی روبرو است.

جمهوری اسلامی در حالی کولبران کردستان را «قاچاقچی» می خواند که ستون فقرات دولتش یعنی نیروهای مسلح و در رأس آنها سپاه پاسداران بزرگترین قاچاقچیان خاورمیانه هستند. این سرداران و پاسداران جمهوری اسلامی هستند که بزرگترین شبکه قاچاق مواد مخدر را از مرزها و بنادر به داخل ایران و از طریق مرزهای ایران به سوی اروپا سازمان می دهند نه جوان روستایی کولبر. این فقر و بیکاری ناشی از عملکرد نظام سرمایه داری و رژیم جمهوری اسلامی است که  در کردستان پیر و جوان و کودک را به سوی فعالیتهای مرگباری چون کولبری سوق داده و می دهد.

واقعیت این وضعیت را صاف و ساده باید دید: برای سرمایه داری و مشخصا نظام جمهوری اسلامی این کولبران زباله ای بیش نیستند. با تندتر شدن ضربان رشد و توسعهء سرمایه داری این وضع بدتر خواهد شد و لایه هایی جدیدی از انسان هایی که مملو از انرژی و فکر و استعداد هستند و تعداد بیشتری از کودکان زیبایی که قلب تپندهء جامعه هستند، توسط کارکرد سرمایه داری در رده «زباله» قرار خواهند گرفت. این وضعیتی است که کارگران کولبر کردستان، کارگرانِ فصلیِ معدن طلای آق دره، دست فروشان متروی تهران، بیکاران روزمزد میادین شهرهای بزرگ ایران، کودکان و زنان سوری که در کارگاه های تولیدی ترکیه و اردن کار بردگی می کنند، زنان تن فروش که هیچ راه امرار معاش دیگری ندارند و … را به یکدیگر متصل می کند. این ها بخشی از صدها میلیون بیکار و بی ثبات کاران جهان هستند که سرمایه داری حتی قادر نیست آنان را در پیکره طبقه کارگر ادغام کرده و استثمارشان کند. برای سرمایه داری این خیل عظیم انسانی یک «جمعیت اضافه» است. اما این ها برای جامعه بشری «اضافه» نیستند بلکه انرژی و استعدادهای گرانبهای جامعه هستند که از آن ربوده شده و نابود می شوند. نظام سرمایه داری آنان را به حاشیه رانده و طرد می کند؛ استعدادها و ظرفیت هایشان را لگدمال می کند؛ در جنگ ها آنان را در شمار عظیم به قتل رسانده ودر زندان ها و اردوگاه های پناهندگی اسیر می کند. فرآیند انباشت سرمایه به ویژه در دورانی که به «گلوبالیزاسیون سرمایه داری» معروف شده است این «جمعیت اضافه» را تولید کرده و این روند در مقیاس بین المللی به طور تصاعدی در حال گسترش است. در هر کشور، اکثر قربانیان این فرآیند قشرهایی هستند که پیشاپیش در مناطق محروم بوده اند یا ستم دیده ترین قشرهای جامعه هستند. مانند زنان. دولت ها و مقامات دولتی که کارگزاران انباشت سودآور سرمایه برای طبقه سرمایه دار هستند، سیاست ها و قوانین را طوری تنظیم می کنند که به این هدف خدمت کند و مهمترین وسیله شان برای تحمیل این وضعیت نیروهای نظامی و اسلحه و کشتار و زندان و شلاق است.

جوانان کردستان همچون جوانان دیگر نقاط ایران در چهارچوب این رژیم و روابط حاکم بر آن مطلقا آینده ای ندارند. معجون غیرقابل تحمل فقر و محرومیت و ستم گری ملی تنها چیزی است که این نظام می تواند به توده های مردم بدهد و این وضعیت حادتر خواهد شد. کلیه سیاست های رژیم از ماهیت ضد مردمی اش سرچشمه می گیرد و جز این نمی تواند باشد. جمهوری اسلامی نمیتواند رویکردی جز این داشته باشد. جمهوری اسلامی و کارگزاران کُرد آن همواره دروغ فریبکارانه ای را شایع کرده اند که گویا با انتخاب کردن جناح یا نمایندگان «صالح» می توان فقر و محرومیت و ستم ملی را در کردستان تخفیف داد. اما انتخابات ها فقط  به بقای جمهوری اسلامی خدمت کرده اند و سرمایه داران و زمین داران و فرصت طلبان کردستان نیز فربه تر شده اند. کشتار کولبران سندی کوبنده و نافذ برای اثبات این ادعا است. تنها یک راه و فقط یک راه است که می تواند به مقابله با جنایت های این دولت برخاسته و بالاخره کارگران و زحمتکشان و ستمدیدگان را نجات دهد و آنهم سرنگونی انقلابی این رژیم و انجام انقلاب کمونیستی است. این افق و برنامه و رهبری این راه را باید به میان جوانان کردستان از جمله کولبران برد و آنان را حول جنبش و انقلابی سازمان داد که هدفش ایجاد جامعه و جهانی است که دیگر هیچ شکل از ستم و استثمار را برنتابد و انسانها مجبور نباشند برای تامین نیازهای شان جان خود را کف دست بگذارند. باید جامعه و جهانی را ساخت که در آن آحاد مردم، در تعاونی آزادانه و آگاهانه و داوطلبانه با یکدیگر کار و تولید کرده و مشترکا از ثمرات زحمت و کارشان بهره ببرند. این یک رویای غیر واقعی نیست. قبلا چنین جوامعی از طریق انقلاب های بزرگ و تکان دهند به وجود آمدند. هرچند عمرشان دیری نپایید و زیر فشارهای جهانی و داخلی از بین رفتند اما به وجود آمدنشان برای همیشه اثبات کرد ایجاد چنین جامعه ای هم ضروری است و هم ممکن. پس نه تنها باید به حساب خون کولبرانی که بر زمین ریخته شده است رسیدگی کرد و جمهوری اسلامی و خادمین آن را به سزای اعمالشان رساند بلکه کلیت این نظام سرمایه داری را محکوم و حکم واژگونی آن را به اجرا گذاشت. برای تحقق چنین هدفی و خلق دنیایی نوین، باید وارد مبارزهی سیاسی انقلابی همراه با کمونیستهای انقلابی شد. 

یادداشتها:

۱- به نقل از سایت و خبرگزاری کُردپا

۲- به نقل از کُردپا

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)