اندر باب قافیه اندیشی در شعر فارسی و تبریک و تهنیت 8 مارس 8Mars4
……………………………………………………………………..
کسانی که به شعر موزون و قافیه دار اعتقاد دارند هرچقدر هم که بر ابزار کارشان تسلط داشته باشند ، بعضی جا ها برایشان مشکل می شود که پیام اصلی شان را در قافیه ای یا وزنی بگنجانند.
این البته ایرادی ست که بر شعرای قافیه اندیش وارد است.
از همین روست که شاعران گاهی ناگزیر می شوند برخی کلمات را بشکنند یا توسعه دهند یا به قول خودشان مقلوب یا مطول کنند تا موضوع مورد نظر در قافیه بگنجد.
حتی بزرگترین شاعران هم گاهی از دست زدن به چنین ترفند ها و به قول سینماگران امروزی تروکاژهایی ناگزیر بوده اند.
مثلا به همین سبب است که در شاهنامه ما چندین اسم داریم برای سیاوش .
مثلا سیاووش ، سیا وَش یا سیاوخش.همینطور است آژی دهاک که صورت دیگرش را به نام ضحاک در شاهنامه می بینیم.
ضمنا بگویم که اغلب واژه های مخفف شده مثل مه یعنی ماه و که یعنی کاه و ره یعنی راه و صد ها واژه دیگرازاین نوع به علت همین محدویت وزن و قافیه به فرهنگ شعر و نثر فارسی راه یافته اند.
و من این سخن بدان آوردم که بگویم خیلی مشکل است که شاعر قافیه سنج 8 مارس را به زنان تبریک بگوید اما ناگزیر از کار برد واژه فارس نباشد.
چون مارس تنها قافیه ای که در زبان فارسی دارد همین فارس است.
البته یک غلـه ای هم سابقا بود که نوعی ذرت محسوب می شد و به آن گارس می گفتند که خیلی شاعرانه نیست و به هیچ وجه نمی شود آنرا با 8 مارس قافیه کرد مگر این که زبانم لال قصد شاعر آن باشد که بخواهد خدای ناخواسته زنان را در چنین روزی به آشپزخانه بفرستد برای پختن آش گارس (انصافا آش خوشمزه ای بود و ما مزه چنین آشی را از کودکی تا امروز زیردندان نگاه داشته ایم.)
به هرحال از گارس باید بگذریم و به همین فارس اکتفا کنیم تا بتوانیم با یک بیت قافیه دار 8 مارس را به زنان تبریک بگوییم.
از شما چه پنهان ما با همه تجربه ای که اندوخته و با همه دود چراغی که سالهاست در زمینه وزن و قافیه در شعر فارسی نوش جان کرده ایم نتوانستیم بیتی بهتر از این بیاوریم:
بنا براین کم و کاست آن را زنان و مردان نکته سنج و نقطه گنج به بزرگواری خود خواهند بخشود.
بنا بر این هشتم مارس با این بیت بر همگان مبارک باد:
به ترک و تازی و رومی رسان زمردم فارس
درود و تهنیتی خوش برای هشتم مارس
شاعر در این بیت علاوه بر بزرگداشت زنان و تبریک 8 مارس په پیوند میان اقوام و به همبستگی میان ملت ها هم نظر داشته است از این رو در این بیت با یک تیر دونشان زده شده است:
اول دفاع از زنان و آزادی آنها و تبریک و تهیت و نیکخواهی برای آنها
و دوم دفاع از همبستگی اقوام خاور میانه و آسیای مرکزی و چین وماجین و هند و روم و نیز پیکار با راسیسم و نژاد پرستی.
البته اشکال این بیت در آن است که سر خودِ «مردم فارس» بی کلاه می ماند ، چون خود ایشان گوینده تهنیت و تبریک است و نه دریافت کننده و پذیرندۀ آن ، که دیگر نمی دانم چه می شود کرد؟
در هر صورت عدالت همیشه نسبی ست و دهنده و بخشنده می باید همواره و تا حدود امکان کم توقع و باگذشت باشد که شکرایزد بزرگ را که همگان چنین هستیم و هستند.
اشکال دومی هم که وجود دارد آنست که اصولا «مردم فارس» اگر به معنای فارسی زبان به کار رود (که معمولا چنین است ) معنی ندارد و یک واژه ساختگی و به قول معروف یک غلط مصطلح است که به دلایلی رواج پیدا کرده و صاحبان بعضی از افکار برای جور کردن جنس در نظرپردازی ها و دکترین سازی های نان و آبدار خود به چنین غلط مصطلحی نیازمندند و از آن بهره می برند .
اجازه بدهید که ما فعلا وارد این موضوع نشویم چون لبخندما ن را بر لب هامان خواهد خشکانید !
به هر حال همچنان که شاعر گفته بود:
خوش آن بود که برآید به یک کرشمه دو کار و به نظر می رسد که این هردو کار با یک کرشمه در بیت فوق جامه عمل پوشیده است.
نکته آخر آن است که از الف ابتدا تا تای تمت این یادداشت شوخی بوده است البته به چز نکات جدی اش . مباد خواننده ای شوخی آنرا به جد و جدی آن را شوخی گرفته بوده باشد!
م.س
8 مارس 2016

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)