در قسمتهای پیشین خواندیم که استراتژی جبهه منتقد حکومت و حامیان جمهوریت در ایران برای رهایی از گرداب نظارت استصوابی این بود که از طریق مشارکت معترضانه در تمام انتخابات ، لیست انتخاباتی حکومت را نادیده گرفته و مردم بنا برسلیقه خویش یا سازماهای مورد قبول خودشان رأی بدهند. چون این شورای نگهبان است که باید قبلا نظر خود را با کلیت جامعه هماهنگ کرده باشد. این نوع رأی اعتراضی یا آرای باطل شده، تمام مهره چینی ها و مهندسی انتخابات را تا حد ابطال به هم میریزد. منتقدین حاکمیت روش حضور معترضانه را در عالیترین سطح به تأیید شخصیتها و سازمانهای سیاسی رسانیده‌اند.
دامن زدن حکومت به تحریم
در انتخاب برای مجالس قانونگزاری و شوراها در صورت فراوانی آرای اعتراضی در صندوق ، بدلیل تعدد مدعیان درسراسر کشور که عقبه های عقیدتی ،قومی و نفوذ فراوان در حوزه خود دارند ، حاکمیت امکاناتی برای کنترل یا تغییر نتیجه مانند آنچه را در انتخابات سال ۸۴ و ۸۸ انجام داد ندارد، به همین دلیل با هدفی مشخص مخالفین را به بازی گرفته و میگوید در انتخابات شرکت کنند ولی حق داشتن نماینده ندارند . چون میداند نتیجه‌ چنین حرفی باعث دلسردی منتقدین و دوری آنان از صندوقهای رأی و دامن زدن به تحریم خواهد بود. فشار بر مهره چینی و ردّ صلاحیت قبولشدگان دور اول ، نشانه کاملی از موضع ضعف ، ونگرانی حکومت در مقابل شرکت حداکثری مردم در انتخابات است. اصرار برمهره چینی و دور کردن مخالفان از انتخابات ،مانند سایر سیاستهای حکومت در صورت پیروزی حاکمیت، ضرری بیشتر از باخت، نصیبش خواهد شد .
خارج کردن کنترل انتخابات از دست حاکمیت و شورای نگهبان با ریختن آرای هوشمندانه و آزاد توسط مردم به صندوق بخصوص در شهرهای کوچک و بخشها، حتی میتواند به ابطال انتخابات منجر شود . با توجه به اینکه تعداد معترضین به سیاستهای حکومت و مخالفین رژیم در کلیت آن تقریباً هشت برابر فاشیستها و دلواپسان میباشد، مجریان و ناظرین صندوقها در قبال سیل آرای اعتراضی ( باطله ) و اعلام حق الناس بودن آنها، هیچ کاری نمیتوانند بکنند. حضور و مشارکت معترضانه در انتخابات که از سال ۸۶ شروع شده، با هدف بی اثر کردن نظارت استصوابی در تعیین صلاحیت داوطلبان برای مجالس قانونگزاری بوده و نه برای انتخاب رئیس جمهور، با این حال یک ملیون و نیم آرای اعتراضی در انتخابات ۹۲ ثبت واعلام شد. وقتی مشکل حاکمیت فقط برکشیدن و انتخاب یک نفر باشد میتواند آن را در مرحله تجمیع آرا و با یک شبه کودتا و حکومت نظامی مانند سال ۸۸ به سرانجام برساند و با بی بصیرتی کامل خود را از دست ناجیان خویش برهاند. اکنون میتوان سؤال کرد که بر کشیدن احمدی نژاد بیشتر به نفع کشور بود یا تن دادن به قانون و رعایت حق الناس در آن زمان . اگر تفکر اصلاحات و اصرار جنبش سبز در اجرای قانون و انجام امور بر محور برنامه و بودجه پیش رفته بود آن همه ضرر و زیان ، وحیف میل در صدها میلیارد دلار در آمد و تحمل تحریمهای کمر شکن و در آخر تعطیل برنامه اتمی و تعهدات ناشی از برجام به ایران و در رأس آن به حاکمیت تحمیل نمیشد .
حاکمیت انتخابات سال ۹۲ را در شرایط برد برد برای خود بر گزار نمود. بعد از تحمل آن همه خسارات جبران ناپذیر با وجود تأخیر در شروع اعلام نتایج ، شکست نماینده فاشیستها ودلواپسان، مقدمات بر طرف شدن تحریمها و دور شدن سایه جنگ از کشور را فراهم نمود.
خاستگاه فکری حامیان تحریم
سیاست حکومت در القای تحریم چه از طریق تصویب” مصادیق مجرمانه تحریم انتخابات” یا به تمسخر گرفتن منتقدین با این مضمون که شما میتوانید رأی بدهید ولی حق انتخاب ندارید، بمنظور سوق دادن مخالفان و منتقدین بسوی تحریم است . ببینیم بافت تحریمیان و دلایلشان برای تحریم چیست
۱ – آنهایی که با کلیت رژیم مشکل دارند و بدون تجربه و یا کمترین تصوری از شرایط لازم و امکان تقلب سازمان یافته در انتخابات، واژه تقلب را طوطی وار تکرار و صادقانه فکر میکنند که تحریم به زوال حکومت می انجامد. معلوم نیست در مقابل استدلال به اینکه انتخابات یک امر داخلی است و تمام نظامهای سیاسی بدلیل ضعفهای خود در مورد دموکراسی به این مسائل کمتر بها میدهند و کشورهایی هستند که اصولا انتخابات در آنها برگزار نمیشود و از زوالشان هم خبری نیست، تحریمیان چه پاسخ میدهند ؟
۲ – علاوه بر براندازان ،افراد و گروهها ی کوچک و تک محوری که بدلیل ضعف ، هیچوقت نه خواسته و نه توانسته اند درصحنه سیاسی حاضر شوند ،با سر دادن شعار تحریم در حقیقت کار جدیدی جز هم آوایی با یکدیگر نمیکنند. بیشتر آنها فقط از دور دستی بر آتش دارند . وقتی در فضای اینترنتی از بعضی شان پرسیده شد ، برنامه شما پس از تحریم انتخابات و اطمینان یافتن از عدم مشروعیت حاکمیت (که لابد تا کنون از آن بیخبر بوده اید )، چیست؟ وبرنامه ای را که در سر دارید ، چرا تا بحال انجام نداده اید و چرا اکنون انجام نمیدهید ؟! پاسخی نداشتند. این افراد میخواهند با خانه نشینی و خلوت کردن حوزه‌های رأی گیری، از رژیم مشروعیت زدائی کنند و بقولی استبداد را از رسمیت بیاندازند. معلوم نیست چه کسی در مشروع نبودن حاکمیت و بی پایه بودن انتخاباتش تردید دارد که این هموطنان میخواهند با قهر نمودن از حقوق خود و ترک تنها راه اعتراض قانونی ، ممکن و بسیار مؤثر، آنرا ثابت کنند.؟ از طرف دیگر آیا امکان جمع کردن سیاهی لشکر و نیروهای خودسر که موظف به پر کردن چند حوزه رأی گیری برای فیلم برداری و اجرای شو تلویزیونی باشند و یا امکان استفاده از فیلمهای آرشیوی برای دستگاه حکومتی وجود ندارد ؟
۳ – مهمترین گروهی که به تحریم دامن میزند رانت خوارانی هستند که منافع مستقیم یا منفعت بالقوه ای در بقای حاکمیت دارند و توصیه های آن چنانی را به حاکمیت حقنه میکنند. دست اندرکاران قدرت میدانند که با تحریم غیر خودیها و عدم شرکت آنان، راحت تر میتوانند از این بحران بگذرند تا بعداً به اختلافات و تقسیم رانتها بپردازند. آنها با شانتاژ خبری و بزرگ نمایی اخبار تحریم، از طرفی به گروههای سنتی و جیره خوار طرفدار خود یاد آوری میکنند که در انتخابات شرکت کنند و از طرفی با اظهارات تحریک آمیز مخالفین خود را به تحریم و ترک صحنه تشویق مینمایند. این خط با بهره گیری از چهره های سهل انگار و شناخته شده ای که برای منتقدین آشنا هستند بعنوان طرفداران تحریم بخوبی در این راه ، پیش رفته و در یک جمله از این اشخاص برای رسیدن به هدف خود سواری میگیرند.
تحریم ، قهر و خانه نشینی در روز انتخابات یک نوع بی عملی است که حکومت باطناً خواستار آنست تا با خوشحالی آنرا به سکوت، حاکی از رضایت مردم تعبیر و با فراغ بال به حل وفصل باندهای درونی خود برسر تقسیم غنائم و رانت ها از ثروت ملی بپردازد و حتی ادعای کسب مشروعیت هم بنماید. ایجاد در گیریهای میدانی نیز، جز دادن مستمسکی برای تهاجم و خشونت بیشتر بدست چماقداران حکومتی ، و تحمل صدمات انسانی و تلف کردن انرژی نیست ولی بزرگترین خسارتی که قهر نمودن از انتخابات به مردم و کشور تحمیل میکند ، به هدر دادن این فرصت طلائی است .
در ضمن اخیرا از جانب گروهی از فعالین شناخته شده اجتماعی و حقوق کارگر، صندوق انتخابات رأی آزاد و دموکراتیک نیز بمنظور رأی گرفتن اینترنتی از مردم برای رد صلاحیت شدگان راه اندازی شده که ممکن است به همان ترتیب مورد سوء استفاده حاکمیت هم قرار گیرد و حتی با انتقاد از آن در سطوح پایین تر توجه منتقدان را از اصل انتخابات به این سو معطوف نماید. و لا اقل به ایجاد شبهه در مورد ماهیت دست اندر کاران بپردازد.
این دوستان میتوانند با توصیه به مشارکت معترضانه در انتخابات داخلی و بر هم زدن بساط مهره چینی ، در هر دو جهت فعالیت خود را گسترش داده و اجازه سوء استفاده از برنامه انتخابات آزاد و دموکراتیک و لکه دار کردن نام و فعالیتشان را ، به حکومت ندهند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)