جنسیت و گرایش جنسی قطعیت ندارد.

دگرباشی جنسی به طیف جنسیت ها  و گرایش های جنسی اشاره دارد.

هویت جنسیتی، جنسیت درونی فرد را از جنسیت بیرونی وی که با اعضای جنسی بدن شناخته می شود، قوی تر و واقعی تر  و ملاک تعیین جنسیت فرد می داند. زیستن در بدن زنانه، با هویت جنسیتی مردانه، و زیستن در بدن مردانه با هویت جنسیتی زنانه، شماری از افراد جامعه  که ناچار در چارچوب قوانین اجتماعی از کدهای رفتاری و پوشاکی فرمانبری می کنند را دچار سردرگمی می کند.

در همین مسیر، گرایش جنسی به همجنس، شماری از افراد جامعه را که قادر به فرمانبرداری از قوانین اجتماعی حامی گرایش به جنس مخالف نیستند، دچارآسیب های روحی ناشی از سرکوب مدام احساسات، عواطف، افکار، و گرایش جنسی می کند.

تا اینجا، و تا الان، این دو زندان، برای بخش بزرگی از مردم شناخته شده است.   زندان سوم، زندانی است که در درون دگرباشی، و در اثر قطعیت بخشیدن به چهار شاخه ی معمول دگرباشی جنسی بوجود آمده است. تصور معمول در بین دگرباشان جنسی این است که فرد یا همجنسگرا است، و یا تراجنسی، و تا کنون همجنسگرایان و تراجنسی های ایران، زیر فشار تبعیض حقوق جزایی و اجتماعی، خود را از دیگری بهتر یا صاحب-حق تر می دانند.

واقعیت این است تراجنسی بودن مانع همجنسگرا بودن فرد نیست.  این امکان هست که فرد، تراجنسی همجنسگرا و یا تراجنسی دوجنسگرا باشد و متعلق به  هر دو بخش دگرباشی جنسی باشد.  مرد باشد، در بدن زنانه به دنیا آمده باشد، گرایش جنسی اش به همجنس باشد، یا به هر دو جنس.

در یک جامعه ی فارغ از مرزبندی های جنسیتی و فارغ از قوانینی که برای دگرباشی جنسی  مجازات های کیفری در نظر می گیرند، این تعریف ها سرگیجه ایجاد نمی کند. اما در وضعیت فعلی جامعه ای که ما داریم، سرگیجه ایجاد می شود، و سرکوب اعمال می شود.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)