محمد شمس لنگرودی شاعر، این روزها مشغول انجام تجربه‌ای متفاوت و البته در زمینه خوانندگی است که با آهنگسازی کامران رسول‌زاده و تنظیم سروش قهرمانلو انجام می‌شود.

آنقدر صدایش گرم و گیرا بود که اگر تا پیش از آن خبری را در پیشخوان خبرگزاری‌ها و رسانه‌های مجازی نخوانده بودم، به سختی باورش می‌کردم که صاحب صدا کیست؛ «بالا و پایین»‌های زیرکانه صدای استاد با همراهی «چیره‌دستانه» نوازندگان همراهش معجون عجیبی را پدید آورده است که هر شنونده‌ای را سر ذوق می‌آورد. اگر تا پیش از این برخی شاعران معاصرمان اشعارشان را با صدای خود می‌خواندند، این یکی از نخستین بارهایی است که شاعری ترانه‌اش را با آواز می‌خواند و مخاطبانش را با صدای خود هم آشتی می‌دهد. محمد شمس‌لنگرودی که نامش بیشتر با پژوهش در شعر فارسی و البته دفتر شعرهایی چند، گره خورده است، این بار نه در لابه‌لای سطور کتاب‌ها در کتابخانه‌ها، که به مثابه خواننده‌ای صاحب سبک، میهمان خانه‌هایی شده است که او و شعرهایش را می‌خوانند، شعرهایی که هرکدام برگی هستند از دفتر زندگی در روزگاری که به «کویری» می‌ماند در انتظار «باران.» شمس در کار «در شب» از روزگاری می‌گوید که دیگر نیست و از بال و پر طاقتی که دیگر بریده شده است؛ اما همه اینها سبب نمی‌شود که امید وصال و چشم‌انداز پیش‌رو نادیده انگاشته شده و کار در همین ناامیدی بماند. اینجاست که «صبر» و «خموشی» مجاز شمرده نشده و آینده‌ای ترسیم می‌شود که باید به سمتش حرکت کرد. شمس لنگرودی در این کار هم در واقع دنباله‌رو گفته‌ها و اشعار خود است که دیگر با عینکی خاص به جهان اطرافش نمی‌نگرد و همچنان که بارها گفته در این سن و سال گویی تازه عاشق شده است؛ عشقی که آرامش را برای او و مخاطبانش به همراه آورده است. بعد از شنیدن چندین و چند باره این کار بود که دانستم قدم گذاردن شمس در این دنیای جدید از همان زمانی کلید خورد که او مثل «زورق مست» آرتور رمبو احساس می‌کرد در یک سپیده‌دم آفتابی وارد دریایی شده که چشم‌اندازش بیکران و در عین حال هم شادی‌آفرین است. «در شب» را بشنوید و از صدای استاد هم در کنار اشعارش لذت ببرید… .

 

متن ترانه در شب:

بی تو چه باشد گردش دوران
بند گرانی بر تن بی جان
در شب من بوی تو هر سوی روانه
از که بگیرم گل من از تو نشانه
از چه نباری بر سر کشتم
همچو کویری گشته بهشتم
خرمی دولت من از چه پریدی
بال و پر طاقت من از چه بریدی
ای تو شکفته در دل و جانم
صبر و خموشی من نتوانم
در شب من بوی تو هر سوی روانه
از که بگیرم گل من از تو نشانه
از چه نباری بر سر کشتم
همچو کویری گشته بهشتم
خرمی دولت من از چه پریدی
بال و پر طاقت من از چه بریدی

 

خواننده : استاد شمس لنگرودی
آهنگساز : کامران رسولزاده
تنظیم : سروش قهرمانلو
ترانه سرا : استاد شمس لنگرودی ، کامران رسولزاده
سه تار و سه تار الکتریک : سروش قهرمانلو
دف : محمد صادق فدایی فرد
استودیو : پاپ
صدا بردار ، میکس و مسترینگ : کامبیز مقدم
عکاس : باران جعفری

همچنین در همین زمینه تماشا کنید: خواب در بیداری؛ درباره زندگی و آثار شمس لنگرودی کاری از جمشید برزگر.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)