۱- آخوندهای و رهبران جناح اصولگرا همه در مساجد جمعند دست بدعا؛ که خدا کند شورای نگهبان نامزدهای تیفوسی را تأیید نکند. چون اگر تندروان باشند جرأت کنار گذاشتن شان را ندارد از لیست ها. به این دلیل بدیهی که پایگاه ثابت رأی اصولگرایان بدون وجود حداکثری تیفوسی ها در لیست ها قابل منسجم نگه داشتن و مهندسی نیستند. و اگر حداکثر لیست ها را به تندروان بدهند هم جایی برای خودشان نمی ماند و هم ملک و ملت را بگائیدن خواهند داد – بالاخره فرض بر این است که برخی عناصر صداق اصولگرا کشور و حکومت هم برایشان مهم است – پس تنها چارۀ باقیمانده برای اصولگرایان رد صلاحیت گستردۀ تندروان از سوی شورای نگهبان است که هم از شرشان راحت بشوند و هم به پایگاه رأی خود بگویند که “تقصیر شورای نگهبان است که عناصر محبوب شما را رد صلاحیت کرد”. پس بیایید رأی منسجم بما بدهید در ضرب المثل “کاچی بهتر از هیچ چی”. چون اگر نتوانیم آراء شما مهندسان انتخابات را منسجم نگه داریم فتنه گران پیروز میدان خواهند شد.

۲- تکنوکرات ها و فرصت طلبان جناح اصلاح طلب اما همه در معابد جمعند دست به التماس که خدا کند شورای نگهبان از خر شیطان پیاده شود و چند نفر از عناصر پیر و پاتال بی خاصیت اسم و رسم دارمان را تأیید کند. زیرا اگر هیچ عنصری از این افراد بی خاصیت خاص تأیید نشوند اصلاح طلبان نمی توانند با پروپاگاندا و شلوغ کردن هیجان انتخابات را بالا ببرند و پایگاه رأی خودشان را به حرکت در بیاورند با تکیه بر احساس. و در انتخابات بی هیجان و احساسی اصلاح طلبان رأیی نخواهند داشت با عناصر ناشناس.

۳- شورای نگهبان اما به هردو دعای اصولگرا  و التماس اصلاح طلب تا حدودی عمل خواهد کرد در حذف برخی تندروان بدنامتر و بی ترمز ؛ و تأیید برخی اصلاح طلبان کم خطرتر. و لیست ها بسته خواهد شد در هردو جناح با عناصر اصولگرایان بندباز امثال حداد عادل و اصلاح طلبان مبتذل امثال کواکبیان.

۴- مردم چکار خواهند کرد؟ همان کاری که ۳۷ سال است می کنند و قطعاً قابل توجیه و مستدل از نظر من. رأی بالای ۵۰ درصدی خواهند داد در مجموع با شیب بیشترین رأی دهنده از روستا به کمترین رأی دهنده در کلان شهرها.

۵- من خودم اما چکار می کردم اگر موقعیت شرکت در انتخات را داشتم – فعلاً ندارم – می رفتم رأی می دادم به لیبرال ها و ریاکارها. یعنی چه کسی؟ می رفتم مثل شورای نگهبان تا تنکۀ زنان و شورت مردان خانواده را می جستم ببینم کدام نامزدی مدرن است و حرف های سنتی می زند و یا کدام نامزدی سنتی است و حرف های مدرن می زند. چون بالاخره کسی که سبک زندگیش مدرن است نمی تواند به اندازۀ متحجران ادا و اصول خرفت ها را در بیاورد در تمام چهار سال نمایندگی. و اگر هم سبک زندگیش سنتی بود و حرف های مدرن می زد حداقل این است که یک ادبیات قابل قبول جلوتر از مزخرفات و افسانه های اصولگرایان را داراست و این چیز کمی نیست. اما اگر تحقیق و تفحص شخصی ممکن نبود و حوصله و وقت نداشتم؛ به ظاهر افراد و عکس ها قناعت می کردم. و هر مردی که یک بار هم شده با کراوات عکس دارد یا زنی که مانتو پوشیده بجای چادر چاقچور؛ همان هدف حداقلی من بود و من به او رأی می دادم. چون مغزها تعطیل است در جمهوری اسلامی در غالب اصولگرایان بخاطر پوسیدگی سلولهای مغز و در اغلب اصلاح طلبان بخاطر ترس و واهمه و عدم جسارت و منافع شخصی.

۶- یادی هم از اپوزیسیون بیچاره و نادان خارج بکنم و تمام. اینها به احتمال قریب بیقین نفس شان بشماره افتاده و در حال احتضار هستند و بطور طبیعی حرکتی هم نخواهند توانست کردن. اما تک و توکشان که هنوز نان از مدیا می خورند در معدود سایت ها و رسانه ها و مدیای تعطیل نشده؛ برطبل تحریم خواهند کوبید و شروورهای همیشگی. چون نه زور تأثیر گذاری دارند و نه حتی جرأت یک اقدام شجاعانه با هدف وزن کشی. اما اگر آفتاب از مغرب طلوع می کرد و بمن حکم یکساعتۀ رهبر اپوزیسیون را می دادند. توصیۀ من ورژنی دوم از همان پروژۀ “تک رأی” بود و است که در مجلس نهم به اصلاح طلبان پیشنهاد کردم و اینک به اپوزیسیون پیشنهاد می کنم.

۷- پروژۀ تحریم یک پروژۀ نخ نما و شکست خورده است که فقط برای فرار از مسئولیت خوب بوده و است و بس. زیرا نه مردم گوش کرده اند و می کنند و نه خامنه ای مشروعیتش را به رأی مردم می داند و نه تحریم قادر است انتخابات را به زیر مشارکت ۳۰ درصد برساند در مجموع که حداقل قدرت مانور تبلیغاتی بدهد به مخالفان. لذا تنها راه درست باقی مانده این است که عناصر مؤثر اپوزیسیون که فکر می کنند مخاطب کافی دارند پای کار. بیایند و از هواداران خود و محذوفان و ناراضیان و تحولخواهان بخواهند که در انتخابات شرکت کنند با دادن تک رأی در شهرهای بزرگ بویژه تهران. یعنی چه؟ یعنی اینکه یک، دو یا سه نفر از تأیید صلاحیت شدگان شهرهای بزرگ را معرفی کنند بعنوان نامزدهایی که تحریمی ها رأی خواهند داد. و مخاطبان خود را که مدعی هستیم میلیونها هستند بفرستند پشت یکی دو نامزد منتخب خودشان. اینکه نامزد انتخاب شده برای معرفی به تک رأی ها چه موضعی دارد و چقدر مقبول طبع اپوزیسیون است اصلاً اهمیت اولیه ندارد. بلکه این رأی انبوه آن تک نفرات معرفی شده است که دارای پیام روشن خواهد بود.

۸- فکرش هم وسوسه کننده است که فردای روز رأی گیری خامنه ای با لیستی از برگزیدگان روبرو شود که همه آرای چند ده هزار دارند در حالیکه یکی دو نمایندۀ معرفی شده از سوی مخالفان چند میلیون رأی آورده و مثل سیخ توی چشم و چال رهبر می رود. البته این یک طرح رؤیایی است. زیرا اپوزیسیون اگر چنین ابتکاری بکند وزن برد حرف هایش در بین مردم هم محک خواهد خورد. و اگر مردم به خواسته اش جواب نداده باشند؛ از همین مقاله نویسی های “ما بیشماریم و من آنم که رستم بود پهلوان” هم بازخواهند ماند. و جالب است که اگر این پیشنهاد بطور جدی به اپوزیسیون ارائه شود بلافاصله خواهند گفت ما از کجا مطمئن بشویم که رژیم آرای طرفداران ما را خواهد شمرد. چون اپوزیسیون نفس ندارد و آدم های خوشفکر یا مرده اند و یا بدنیا نیامده اند. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)