مصطفا ملکیان: تغییر اندیشه‌ام از سر حقیقت‌طلبی است نه مد روز( ۱ ) و
در داستان به دار آويختن منصور حلاج می گویند ؛هر کس سنگی می‌انداخت؛ شبلی را گلی انداخت، حسین منصور آهی کرد. گفتند: از این همه سنگ هیچ آه نکردی؛ از گلی آه کردن چه معنی است؟ گفت: از آن که آنها نمی‌دانند، معذورند؛ از او سختیم می‌آید که او می‌داند که نمی‌باید انداخت.
 نوشته استاد مصطفی ملکیان” درباره انتخابات پیش رو”(۲) را از تریبون زمانه که از روزنامه اعتماد برداشت شده بود خواندم،آن هنگام که در ایران بودم بارها در موسسه معرفت پژوهش و موسسه سروش مولانا از نزدیک از سخنرانی های استاد بهره می بردم و اکنون انتقادم از  این دوگانگی است که در آنچه از نزدیک از ایشان می شنیدم و اکنون از دور می خوانم
نوشته استاد ملکیان مایه شگفتی دست کم ۲۶۵  تن از استادهای دانشگاه های سراسر کشورکه اخیرن نامه ای در پیرامون انتخابات ،برای آقای روحانی نوشتند (۳)و بسیاری دیگر از آزادی خواهان و روشنفکران ایرانی خواهد بود ،چرا که از یک سو، ما با نوشته های اخلاقی  و فلسفی ایشان روبروییم  و نیز همین فرازی از ایشان که در آغاز نوشته آوردم ، آیا نوشته آقای ملکیان در روزنامه اعتماد درباره انتخابات پیش رو با  “حقیقت طلبی ” که فرمودند مطابقت دارد یا نه؟ به گمانم در نوشته ایشان ما با مغالطه روبرو هستیم ، ایشان در نوشته خود آورده اند:
“…فرض کنید که ما نخواهیم از طریق انتخابات که دموکراتیک‌ترین روش تغییر اجتماعی است، تغییر سیاسی ایجاد کنیم. یعنی با انتخابات قهر کنیم در این صورت دو شق بیشتر وجود ندارد…”
 دقیقن برعکس ،بسیاری از کسانی که با انتخابات قهر می کنند ، خواستار  انتخابات البته آزاد و سالم که دموکراتیک‌ترین روش تغییر اجتماعی است و تغییر سیاسی ایجاد می کند هستند، نه” انتخابات نما ” که نما و ظاهر انتخاباتی که در کشورهای با دموکراسی راستین است را داشته باشد ولی از درون و محتوا، با انتخابات راستین دوری جسته باشد.
استاد ملکیان گرامی ،شما با انتخابات سالم و درستی که در کشورهای پیشرفته برگزار می گردد به خوبی آشنایید ، مردم اگر آنرا انتظار نداشته باشند ، آیا انتظار برگزاری انتخابات در اندازه کشورهای همسایه ای مانند ترکیه ، عراق و افغانستان که با حضور ناظران مستقل بین المللی برگزار میگردد ، انتظار بی جایی است ؟و  این حق شهروندان نیست ؟ اگر در همین حد هم رژیم خواهان برگزاریش نباشد، قهر ، تحریم یا گونه های دیگر اعتراض به نظر شما آنگونه که نوشتید به معنی ؛”نخواهیم از طریق انتخابات که دموکراتیک‌ترین روش تغییر اجتماعی است، تغییر سیاسی ایجاد کنیم” به شمار خواهد رفت؟
پرسشی که اینجا مطرح می شود ، پس فلسفه، منطق ، اخلاق و هدف قانونگذار، این میان چه میشود و صرف ظاهر و نمای انتخابات _که هر چند سال ، فرم ، قالب و صندوق رایی را بچینند  _ نامش انتخابات است ؟ آیا آنچه که در زمان صدام حسین در عراق زیر نام انتخابات برگزار می شد و یا سال پیش در سوریه با پیروزی بشار اسد انجام گرفت نامش انتخابات است؟ و مردم عراق در آن زمان و سوریه در این زمان ،اگر با انتخابات قهر کنند، یعنی نمی خواهند از طریق انتخابات که دموکراتیک ترین روش تغییر اجتماعی است، تغییر سیاسی ایجاد کنند؟
و پرسش دیگر این است ، چه زمان یک پدیده و چیزی در عالم واقع، برای نمونه مانند انتخابات ،تغییر هویت
می دهد و به ضد خود دگرگون می گردد ویا تا چه زمان می توان یک انتخابات را فی نفسه انتخابات نامید؟ و چه هنگام باید از آن دوری جست؟ اگر روزی پی ببرید که طلا فروش به شما ” طلانما “یعنی طلای بدلی و قلابی فروخته و یا” داروی قلابی و مسموم “به شما داده اند چه می کنید و آیا انتخابات نمی تواند به “انتخابات نما” بدل گردد، که همه نماها و ظواهر یک انتخابات را داشته باشد ، ولی از درون مانند آن تاسی که “کارل پوپر “در نظریه “جهان گرایش ها “یاد می کند دستکاری شده باشد؟و چه از لحاظ نظری و چه از لحاظ تجربی قابل اثبات و پایش نیستند؟ جنابعالی در ادامه نوشته اید :
“…  یکی این است که اصلاً نمی‌خواهیم تغییر و اصلاحی صورت بگیرد که علی‌القاعده نباید این گونه باشد ،شق دوّم این است که می‌خواهیم تغییر و اصلاح باشد امّا نمی‌خواهیم از طریق روش‌ دموکراتیک اصلاح یعنی انتخابات باشد. مثلاً می‌خواهیم کودتا یا انقلاب یا مداخلات خارجی یا شورش‌های داخلی باشد. هیچ کدام از این‌ها بر انتخابات دموکراتیک رجحان ندارند. به تعبیر دیگر ما یا طالب اصلاح هستیم یا نیستیم. اگر نیستیم که هیچی.امّا اگر طالب اصلاح هستیم، چند راه بیشتر وجود ندارد.۱. یا انقلاب است یا۲. شورش داخلی است یا۳. مداخلۀ‌خارجی است یا۴. کودتا۵. و از راه اصلاحات پارلمانتاریستی و انتخابات است…”
متاسفانه اینجا هم گونه هایی از مغالطه به چشم می خورد ،داستان بسیار ساده است بیشتر مردمی که حتا با نظارت استصوابی هم به پای صندوق های رای رفته اند ، اگر یک انتخابات مانند ترکیه در ایران برگزار گردد کلاهشان را به آسمان خواهند انداخت و نه دنبال انقلابی دیگر خواهند بود و نه از شورش داخلی حمایت خواهند کرد ، سخن این است چرا روی انتخابات آزاد، سالم و دموکراتیک بدون نظارت استصوابی تکیه نکیم ؟
   نامه سرگشاده ۲۶۵ تن از استادان دانشگاههای سراسر ایران خطاب به روحانی را داریم که  خواستار “یک انتخابات سالم، رقابتی، عادلانه و فراگیر ” هستند ، این استادان، نخبگان و آیینه تمام نمای جامعه ما هستند و نیز تصمیم گیری را برای شهروندان و مدیران ،روشن نمودند اگر چنین گفتار و دیدگاه هایی از سوی کنشگران و مقام های سیاسی و حزبی، مانند آقایان؛ محمد خاتمی ، ابطحی ، حجاریان یا اکبر گنجی ،کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران، اعضای هیات علمی عضو بسیج اساتید و دیگران که کمتر بعنوان یک فیلسوف و استاد اخلاق شناخته می شوند  بیان گردد، شاید گله ای نباشد و اگر اکنون بر استاد خرده گرفته میشود، نه دیدگاه هزاران روشنفکر بیرون ایران را یادآور شویم که” انتخابات نمای” ایران چرا شایسته ارج و بها دادن نیست، که  پشتیبانی دستکم  ۲۶۵ استاد شناخته شده درون کشور را بار دیگر پی می جوییم و به عبارتی آوای بلند و اندیشه خردورزان  و روشنفکران است  که باید شنید و در برابرش ایستادن اگر نگوییم به مصلحت ها و تعارفات آمیخته  است ولی چگونه می توان از سرحقیقت طلبی، اندیشه اخلاقی و تاریخی از آن دفاع کرد؟
حسن احمدپور(امید) فوریه ۲۰۱۶ آلمان
کنشگر جامعه مدنی
برگرفته :
۱http://neeloofar.ir/mostafamalekian/95-interview/1087-290494.html
۲_

درباره ی انتخابات پیش رو


۳ http://www.kaleme.com/1394/11/19/klm-237001/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)