
همهی ما دوست داریم؛ شغل مناسبی داشته باشیم؛ و از طریق آن کسب درآمد کنیم. اما از قدیم تا به الآن تبعیضهای زیادی نسبت به حقوق دریافتی زنان و مردان وجود داشته است . گاهی زنان، بیشتر از مردان در مشاغل مختلف کار میکنند؛ در مقابل حقوق ناچیزی دریافت میکنند. با توجه به مشکلات اقتصادی، تورم و گرانیهای این چند سال، شرایط زندگی برای همه دشوار و سخت شده است؛ این مسئله برای زنان مهاجر بیشتر به چشم میخورد. آنها به کارهای سبزی پاک کردن، میوه چینی ، گل چینی، قالی بافی ، خیاطی و بیشترشان نیز در کارخانههای مختلف تولیدی مشغول به کار هستند.
مریم اهل جاغوری افغانستان است. شوهرش کارگر ساختمان بوده؛ که بر اثر حادثهای کاری از ساختمان سقوط کرده؛ و بعد از دو هفته فوت میکند. حالا او با چهار تا بچهی خردسالش زندگی میکند؛ در کنار مراقبت و مادری کردن باید کار کند؛ و مخارج زندگیشان را بپردازد. مریم میگوید در کارخانهی ریسندگی زنان مهاجر و غیر مهاجر زیادی کار میکنند؛ که متاسفانه حقوق پایینی در ازای کارشان پرداخت میشود. او از وضعیت تبعیض و شرایط زنان گلایه مند است و میگوید: در اینجا همان کاری را که مردان انجام میدهند؛ و پای دستگاههای ریسندگی از قبیل بوبین پیچی و دستگاه کرل مشغول به کار هستند؛ حقوقی ۱۵ تا ۱۶ میلیون در ماه میگیرند؛ و این در حالی است؛ که زنان همان کار را با ساعت کاری بیشتر انجام میدهند؛ اما حقوق ماهانه ۸ تا ۹ میلیون به آنها داده میشود. افراد تازه وارد تا دو ماه اول همان مبلغ را هم نمیگیرند.
از مریم میپرسم: چرا کارکنان زن اعتراض نمیکنند؟ و به این وضعیت راضی شدهاند؟ میگوید: هیچ کس به این وضعیت راضی نیست. شرایط بسیاری از این زنان سخت است و عدهای سرپرست خانواده هستند؛ در صورت اعتراض به راحتی از کار کنار گذاشته میشوند؛ و فرد دیگری با همان حقوق و گاها کمتر و با ساعت کاری بیشتر استخدام میشود. همین عامل باعث شده مدیران کارخانه کارگرهای مرد را اخراج و به جای آنها کارگر زن که بیشتر کار میکند؛ و میشود به آنها، حقوق نصف و یا کمتر از نصف حقوق مردان را پرداخت کرد؛ را استخدام میکنند.
وضعیت کار و حقوق ناچیز زنان فقط در کارخانهها نیست؛ بلکه در بیشتر مشاغل دیده میشود؛ و قشر مهاجر به علت فقر و مشکلات اقتصادی، بیشترین بهروری از آنها صورت میگیرد.
زهرا در یک کارگاه خیاطی کار میکند. او میگوید: من و دوستانم از ساعت هفت صبح به کارگاه میآییم؛ و تا ساعت شش و گاهی هفت و هشت شب در اینجا کار میکنیم. پایهی حقوق ما دو و نیم تا ۵میلیون در ماه است؛ و این میزان حقوق با توجه به مقدار کار و زمانی که ما در اینجا صرف میکنیم؛ ناچیز است. بعضی روزها سفارشها زیاد است؛ و برای تمام کردن آن تا ساعت یک شب هم در کارگاه میمانیم؛ و کار میکنیم.
بسیاری از این زنان و دخترها می گویند که در محیط کارمان امنیت وجود ندارد. ما همیشه با ترس به سر کار میآییم؛ و با ترس برمی گردیم. در محیط های کاری مثل کارخانه، از طرف صاحب کار و دیگر مردان شاغل در آنجا، مورد توهین و آزار جنسی قرار میگیریم؛ بارها آزارهایی مثل لمس شدن بدنمان را تجربه می کنیم یا پیشنهادهای ناجور به ما میشود؛ بخصوص این شرایط برای زنان و دختران مهاجر که از قشر ضعیف جامعه هستند؛ و معمولاً صدایشان به جایی نمیرسد؛ بیشتر اتفاق می افتد.
از زهرا میپرسم با این وجود، چرا این همه زن و دختر افغانستانی در این محیط های پر خطر کار میکنند؟! او میگوید: همان طور که خودت هم می دانی؛ شغل اتباع افغانستانی در ایران کارگری است. این روزها کار کم پیدا میشود از طرفی با گرانیها و هزینهها، مجبور هستیم؛ تمام اعضای خانواده کار کنند؛ تا از پس مخارج زندگیشان بر بیاید.
هر شش ماه هزینهی کارت اقامت ، پول کارت کارگری ، هزینه تحصیل بچهها ، پول پیش اجاره و کرایههای سنگین خانهها، آب و برق و گاز، هزینههای درمانی که با وجود نداشتن بیمه برای ما بسیار سنگینتر است را باید بپردازیم. هیچ کس از سر رفاه و راحتی، به این محیط ها نمیآید. همه به علت فقر است؛ که این شرایط را تحمل میکنند.
به او حق میدهم. امروز ما در مسیری قرار گرفتهایم؛ که هر طرفش آتش است. نه راه بازگشت داریم و نه طاقت ماندن، و این جبر است و جبر است که به عنوان یک مهاجر زندگی کنیم و از هیچ حقوق انسانی بر خوردار نباشیم.
با توجه به شرایط تبعیض دستمزد و کاری که برای زنان در این محیط ها وجود دارد؛ سراغ قانون کار میروم؛ تا ببینم آیا در قانون کار ایران هم این تبعیضها وجود دارد؟ مطلبی که در قانون کار میخوانم این است:
” برای انجام کار مساوی و در شرایط مساوی در یک کارگاه باید مزد زن و مرد به طور مساوی پرداخت شود. و تبعیض در تعیین میزان مزد بر اساس سن، جنس، نژاد و قومیت و اعتقادات سیاسی و مذهبی ممنوع است. همچنین انجام کارهای سنگین که نیاز به جابه جایی وسایل با وزن بالا را دارد؛ و کارهای پر خطر برای زنان ممنوع است.”
متاسفانه هیچ یک از این قانونها، در مورد زنان شاغل در محیط های کارخانه و بیشتر مشاغل دیگر رعایت نمیشود. زنان و دختران ایرانی و افغانستانی در این محیط ها مورد تبعیض قرار میگیرند؛ فقط بخاطر جنسیتشان و در مورد زنان اتباع تبعیض ملیتی هم مطرح است.
از آقای کریمی که در محیط کارخانه کار میکند؛ و از شرایط حقوق زنان و مردان آگاهی دقیقتری دارد میپرسم: آیا این تبعیض در حقوق زنان و مردان فقط مختص کارخانههای ریسندگی است؟ او میگوید خیر شهرستان ما به شهرستانی تولید کنندهی قالی و.. تبدیل شده است و کارخانههای قالی و ریسندگی و قاب سازی و … بسیار است. همچنان نیز کارخانههای جدیدی در حال روی کار آمدن هستند؛ در هر یک از این کارخانهها مساوات حقوق زن و مرد رعایت نمیشود. زنانی که در این کارخانهها استخدام میشوند؛ نصف حقوق مردان و گاها کمتر از نصف حقوق آنان را دریافت میکنند. و این خود باعث، سود دهی بیشتر کارخانه دارها میشود؛ و تمایل بیشتری به استخدام نیروهای زن دارند.
زنان و مردان در کارخانههای قاب سازی با یک نوع کار، حقوق متفاوتی دریافت میکنند. زنان در کارگاههای تولید قاب ۵ تا ۶ میلیون در ماه حقوق میگیرند؛ در حالی که حقوق مردان در همان نوع کار ۱۲ میلیون در ماه است. در کارخانههای قالی حقوق مردان ۱۶ تا ۱۴میلیون در ماه است. و این حقوق برای زنان ۱۲ تا ۱۰ میلیون در ماه است. خلاصه در کارخانههای مختلف پرداخت حقوق طبق تمایل شخصی صاحب کارخانه صورت میگیرد؛ و هر جا متفاوت است.
نمیدانم این طومار تبعیض جنسیتی تا چه زمانی ادامه پیدا میکند! گاهی اوقات فکر میکنم با وجود پیشرفت جوامع و بالا رفتن فرهنگ و سواد، این قبیل تبعیضها از بین میرود؛ اما این یک تصور نادرست است. طمع افراد و عطش ثروت و عدم نظارت بر کارخانههای خصوصی و فقر افراد جامعه، باعث این بهره کشیها و تبعیضها میشود و کمتر کسی به آن اعتراض میکند.
این تبعیضها تاثیرات مخرب و بسیاری بر زندگی مهاجران میگذارد. امروزه ما به عنوان قشر مهاجر، با انواع تبعیض مواجه هستیم؛ نه تنها در زمینه شغل و کار، بلکه در بسیاری از زمینهها از قبیل حق مالکیت، آموزش و تحصیل، تردد بین شهری، خدمات درمانی و بیمه، خدمات ارتباطی و بانکی و حتی با تبعیضهای روحی و روانی نیز مواجه هستیم. اعمال این تبعیضها بر مهاجرین، زندگی را سخت و امید داشتن آیندهی شاد را از انها میگیرد؛ از این رو اکثر مهاجران مقیم ایران به دنبال آیندهای به دور از تبعیض و جنگ و داشتن حداقل حقوق انسانی ، چشم به کشورهای اروپایی دوختهاند؛ و رویای مهاجرت دارند.


هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.