” احمد آقا مرد ”
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
احمد آقا ، شوهر نیم تاج خانم و بابای علی و صمد و اشرف و منصوره مرد و امروز خاکش کردن . یه زمانی همسایه مون بود ، ته کوچه یه خونه هفتادمتری داشت ، نانوا بود ، نانوایی هم داشت ، نانوایی لواشی داشت .
اصالتا زنجانی بود و بعد از چندین سال که در تهران زندگی می کرد هنوز حتی بچه هاش هم که تو تهران به دنیا اومده بودن لهجه غلیظ ترکی داشتن هر چند دیگر چه فرقی می کند که لهجه داشت یا نداشت فکر هم نمی کنم مامورین سوال و جواب در آن دنیا با لهجه و زبان کسی مشکل داشته باشن ، البته امیدوار که اینجوری باشه …….
از امروز تمام جملات در مورد او با افعال گذشته عنوان می شود ؛ داشت ، بود ………..
تشییع جنازه امروز بود ، من که نرفتم ولی مادرم می گفت بهشت زهرا خاکش کردن ، اونم تو قبر مادرش که سال ۱۳۵۱ مرده بود ، یعنی قبر مادرش رو کندن ، استخوان هاش رو در آوردن ، ریختن تو یه کیسه و گذاشن تو قبر بعد هم جنازه احمد آقا رو گذاشتن تو قبر و ………..
قبر کنی که داشته قبر مادره رو خالی می کرده دو تا بطری در بسته از زیر خاک در میاره که تو هر کدوم یه کاغذ بوده ، چند نفری که اونجا بودن بطری ها رو میشکنن و کاغذها رو در میارن ببینن چیه ، روی یکی از کاغذها پر از دعاهای مخلتف و اسامی و حروف کج و معوج بوده . روی اون یکی هم پر از اشکال دیو و اسکلت و مار و عقرب و ….. که روی بدن تمام اونها پر از دعاهای مختلف بود .
مادرم می گفت ؛ یکی از اون کسانی که اونجا بوده تونسته یکی از کاغذها رو بخونه و گفته طلسمه ……..!!!
خلاصه هر چی بوده مال چهل و سه سال پیش بوده ، تو رو خدا دیگه حرف و حدیث توش در نیارین ……..
حالا و اکنون و امشب ، شب اول قبراحمد آقاست ، حتما نکیر و منکر میرن سراغش و ازش سوال جوب می کنن ……..
امیدوارم بتونه درست جواب سوالاشون رو بده و زیاد بین این ور و اون ور علافش نکنن .

( مهرداد تقربی )
IMG_20160108_103820

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)