253633_980

پیش و پس از برجام، یکی از گمانه‌زنی‌های متداول درباره تاثیر برجام بر اقتصاد ایران رونق «صنعت توریسم» بود؛ دولت به این اعتبار از خرید بزرگ هواپیما و نوسازی ناوگان هوایی خبر داد و رسانه‌ها آن را زمینه‌چینی برای ورود توریست‌ها دانستند؛ اما صنعت توریسم در کشوری با این حجم از حوادث جاده‌ای، کمبود ناوگان ریلی و عدم توسعه فرودگاه‌ها چگونه برای چنین رونقی آماده شده است؟

یک‌طرفه شدن جاده‌هایی که تهران را به مناطق خوش آب‌وهوا در شمال کشور می‌رساند، خبری تکراری است؛ هر بار که چند تعطیلی پشت هم می‌افتند و راه را برای فرار از شهر دود و ترافیک ترافیک باز می‌کنند، این خبر به نقل از پلیس راهور در رسانه‌ها منتشر می‌شود؛ خبری که برای آنان که در راهند خبر خوشی است؛ امکان تصادف را کم می‌کند و مقصد را نزدیک‌تر؛ اما این‌بار صدای دیگری هم به گوش رسید؛ «عده‌ای از مردم آمل، با تشکیل زنجیره انسانی در ورودی جاده هراز به شهر آمل اعتراض خود را به یک‌طرفه شدن جاده نشان داده‌اند.» خبر خیلی زود تکذیب شد؛

سرجمع ٨ نفر تو خیابون ایستادن تیتر زده زنجیره انسانی در آمل در اعتراض به یه طرفه شدن

اما حتی اگر تنها شایعه‌ بود، یا در بیان اعتراض مردمی که می‌خواستند در مسیری بالعکس به سمت تهران حرکت کنند اغراق شده بود، مطرح شدن این موضوع اثرش را گذاشت و صدایی دیگر هم شنیده شد؛

به بسته شدن #هراز توسط مردم #آمل بخندید، ما به واقعیت ها گریه می کنیم! یک طرفه شدن جاده باعث عدم دسترسی روستاها به مراکز درمانی و… میشه!

بستن جاده در اعتراض به یک طرفه شدن جاده؛ مگه شمالیها سفر ندارند که تا تعطیلی میشه جاده برای تهرانی ها یک طرفه میشه؟

من کاری ندارما ولی آملیا هم بدبختا آخر هفته از جاده هراز استفاده میکنن تا برن به ییلاق‌هاشون و خب الان
با یک طرفه شدن نمیتونن برن دیگه

سید حمید طهایی، استاندار استان البرز گفته بود: «با یک طرفه شدن جاده چالوس مردم ۵۰ روستا دچار مشکل می‌شوند.» برخی از کاربران از مشکلات دیگری که سفرهای عظیم این چنینی برای مردم محلی به وجود می‌آورد گفتند؛ گران‌تر شدن کالاها و خدمات و در برخی موارد کمیاب شدن آن‌ها، ترافیک سنگین در داخل شهرهای کوچک که اساساً برای این حجم از عبور و مرور آماده نیستند و…

تعطیلات در راه

پلیس راه محورهای چالوس و هراز را یک‌طرفه کرد اما حتی این تصمیم ازشلوغی و ازدحام جاده‌ها نکاست و کسانی که قصد داشتند خود را به شهرهای شمالی کشور برسانند، در مسیر چالوس و هراز نزدیک به ۲۱ ساعت در جاده ماندند. برخی در شبکه‌های اجتماعی از مسافران شمال انتقاد کردند که سزاوار چنین مصیبتی هستند، که با علم به شلوغی‌ها راهی شمال می‌شوند. خیلی‌ها در دفاع از مسافران گفتند که برای تفریح و سفر در این چند روز گزینه‌های زیادی وجود ندارد و معمولا ارزان‌ترین و در دسترس‌ترین راه برای گذراندن این روزها سفر جاده‌ای به شهرهای شمال کشور است. بازگشت آن دسته از ساکنان تهران که خانواده و یا اقوام‌شان در شهرهای شمالی کشور زندگی می‌کنند نیز در ترافیک این مسیر بی‌تاثیر نیست.
تصاویر زنجیره بی‌انتهای ماشین‌ها در جاده‌ها را نشان می‌دادند. خبر رسید که عده‌ای در تونل کندوان ساعات زیادی را منتظر مانده‌اند و به همین دلیل دچار مسمومیت بر اثر استنشاق دود شده‌اند. برخی عکس‌ها مسافرانی را نشان می‌داد که در کنار ماشین‌ها در ترافیک زیرانداز انداخته‌ و نشسته و یا حتی خوابیده‌اند. پلیس راهور پنج‌شنبه شب از مردم خواست که اگر کار ضروری ندارند، بازگشت را به روزهای شنبه و یکشنبه موکول کنند که از بار ترافیک جاده‌ها کاسته شده است و … اما این همه اتفاق در چند روز تعطیلی و سفر چرا رخ داده‌اند؟

حمل و نقل بین‌شهری؛ آیا ما برای «توریسم» آماده‌ایم؟

پیش و پس از برجام، یکی از گمانه‌زنی‌های متداول درباره تاثیر برجام بر اقتصاد ایران رونق «صنعت توریسم» بود؛ دولت به این اعتبار از خرید بزرگ هواپیما و نوسازی ناوگان هوایی خبر داد و رسانه‌ها آن را زمینه‌چینی برای ورود توریست‌ها دانستند؛ اما صنعت توریسم در کشوری با این حجم از حوادث جاده‌ای، کمبود ناوگان ریلی و عدم توسعه فرودگاه‌ها چگونه برای چنین رونقی آماده شده است؟
قطار یکی از محبوب‌ترین وسایل نقلیه بین شهری در سطح جهان است؛ ایمنی بالا و حوادث پائین، سرعت بالا و اتلاف کم وقت به دلیل نبود ترافیک، آسیب کمتر به محیط زیست در مقایسه با سایر وسایل حمل‌ونقل، ارزانی، گستردگی نقاط پوشش و در دسترس بودن ایستگاه‌ها از دلایل این انتخاب است. مسافرت با قطار دشواری‌های مسافرت با هواپیما را ندارد، و در عوض فرصت تماشای مسیر را هم فراهم می‌کند؛ این تفاوت در برخی از کشورها از جمله سوئیس، خود به عنوان جاذبه توریسی در نظر گرفته می‌شود؛ چنان که راه‌آهن ملی سوئیس با راه‌اندازی «قطارهای طبیعت» با پنجره‌های بزرگ، امکان لذت بردن از مسیر را هم فراهم کرده‌اند.

travel3
travel4
travel2

در مقابل در ایران و در آستانه صد سالگی حمل‌ونقل ریلی، سطح امکانات و کیفیت خدمات ریلی، آن را از گزینه‌های سفر حذف می‌کند؛ عدم وجود خط آهن در بسیاری از نقاط پرتردد و گردشگرپذیر، خدمات بی‌کیفیت و ناوگان حمل و نقل فرسوده، و در کنار آن هزینه‌هایی که در مقایسه با امکان جابه‌جایی با خودرو شخصی و اتویوس، مقرون به صرفه نیست. مسیرهای خط آهن در ایران بسیار محدودند و اغلب ایرانیان تجربه کمی در سفر با ناوگان ریلی دارند. (۱)

travel1

با این همه و در فردای توافق با جامعه جهانی، قرار است به زودی، در کشوری که مردم در تعطیلاتی سه روزه، ساعت‌ها در جاده‌ها می‌مانند، با سیل توریست‌ها مواجه شویم. در وضعیت کنونی، آنها ناچار خواهند بود شیوه‌های دیگر حمل و نقل را به جای قطار ایمن، ارزان و راحت انتخاب کنند؛ خودرو شخصی، اتوبوس و هواپیما.

هواپیماهایی که بلند نمی‌شوند، جاده‌هایی که می‌کُشند

چندی پیش مدیرکل حمل‌ونقل و پایانه‌های استان اصفهان گفته بود «کشته شدن سالانه ۱۷ هزار نفر در تصادفات جاده‌ای کشور مسئله نگران‌کننده‌ای است و هر روز به اندازه سقوط دو هواپیما در جاده‌ها کشته می‌دهیم». وی از افزایش هزینه تصادفات جاده‌ای از ۱۸ هزار میلیارد تومان در سال ۸۶ به ۳۰ هزار میلیارد تومان در سال جاری خبر داده بود.
دلیل آمارهای بالای تصادفات جاده‌ای، مرگ و میر و نقص عضو بر اثر این تصادفات، ترکیبی از ناامنی جاده‌ها، خودروها و نحوه رانندگی عنوان می‌شود؛ چند هفته قبل مرگ بیش از ۱۵ سرباز و زخمی شدن باقی سربازان دو اتوبوس، موجی از واکنش‌ها را در فضای رسانه‌ای ایران برانگیخت. در بررسی این سانحه، وزارت راه نیز به دلیل غیر ایمن بودن محل تصادف مقصر شناخته شد، اما خیلی سریع بحث‌ها فروکش کرد. تقریبا هر سال تابستان، با بروز حادثه در اردوی راهیان نور، یک‌بار دیگر بحث پیرامون وضعیت سفرهای جاده‌ای در ایران مطرح، و به سرعت به فراموشی سپرده می‌شود.
در کنار این همه، دولت پس از برجام، خبر از خرید ۱۱۸ فروند هواپیما ایرباس برای بهبود حمل و نقل هوایی در ایران داد. حجم بالای مبلغ قرارداد موجب انتقادات بسیاری به دولت حسن روحانی شد؛ منتقدان معتقد بودند اولویت‌های دیگری وجود داشت، اما دولت آقای روحانی به دنبال یک خرید خبرساز بوده است. حسن روحانی از استحقاق مردم ایران گفته بود. در سال ۲۰۱۱، ۱۲ میلیون و ۵۶۶ هزار نفر از طریق هوایی، ۴۳ میلیون و ۹۸۳ هزار نفر با وسایل حمل‌ونقل زمینی و ۵۷۱ هزار نفر از راه آبی در داخل کشور سفر کرده‌اند. این گفته در کنار صحبت‌های مدیرکل حمل‌ونقل و پایانه‌های استان اصفهان که گفته بود «بخش عمده‌ای از کشته‌شدگان حوادث جاده‌ای از «طبقه متوسط رو به پایین و نان‌آور خانواده» هستند.»، تا اندازه‌ای معنای «مردم» و سوگیری طبقاتی دولت را نشان داده بود.
با این همه هنوز مشخص نیست، در صورت خرید هواپیماهای خریداری شده، و رونق سفرهای هوایی در داخل، چه فکری می‌توان برای توریست‌ها و گردشگرانی کرد که به تهران، شیراز، مشهد، اصفهان و سایر کلان‌شهرهای ایران رسیده‌اند و حالا قصد دارند به «گردش» در شهرها و روستاها بپردازند. در وضعیت کنونی توسعه حمل‌ونقل هوایی و صنعت توریسم، جدای تاثیر اقتصادی‌اش می‌تواند مستقیما در بالا رفتن حوادث جاده‌ای تاثیر بگذارد.

مرکزیتی به نام «تهران»

تهران، شهری بزرگ، در جنوب رشته‌ کوه‌های البرز، پایتختی که با استقرار همه توان اقتصادی و سیاسی کشور در آن قرارست مشکل‌گشای کشور باشد، حتی در مدیریت تفریح ساکنانش، به یک معضل کشوری تبدیل شده است؛ مردم آمل جاده را نبسته‌اند؟ به نظر می‌رسد که این‌طور باشد. اعتراضات پراکنده و محدودی بوده، که با دوطرفه شدن جاده سریعا برطرف و تکذیب شده است. شاید اعتراضاتی از این دست، و از همه مسیرهای ممکن، از جمله از طریق نمایندگان شهرها و روستاهای دیگر در مجلس، می‌توانست پرسش‌های کلیدی را جایگزین طنزهای فضای مجازی کند؛ آیا قرارست فکری اصولی برای حل بحران‌هایی که روی هم تلنبار می‌شوند بشود؛ یا دولت‌ها قصد دارند تغییرات پایدار را با شوهای تبلیغاتی تاخت بزنند، و برای حمل و نقل در حال احتضار ایران سمفونی بسازند.

پانوشت‌ها؛
۱. آخرین آمار مقایسه‌ای که در سایت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران هست متعلق به سال ۸۵ است. مروری بر این آمار مقایسه‌ای وضعیت اسفناک ایران در حمل و نقل ریلی در منطقه و جهان را به خوبی نشان می‌دهد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)