یلدا ابتهاج، دختر هوشنگ ابتهاج شاعر ایرانی، در تارنمای فیس بوکش به علی عظیمی معترض شده بود که در آخرین نماهنگش، “زندگی” از تصویر و شعر سایه بدون اجازه این شاعر استفاده کرده است. در نوشته یلدا ابتهاج که با عنوان “سلامتى و عافیت از ما گریخته” منتشر شد می‌خوانیم:

Ali Azimi Hoshang Ebtehaj conflict

یلدا ابتهاج – نمیدانم از کجا آغاز کنم. نتوانستم سکوت کنم که گاهى سکوت کردن تایید اشتباه و سهل انگارى هاست.

در جایى که فرهنگ و هنر در حفظ و نگهدارى ارزش‌ها و گسترش آن نقش مهمى دارد، تماشاى این سهل انگارى کار دشوارى ست. آنچه روزگارى خصوصیت و نشانه اى از فرهنگ و هنر ایرانى بود امروز به سادگى هیچ شمرده مى شود. و ارزش هاى صیقل یافته‌اش در دوره اى که ما در آن زندگى مى کنیم به عمد و یا به غیر عمد و یا از روى بى توجهى ما به زیر خاک و یا گوشه اى مهجور مى ماند.

آنچه مرا وادار به نوشتن کرد باز داستان غم انگیز موسیقى ماست این روزها. کسانى این روزها به این باور رسیده‌اند که مى شود بسادگى بعنوان آهنگساز دست به خلق آثارى زد آنهم بى زحمت و دانش کافى. کافى ست قطعه اى با اشعار شناخته شده و خوب شاعران بنام ساخت. که خب نیمه اى آماده شنونده را بسادگى مجذوب خود مى کند و اکثرا شنونده را با این نیمه آنچنان درگیر و مجذوب مى کند که شنونده به نیمه اصلى یعنى موسیقى توجهى کمتر مى کند. حال اینکه چقدر این شعر درک شده و بجا با موسیقى استفاده شده است اکثرا درست شنیده نمى شود.

آنچه مرا وادار کرد تا سکوت نکنم قطعه اى ست که این روزها دوستانى آشنا و غریبه بهمراه تصاویرى برایم فرستادند.

قطعه اى بر روى شعر زندگى از سایه.

آنچه براى من دردناک بود این است که یک: شعرى با این محتوا و یکى از شعرهاى برجسته سایه چطور مى تواند اینگونه به مخاطب ایرانى بازگردانده شود؟

بعید مى دانم براى تصاویرى که استفاده شده اجازه اى از هنرمندان گرفته شده باشد همانطور که سایه از آن بى اطلاع است دیگران هم حتما بى اطلاعند. در ایران براى استفاده از شعر، گرفتن اجازه معمول نیست. تا آنجایى که در مواردى که افرادى براى استفاده از اشعارى از سایه براى موسیقى مى پرسیدند جواب این بود که این معمول نیست و درواقع با وسواس و دقت کمى که معمول هست جایى براى تایید نمى ماند. در نتیجه تمام آثارى که بر روى اشعار ساخته شده است بدون نظارت و تایید شاعر انجام شده است.

اما انتخاب این تصاویر و شعر و ابتکار نابجایى که آهنگساز در میانه شعر بخرج داده این هم جاى تعجب بسیار دارد.

دوم: چه بر سر ما شنونده و مخاطب هنر و موسیقى در این سرزمین آمده است که هرچه به ما تحویل مى دهند مى پذیریم و تازه اشاعه هم مى دهیم. با چه اطمینانى این مى کنیم؟ آیا با این کار ما خودمان ارزش‌ها را مخدوش نمى کنیم؟ آیا از خودمان مى پرسیم محک ما چیست؟ درست مى شناسیم؟ یا که با یک جمله سهل انگار و ساده پذیر مى گوییم این “سلیقه ” است!

آنچه سیاستش سالهاست در همه عرصه‌ها پى ریزى شده و آن، چیزی غیر از درهم و مخدوش کردن ارزش‌ها و مرزها نیست، همه ما را بیمار و گرفتار کرده است. خود، فرهنگ و هنر ناب و خوب و پویا را گم کرده‌ایم و کمتر دلتنگ آن هستیم و کمتر به صرافت مى افتیم که جستجویش کنیم. هر چه تحویلمان مى دهند مى پذیریم. و مقلد و چشم و گوش ناپاک خیال مى کنیم مى بینیم و مى شنویم. آنچه مى کنیم تکرار و ادامه همانى ست که نمى خواهیمش. همان سیاستى که بیمارمان کرده و اینجا این خود ماییم که آن مى کنیم…

علی عظیمی – خواننده و آهنگساز- در پاسخ به این انتقاد در حساب کاربری اینستگرامش  ویدئویی منتشر کرد که آهنگی برای هوشنگ ابتهاج زده می شود و تصویر او گرفته می شود. مشخص نیست که قرار بر چیست و آیا هوشنگ ابتهاج آگاه است که این تصاویر برای نماهنگی گرفته می شوند یا نه. عظیمی در توضیح این ویدئو نوشت:

علی عظیمی – ما بسیار امیدوار بودیم که نیازى به نوشتن این چند خط نباشد. اما متاسفانه نشد.

ابتدا در مورد اجازه ى استفاده از شعر، زمانی که ما به فکر تهیه ویدیوی آهنگ زندگی افتادیم، بطور خیلى طبیعى و جهت احترام به حق مؤلف، اولین کاری که کردیم رفتن خدمت استاد ابتهاج بود برای عرض ادب و در جریان قرار دادن ایشان.

دهم اکتبر ۲۰۱۵ با دوستانى که معرف ما بودند به منزل ایشان رفتیم. نشستن پای سخنان سایه یکی از خاطرات فراموش نشدنی ما شد. آهنگ را به شکل کامل برای آقای ابتهاج اجرا کردم. دراین زمینه استاد فرمودند که ” تا به حال هیچ کس از من اجازه و تاییدیه نگرفته و شما هم کار خودت را بکن چه کار به اجازه ى من داری؟ ”

نگرانی عمده ى استاد این بود که چون متن کامل شعر را شاید همه نشنیده باشند، سطوری که اضافه شده ممکن است مخاطب را به اشتباه بیاندازد که لابد این سطور نیز جزیى از شعر زندگى ست. من هم با ارتباط دائمى که با دختر جناب ابتهاج داشتم قول دادم که هنگام انتشار، به روشنى توضیح دهم که سطور اضافه شده جزو شعر زندگى نیست و نوشته حقیرست که به این تعهدم پایبند بوده‌ام.

اما دلیل اصلى نگارش این متن، شایعاتى ست که طى چند روز اخیر در فضاى مجازى و رسانه‌ها به راه افتاده مبنى بر اینکه تصاویرِ هنرمندان در ویدیوى زندگى بدون اطلاع و رضایت ایشان بوده ست.

همه هنرمندان که در کلیپ حضور دارند هم از موسیقى مطلع بوده‌اند، هم از متن کامل شعر این آهنگ، هم از اینکه از تصویرشان استفاده خواهد شد و هم اینکه ویدیو نهایى برایشان ارسال شده بود.

در مورد تصویر سایه، خودشان با بزرگوارى آن روز به ما گفتند که “من یقیناً در هیچ کلیپى بازى نمى کنم. ولى شما فیلمت رو بگیر از همین صحبت هاى ما. ” آرش هم پس از اتمام آهنگ و کلیپ اصلى و پس از جمله تقدیم به سایه، فقط چند ثانیه از تصویر ایشان به عنوان سپاس استفاده کرده ست. این هم بخاطر وسواس بسیار بالاى ما بود. مى شد یک عکس اینترنتى از سایه استفاده کرد. اما با توجه به کیفیت بقیه تصاویر کارگردان حتماً مى خواست بهترین تصویر از سایه را که خودش گرفته استفاده کند.
در پایان مجدداً از استاد ابتهاج سپاسگزاریم که با بزرگواری فرصت دیدارشان را به ما دادند و ما را تحمل کردند. تندرست و پاینده باشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)