رییس دولت برآمده از کودتای انتخاباتی 1388 که اسب قدرت را با مدل «پوتین ـ مدودف»، به همدستی رحیم مشایی، زین کرده، دیشب از حق مردم ایران برای انتخاب گفت و ضرورت انتخابات آزاد!

محمود احمدی نژاد، همچنان متوهم از رای وزارت کشور و تایید آیت الله خامنه ای، به پشتوانه ی 64 درصدی که برایش در خرداد 88 اعلام شد، از موضع «رییس جمهور» طرح بحث می کند و ادعاهای بی پایان خود را تکرار.

شنبه شب، بار دیگر امکان یافت که در برنامه ای زنده، مقابل دوربین های صدا و سیمای جمهوری اسلامی بنشیند. مرتضی حیدری، مثل همیشه بی چالش و انتقاد، در برابر محمود احمدی نژاد نشست و با لبخند و تکان دادن سر، او را تایید کرد؛ رفتاری که صدای سایت نزدیک به محسن رضایی را بلند کرد. “بازتاب” نوشت: «اصحاب رسانه نه تنها مخالف گفتگوی زنده احمدی نژاد نیستند، بلکه موافق هر نوع دیالوگ و پاسخگویی مسئولان نیز می باشند، به شرط آن که واقعا گقتگو باشد، نه آن که مجری محترم نقش مرغ سخنگو و سه پایه دوربین را در گفتگو ایفا کرده و پس از تکرار سوالهایی که از طریق دفتر احمدی نژاد برایش نوشته شده باشد، سرخود را به نشانه تایید تکان داده و لبخند بزند. بلکه سوال های بی شمار مردم درباره وضعیت فجیع اقتصادی و گرانی های کمرشکن، وعده های پوچ دولت درباره اشتغال و رانت و فساد در دولت را مطرح کند.»

احمدی نژاد و انتخابات و رای رهبر جمهوری اسلامی

رییس قوه مجریه ی جمهوری اسلامی دیشب در گفت و گویی که از شبکه اول سیما و به مناسبت دومین سالروز اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها پخش شد، گفت: «بسیاری هستند که فکر می کنند می توانند بهتر از مردم تصمیم بگیرند؛ این در حالی است که شخص رهبر معظم انقلاب می فرمایند که من یک رای بیشتر ندارم.»

آن که میلیون ها شهروند در اعتراض به رای اعلام شده برایش به خیابان ها آمدند، حالا و همزمان با مطرح شدن بحث انتخابات 92 مدعی شده: «برخی که در گوشه و کنار، قدرتی در اختیار دارند یا رسانه ای را تحت کنترل خود دارند، فکر می کنند که باید جای مردم تصمیم بگیرند.»

او بدون اشاره به شهروندان معترضی که در سال 88 هدف گلوله قرار گرفتند یا در بازداشتگاه ها شکنجه شدند و جان باختند، افزوده: «باید اجازه دهیم که ملت تصمیم بگیرد و هنر ما این است که بستری فراهم کنیم تا خواست و اراده ملت محقق شود.»

احمدی نژاد البته از تهدیدهای وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، سخنی نمی گوید؛ تهدیدهایی که مطابق آن، به فعالان سیاسی مخالف و اصلاح طلب، هشدار داده شده که به فکر حضور مجدد در عرصه ی انتخابات ریاست جمهوری نباشند. او همچنین از توقیف نشریات و احضار روزنامه نگاران چیزی نمی گوید، و معلوم نیست از نظر وی، «بستر»ی که قرار است مردم در آن اراده ی خود را متبلور کنند، کجاست و چگونه شکل می گیرد.

احمدی نژاد دغدغه ی باند فکری ـ سیاسی خود را دارد و ادامه ی پروژه های مشترک اش با اسفندیار رحیم مشایی؛ وگرنه دست کم باید می گفت که چرا موسوی و کروبی دو رقیب وی در انتخابات 88، بدون انجام محاکمه ای نمایشی و فرمایشی، همچون دیگر دادگاه های امنیتی، همچنان و پس از دو سال، در حبس و حصرند. او تنها مدعی می شود که «ما خواستار حضور حداکثری و قاطع مردم هستیم.» و او توضیح نمی دهد که چگونه می توان میلیون ها شهروند بی اعتماد شده به حکومت، پس از کودتای انتخاباتی 1388 را بار دیگر به حضور پای صندوق های رای تهییج کرد.

ادعاها و تحریف های تمام نشدنی

درحالی که اکثریت جامعه ایران، مشکل گرانی و تورم و رکود اقتصاد و بیکاری و اختلاف طبقاتی را با پوست و استخوان لمس می کنند، و آمارهای مختلف، حاکی از عدم تحقق ادعاهای دولتی است که در هفت سال گذشته (از 1384 تا 1390) بالغ بر 530 میلیارد دلار درآمد داشته، احمدی نژاد با اعتماد به نفس همیشگی اش، بی پروا و چشم در چشم مجری و دوربین های تلویزیونی و مخاطبان، گفت: «برنامه اول ما این است که کار نیمه تمام برای دولت بعدی نگذاریم.»

او اما درعین حال، دقایقی بعد، فراموش کرد که چه گفته؛ و بدون اشاره به بی کفایتی و ناکارآمدی و سوء مدیریت دولت اش، آن هم با وجود داشتن درآمد خیره کننده نفتی در دوره ریاست جمهوری اش (که معادل نیمی از کل درآمد نفتی ایران در یکصد سال گذشته است) اظهار داشت: «مردم ما می دانند در اقتصاد ما بیماری های مزمن همچون بهره وری پایین، تورم مستمر، واردات بالا و صادرات پایین وجود دارد و اینها مشکلاتی است که 60 سال در اقتصاد ما بوده و با نوساناتی ادامه داشته است.»

وی مدعی شد: «اینکه می گویند تولید ضعیف شد، حرف درستی نیست»؛ و افزود که «در سال 90 نسبت به سال 89، رشد اقتصادی 2/5 بود که جزو رشدهای بالای اقتصادی دنیا به شمار می رود.»

احمدی نژاد نگفت که مردم باید نشانه های این رشد اقتصادی را در کجا مشاهده کنند.

از همه جالب تر، این ادعای او بود که گفت: «درسال گذشته، قدرت خرید هفت دهک جامعه بالا رفته است.»

وی توپ تورم را به مشکلات «ساختاری» کشور انداخت و گفت: «در 40 – 50 سال اخیر همیشه تورم داشته ایم»؛ و بدون این که از دستکاری آمار و ارقام و تحریف حقیقت ابایی داشته باشد، در مورد افزایش قیمت ها در ماه های اخیر افزود: «تورم نوساناتی داشته اما در مجموع میزان متوسط آن یکسان بوده است.»

او فراموش کرد که بانک مرکزی جمهوری اسلامی همین چند روز پیش اعلام کرد که نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به آبان ماه از 26 درصد هم گذشته است.

احمدی نژاد که مایل نیست به هیچ وجه بی کفایتی دولتش و  سوء استفاده های همراهانش از قدرت را در اوضاع نابسامان کنونی بپذیرد، بار دیگر از «دست»هایی گفت که «می خواهند بر اوضاع اثربگذارند.»

او درعین حال مدعی شد که «عمده این مساله (تورم) به خاطر تغییر قیمت ارز است.»

تناقض های سخنان احمدی نژاد، مثل همیشه پایانی نداشت؛ او از یک سو به نقش تحریم ها در اقتصاد ایران اشاره کرد و گفت: «دشمنان خرید نفت را به شدت کاهش دادند و نگذاشتند پول آن جابجا شود و در چنین شرایطی تجارت خارجی که کاملا وابسته به ارز دولتی است حتما با یک چالش جدی مواجه می شود»؛ از سوی دیگر مدعی شد: «آن چیزی که آنها می خواستند نشد»؛ و از طرف دیگر، و درحالی که پیش تر گفته بود وضع هفت دهک جامعه بهتر شده، اظهار داشت: «البته به یک بخش وسیعی از مردم فشارهای سنگینی وارد می شود و دولت به طور شبانه روزی تلاش دارد آن را کاهش دهد.»

در اوج بحران های اقتصادی، رییس جمهور برآمده از کودتای انتخاباتی در آخرین سال حکمرانی اش مدعی شد  که «تضمین می دهد کارها درست شود.»

او البته بار دیگر بر ضرورت مدیریت متمرکز در کشور تاکید کرد و گفت که «باید اقتصاد از یک نقطه مدیریت شود». نیز بدون اینکه اشاره ای به بیت رهبر جمهوری اسلامی کند، افزود: «هم‌اکنون اقتصاد از چند جا مدیریت می‌شود.»

از واقعیت تا ادعا

مصاحبه ی زنده و مستقیم احمدی نژاد درحالی دیشب از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، که همین دیروز یک عضو شورای عالی کار خط فقر واقعی در کشور را یک میلیون و 500هزار تومان اعلام کرد.

این در حالی است که حدود 8 میلیون کارگر در کشور، دستمزدی کمتر از نصف این مقدار را دریافت می کنند، حداقل دستمزد در سال جاری 390 هزار تومان است و 80 درصد آنان بدون بیمه و با قراردادهای موقت مشغول به کارند.

کارگران و کارمندان، برکنار از ادعاها و آمار و ارقام احمدی نژاد، درگیر با واقعیت های سخت معیشتی در مورد کارنامه ی دولت برآمده از تقلب و دروغ، داوری می کنند. کاهش فاحش ارزش ریال، همزمان با سیر فزاینده و توقف ناپذیر قیمت اجناس، بحرانی برای مزد بگیران و حقوق بگیران پدید آورده که نه با لبخندها و آمار و ارقام و وعده های احمدی نژاد تغییر می کند نه با شعارها و فرمان های رهبر جمهوری اسلامی.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)