n00191109-b-1
متن کامل این مقاله را می‌توانید در سایت عدم  خشونت بخوانید: ( اینجا )

اورول یکی از نویسنده‌های محبوب من است.  ۲۵ آوریل (پنجم تیر ۱۳۹۵) هم روز تولدش بوده، اما من نه خبری داشتم و نه کاری داشتم به روزهای تولد آدم‌های نام‌دار. این متن رو چهار روز پیشتر لازم می‌دیدم بعد از خوندن کتابش (آس و پاس‌) بنویسم:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اورول ساده می نویسد. انتقادی می‌نویسد, تیزبین است, اما بالاتر از همه:

تکان دهنده و تلخ می نویسد,

ولی عمیق هم می نویسد، طوری که نمی توانی از آن رد شوی و دوباره به حرفش فکر نکنی؛ چرا؟ چون خودش هم از اعماق می آید، هر چند که ظاهری تحلیلی و بسیار خشک دارد.

سبک اش “کابوس آبادی” در برابر “خیال آبادی” و “رمان سرنخ دار” در مورد زندگی واقعی و طنز بود.

نوشته‌هایش عموما ضد فاشیسم، ضد کمونیسم، در دفاع از ظرفیت‌های سوسیال دموکراسی، نقد ادبی و جدلی بوده اند.

او به گفته ی بسیاری, یکی از بهترین مقاله نویسان در زبان انگلیسی بوده است.

مقاله‌ی شلیک به فیل او (۱۹۳۶) در برمه، خیلی شهرت پیدا کرد. در این مقاله، ناتوانی و حقارت استعمارگر را در برابر مردم بومی نشان داد و همین شد که از شغل پلیسی کنار کشید.

..

… بعضی مقالات دیگرش را می‌توانید در وبلاگ فارسی اورول دنبال کنید.

پنج مقاله ی مهم او را منتقدین شماره کرده اند.

یکی اش تاملاتی در مورد گاندی است که دو بار قبلا به فارسی ترجمه شده، و آخریش رو هم، اجبارا خودم مرتکب شده ام.

یکی اش هم سیاست و زبان انگلیسی است که در مورد زبان نوشتار صحبت می کند برگرفته از سایت م. قائد و با چیرگیِ دست او.

دیگری، چهار مقاله ی بلند در کتاب چرا می نویسم است. به ترجمه آناهیت کزازی، نشر آیدین
و قدیمی تر از همه کتاب ارزشمند مجموعه مقالات جرج اورول، اکبر تبریزی که سال‌ها پیشتر همت کردند و مردم را در جریان فکر اورول گذاشتند.

اما اورول علاوه بر شغل اصلی اش که مقاله نویسی بوده, رمان هم نوشته.

رمان یا قصه هایش خیلی شهرت به هم زدند.

“قلعه حیوانات” بی صاحاب:

یا همان مزرعه ی حیوانات که در این دیار, به خاطر بی صاحاب بودن, داره ترجمه هاش به صد تا می رسه.

____________________________________________________
____________________________________________________

برای خبر گیری از باقی داستان، دعوت‌تان می‌کنم متن کامل را در خود سایت عدم خشونت بخوانید:

جرج اورول به‌مثابه پژوهش‌گری میدانی و ژرف‌اندیش در حاشیه‌نشینی و فلاکت!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)