کوتاه در مورد سازمان وحدت کمونیستی

شاید اگر حوصله داشتم باشم برای آشنایی مخاطبان هم سن و سال خودم که به هر دلیلی کمتر در مورد تاریخ احزاب و تشکل های سیاسی فعال در ایران می دانند در مورد این موضوع بیشتر بنویسم در این وبلاگ. طبیعتا بر اساس حوزه علاقه مندی خودم بیشتر در مورد احزاب و گروه های چپ گرا خواهم نوشت….. فعلا یک چند خطی در مورد سازمان وحدت کمونیتی می نویسمم
برای آشنایی بیشتر به این لینک می توانید مراجعه کنید: http://www.vahdatcommunisti.com/

سازمان “وحدت کمونیستی” یکی از سازمان های چپ گرا در ایران بوده است که در مقاطع تاریخی دهه های ۵۰-۶۰ با این که به هر دلیل جریان گسترده و توده ای نشد، اما تاثیرگذاری خاص خودش را در تاریخ چپ ایران داشت. نکات حائز اهمیت در مورد این سازمان و اعضایش این است:
۱- از لحاظ تئوریک به نسبت گروه های مشابه قوی تر بودند.
۲-یک سری ترجمه آثار کلاسیک مارکسیستی مرهون تلاش این رفقا بوده است. کلا این سازمان مترجمان خوبی تحویل جامعه داده است. که برخی از این افراد همچنان در داخل ایران فعال هستند و لزومی به نام آوردن از آنان وجود ندارد.
۳- این سازمان جز اولین گروه های چپ و حتی جز اولین گروه های سیاسی در ایران بوده است که رسما مخالفت خود را با اعدام به هر شکلش ابراز داشته و متون تئوریک خوبی در این زمینه تدوین کرده است.
۴-همچنین این سازمان جز آخرین گروه های چپ بوده که تا انتهای دهه ۶۰ حتی بعد از اعدام های سال ۶۷ فعالیت خود را در داخل ادامه دادند و در نهایت سال ۶۹ ضربه می خورند.
۵-نام نشریه این سازمان “رهایی” بود که تا سال ۶۹ منتشر می شد. آرشیوش هم در همین سایت موجود است.

جریان شناسی چپ در ایران ۵/ مائویست ها

مائویسم یکی از بحث برانگیز ترین جریانات سیاسی در میان مارکسیست ها است. از یک طرف مائو در پر جمعیت ترین کشور های جهان انقلابی بر اساس تزهای خودش راه انداخت از طرف دیگر بسیاری ازجریانات چریکی در جنوب شرق آسیا و آمریکای جنوبی، آفریقا و خاورمیانه از نظریات وی الهام گرفتند. از یک طرف جریانات آوانگارد سیاسی – فرهنگی در میان جوانان عصیانگر دهه ۶۰-۷۰ میلادی از اندیشه های مائو متاثر بودند. خود این امر یک کشکولی گاها عجیب از مائویسم را پدید آورده است.
در ایران جریانات مختلف مائویستی فعال بوده اند که اگر بخواهیم اولین گروه را نام ببریم باید از سازمان انقلابی حزب توده نامبرد که انشعابی از برخی جوانان بود که زمانی عضو حزب توده بودند اما بعد ها در انتقاد به مشی حزب توده و همچنین انتقاد به شوروی به چین مائویستی آن زمان نزدیک شدند. البته این امر در زمانه ای که متاثر از انقلاب فرهنگی مائو بسیاری از جوانان آوانگارد و عصیان گر غربی به مائویسم گرایش داشتند چندان عجیب نمی نمود. البته عاقبت این جریان سازمان انقلابی با توجه به دستگیری برخی اعضای اصلی اش، عدم سازماندهی قوی و ریشه دار، انشعابات متعدد و اختلافات شدید در میان خودشان آن شد که تا قبل از قیام بهمن ۵۷ چیزی از آن باقی نماند.
بعد از قیام بهمن ۵۷ دو جریان عمده مائویستی در کنار چندین جریان دیگر محفلی تر و کم تعداد تر فعال بودند. یکی حزب رنجبران دیگری سازمان معروف به سربداران. مواضع حزب رنجبران در نوع خود جالب توجه است و خصوص عمده ان را می توان این گونه دسته بندی کرد:
۱- مخالفت با شوروی و در کنار آن مخالفت با حزب توده ایران
۲- نشریه رنجبر ارگان رسمی این تشکل بود که سر تاسر نقد به حزب توده و شوروی خطوط عمده آن را تشکیل می داد
۳- حمایت از جناح به اصطلاح لیبرال آن زمان یعنی آقای مهندس بازرگان و آقای بنی صدر
۴- البته حمایت از به اصطلاح جناح لیبرال درون حاکمیت را می توان به دو دلیل دانست یکی این که بر اساس آموزه های مائو این تشکل وضعیت ایران را نیمه فئودالی نیمه سرمایه داری تحلیل می کرد و انقلاب ایران را در فاز انقلاب دموکراتیک نه انقلاب سوسیالیستی می دانست درنتیجه می گفت برای گذار در مرحله دموکراتیک باید با به اصطلاح نیرو های لیبرال همراه بود دیگر دلیل که به نظر می رسد عمده تر است مخالفت با خط حزب توده و دیگر جریانات بستر اصلی چپ در مخالفت و نقد بنی صدر و بازرگان بود
۵- رنجبران نیز همچون بسیاری از گروه های چپ و دموکرات دیگر در سرکوب های دهه ۶۰ چیزی از آن باقی نماند
جریان دیگر معروف به “سربداران” یا همان حزب کمونیست مارکیسیت – لنینیست – مائویست ( م ل م) بود که عمده ترین دلیل تاثیر گذاری و معروفیتش اشغال چند روزه آمل توسط این جریان بود. این جریان بعد از مدتی به این نتیجه رسید که باید در مقابل حاکمیت جدید دست به نبرد مسلحانه بزند. ابتدا نیرو های خود را به کردستان فرستاد اما به دلیل حضور پر رنگ کومله و دموکرات و دیگر جریانات چپ در کردستان انان تصمیم گرفتند دیگر مناطق ایران را برای آن چیزی که خود جرقه به باروت انقلاب می نامیدند امتحان کنند. در نتیجه جنگل های آمل را در نظر گرفتند و البته با این تصور که با زدن جرقه اولیه توده های ناراضی به آنان خواهند پیوست. اما این تشکل تنها توانست برای چند ساعت یا به روایتی چند روز بخش هایی از شهر کوچک آمل را در اختیار بگیرد و با دادن تلفات بسیار به جنگل ها عقب نشینی کردند و در آن جا هم تلفات بسیار دیگری دادند و بازماندگان نیز اکثرا در زندان های دهه ۶۰ اعدام شدند.
در چند سال اخیر نشریه ای از طرف جریان مائویستی درایران به نام بذر منتشر می شد که در محافل روشنفکری و دانشجویی بیشتر پخش می شد. از طرف دیگر این جریان در خارج از کشور مشغول فعالیت است و در انترناسیونال مائویست ها که تشکل سراسری و جهانی از تمام مائویست ها است عضو است و نشریه حقیقت را منتشر می کند.
در کل باید گفت مائویست ها در ایران بر خلاف همنظران خود در چین زمان مائو در میان روستاییان ایرنی سازماندهی جدی نداشتند. قطعا این بر می گردد به تفاوت جامعه ایران و چین. از یک طرف موقعیت اجتماعی – طبقاتی روستاییان در ایران سرتاسر دلیلی بر خصلت های محافظه کارانه ی روستانشینان، از طرف دیگر تحولات عمیق در ایران از زمان مشروطه تا کنون همواره تحولاتی شهری بوده است. از جانب دیگر مائویست ها در ایران بر خلاف همنظران خود در آفریقا ، آسیای جنوب شرقی و آمریکای لاتین نتواستند یک جنبش چریکی جدی را سازمان دهند. از زاویه دیگر نیز بر خلاف تجربه مائویست ها در جنبش می ۶۸ و موارد مشابه مائویسم در ایران هیچ گاه جایگاه عمیقی در میان روشنفکران و جوانان و دانشجویان معترض نیافته است. البته شاید چون سنت های دیگر مارکسیستی در میان دانشجویان و روشنفکران و جوانان ریشه دار تر و عمیق تر بوده اند، این فرصت برای مائویست ها به وجود نیامده است.
در چند سال اخیر با توجه به تجربه کشور نپال و برخی تحرکات مائویست ها در هندوستان و همچنین عدول چین و حزب کمونیست آن کشور از مبانی اصلی مائویسم، به نظر می رسد بار دیگر نیرو هی مائویت ایرانی لااقل در خارج از کشور فعال شده اند و در این مورد برخی متون نظری را تدوین کرده اند. از این زاویه بازخوانی اندیشه ها ی مائو و همچنین جریانات مائویست خالی از لطف نیست
نکته تکمیلی: بته سربداران ابتدا با نام اتحادیه کمونیست های ایران شروع به فعالیت کرد و سپس به حزب کمونیست ایران (م.ل.م) تغییر نام داد

 

مختصری در مورد سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر)

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)