این روزها بحث انتخاباتی در ایران داغ است اینجانب ضرورت دیدم که تحلیلی در این مورد داشته باشم. انتخابات پیش رو با دو مجلس که سه گروه از هموطنان با سه نظر متفاوت در این عرصه فعالند. گروه اول خواهان تحریم انتخابات که بیشتر از اپوزسیون و یا انحلال طلب بیرون مرز هستند. و گروه دوم خواهان مشارکت حداقلی مردم در انتخابات که جناح اقتدارگرا ذوب شدگان ولایت جمهوری اسلامی هستند. و گروه سوم خواهان مشارکت حد اکثری مردم که جناح اصلاح طلبان هستند.

tahrim2

از این بین دو گروه رادیکالی اول، هر چند که در جناح متفاوت مقابل هم قرار دارند اما اهداف نزدیکتری را نسبت به اصلاح طالبان میانه رو دراین انتخابات دنبال میکنند وآن “عدم مشارکت مردم درانتخابات” است . این دوره از انتخابات حساستر از دوره های گذشته است و به واضح مشخص است که سپاه پاسداران با کودتای انتخاباتی و با پشتیابنی عوامل سیاسی صاحبان قدرت، نظیر شورای نگهبان با پازل چینی، در صدد کسب کرسیهای مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری هستند تا شکست خود از برنامه برجام خارجی را در این عرصه جبران نمایند و با کسب اکثریت مجلس حتی با کنار زدن اصولگرایان معقولتر، عرصه را بر دولت اعتدال روحانی تنگ تر نموده و حتی با استیضاح، آنرا متوقف سازند. از آنجا که اقتدارگرایان فاقد پایگاه اجتماعی و مقبولیت مردمی هستند، در مهندسی اجرایی نقشه انتخاباتی آنها مشارکت حداقلی تعبیه شده که فقط حامیان تشکیلاتی آنها یعنی مداحان و بسیجیان و…پای صندوق رای بیایند و این را به وضوح از فعل و انفعالات جعبه جادویی آنها یعنی صدا و سیما می توان فهمید. چند شب پیش در برنامه” بیست و سی” صدا و سیما از کسانی مصاحبه پخش کرده که مایل به رای دادن نبودند. قطعا با کسب اکثریت مطلق گروه ولایتمدار در مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری ، عرصه بر مردم تنگتر خواهد شد و از آنجا که در نزد مردم محبوبیتی ندارند برای حفظ قدرتشان مجبورند به نظامی کردن کشور به مدل کره شمالی روی آورند. و اما اصلاح طلبان با آگاهی به طرح اقتدارگرایان به دنبال آن هستند تا مردم را به پای صندوقهای رای بکشانند و از وجود پایگاه اجتماعیشان استفاده وبا حضورحداکثری مردم نقشه اقتدارگرایان را نافرجام سازند.

قطعا با کسب اکثریت کرسی توسط اصلاح طلبان و اعتدالیون در هر دو مجلس، می توانیم تغییرات را انتظار داشته باشیم. تجربه نشان داده هر گونه تغییر و دگرگونی سیاسی جامعه در یک حاکمیت استبدادی زمانی صورت می گیرد که آزادی حداقلی برای مردم فراهم شود و یک نسیم خوش به مشام برسد و ملت دچار نشاط سیاسی شوند نمونه آن را می توانیم در ظهورنرمش در حاکمیت قبل از هردو انقلاب یعنی مشروطه و انقلاب ۵۷ جمهوری اسلامی مثال بزنیم. نرمش و اصلاح پذیری مظفرالدین شاه در دهه ۱۲۸۰ منجربه ایجاد تحول اجتماعی و در نهایت انقلاب مشروطه شده وهمچنین نرمش و آزادیهای اجتماعی دراواخر سالهای حکومت محمدرضا پهلوی منجر به انقلاب ۱۳۵۷ شده است.

در نتیجه، بدیهی است در یک حاکمیت کاملا بسته و پادگانی ملت دچار خستگی مزمن و فاقد هر گونه تحرکی خواهند بود. تحولات سیاسی عمیق مستلزم بستر سازی تحولات نرم اجتماعی است که با رفورم یا اصلاحات دربستر یک استبداد می تواند ایجاد شود. تحریم انتخابات نه تنها هیچ دستاوردی برای ملت ایران نخواهد داشت بلکه آب به آسیاب گروه تمامیت خواهان ریختن وباعث تقویت استبداد خواهد شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)