“نافرمانی مدنی روشی برای اعتراض به سیاست‌های حکومت‌ها می‌باشد که به صورت خشونت‌پرهیز باشد. این روش درجنبشی به رهبری ماهاتما گاندی برای استقلال هند از امپراتوری بریتانیا استفاده شد. همچنین این شیوه در جنبش ضد نژادپرستی در آفریقای جنوبی، جنبش حقوق مدنی آمریکا و جنبش‌های صلح طلب مورد استفاده قرار گرفته است. دراین روش با بی‌اعتنایی به قوانین حکومتی سعی در تضعیف قابلیت اجرای قانون که یکی از مهم‌ترین پایه‌های قدرت هر حکومتی است می‌شود.” ویکی پدیا
گرچه نافرمانی مدنی از سیستم های متفاوت و بهم پیوسته ای مانند عدم همکاری، مخالفت وجدانی و اعتراض قانونی به طور کل جدا نیست اما بهترین گزینه دیکتاتور شکن در شرایط فعلی ایران و با توجه با جمعیت اقلیت تحصیل کرده مخالف ایرانی بهره گیری از سیستم عدول از وظیفه.می باشد.اما عدول از وظیفه چیست؟ اين عمل می‏تواند تصميم پليس مبنی بر دستگير نکردن خاطيان، يا تصميمی به‏وسيله دادستان جهت عدم اقامه دعوا برای محاکمه و يا قصد يک قاضی يا هيئت منصفه به منظور تبرئه فردی که آشکارا گناهکار است، باشد. اينکه آيا اين رفتارهای وجدانی در واقع تخطی کردن از وظايف کلی اداری می‏باشد يا نه، محل بحث است. اگر تخلف از وظيفه‏ای شخصی توسط يک صاحب منصب بيشتر از رعايت دقيق همان وظايف بر طبق روح و اهداف کلی آن شغل باشد، در نتيجه می‏توان گفت که آن تخلف، بهتر از انجام وظيفه، وفاداری به الزامات آن مقام را نشان می‏دهد. در جریان حوادث پس از انتخابات ۸۸ ما شاهد انواع روش های نافرمانی و بدفرمانی مدنی بودیم که عموما توسط محسن سازگارا، بنی صدر و رضا پهلوی تبلیغ می شد. از این اقدامات می توان به شعار ما همه محاربیم در اعتراضات گسترده پس از انتخابات اشاره کرد. این اقدامات سران حکومت ایران را بر آن داشت که با متهم کردن اپوزسیون به انقلاب مخملی با هر اقدام اعتراضی مسالمت آمیز مردم با خشونت برخورد کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)