۱- همانطور که پس از آتش زدن سفارت عربستان نویدش را داده بودم. و آن حرکت را در جهت ایدئولوژی زدایی مثبت ارزیابی کرده بودم. خیلی زود محسناتش معلوم شد و نیروی انتظامی علاوه بر اینکه در غائلۀ کوچک – اما بسیار مهم – کاشان و معتمدآریای عزیز بی طرفی پیشه کرد و سبب آتش گرفتن مغزعبدالنبی نمازی امام جمعۀ متحجر کاشان شد؛ در حد چس ناله برای “در حد عزای عمومی” اعلان کردن؛ امروز دست به اقدام بسیار بزرگ و کلانی زده که نه تنها شگفت انگیز و برای اولین بار است. بلکه بطور مطلقی در راستای منافع ملی هم است.

۲- ماجرا این بوده که خودسران – اینبار در قالب بسیج دانشجویی و حزب اللهی ها – فراخوانی داده بودند برای یک تجمع اعتراضی در مقابل وزارت نفت تا به متن قراردادهای نفتی تازۀ ایران بتازند. اما نیروی انتظامی با زبده ترین نیروهای خودش و قبل از ساعت تجمع اعلام شده در مقابل وزارت نفت مستقر شده و از تشکیل این تجمع بدون مجوز جلوگرفته؛ و گویا سرتق ترین آنان را هم با نرمی و محترمانه و یواشکی بازداشت موقت کرده است. اینکه این حرکت برای اولین بار نیروی انتظامی در ۲۷ سال رهبری آیت الله خامنه ای فرق عمده ای داشته با رویه های مشابه نیروی انتظامی درست است. اما نفس این حرکت هرچقدر هم با احتیاط و ملو! بسیار زیاد اهمیت داشته و دارد. آن فرق اما این بوده که نیروی انتظامی در رابطه با هر تجمع سیاسی یا صنفی نیروهای ترقیخواه؛ اغلب بعد از شکل گیری تجمع و با هدف سرکوب و بگیر و ببند وارد میدان می شد. اما در مورد امروز که مربوط به متحجران خودی بود ساعت ها قبل از تجمع و با هدف جلوگیری از آن – تا موجب بازداشت و سرکوب تظاهر کننده های خودی نشود – در میدان حاضر شده است. اما همانطور که گفتم اهمیت همین جلوگیری با حداکثر ملایمت آنقدر شیرین است که از ملالغطی بازی دست برداریم و به حرکت حکومت خوش آمد بگوییم.

۳- این حرف من البته به این معنا نیست که اولاً حزب اللهی ها و بسیجی ها حق ندارند در حوزۀ مدنی فعالیت و انتقاد و اعتراض بکنند و ثانیاً به این مفهوم نیست که قراردادهای جدید نفتی ایران قابل انتقاد نیستند و نقطه ضعف ندارند. بلکه حرفم در مورد “حق اعتراض داشتن حزب اللهی ها” این است که آنان نباید “حق انحصاری” داشته باشند در دفاع از منافع ایدئولوژیک. در مقابل “هیچگونه حق اعتراض نداشتن” مردم مدافع منافع ملی. بتعبیر ساده تر و مصداقی تر این می شود که اگر حزب اللهی ها حق دارند اعتراض در مخالفت بکنند؛ نیروهای مدنی مدرن هم حق داشته باشند اعتراض موافق و از منظر منافع ملی بکنند. اگر دومی سی و هفت سال است که مسکوت است حق اولی هم باید اسکات شود. در مورد ضعف قراردادها اما حرفم مهمتر است. درست است که محتمل قراردادهای جدید نفتی نقاط ضعفی – من متخصص نیستم – داشته باشد برای ایجاد جذابیت بیشتر در بازار ایران در جهت جلب سرمایۀ بین المللی. اما – این اما مهم است – نقطه ضعف بازار ایران که نبودن ثبات و امنیت و شفافیت کافی مهمترین آن هاست خودش دستاورد همین خودسری حزب اللهی ها – نمونه های بسیار روشن حمله به سفارت خانه ها و توریست ها و خارجی ها بویژه غربی ها – بوده و است. بعبارت دیگر سرمایه های خارجی تضمین های بیشتری می خواهند تا اگر دخالت نیروی خودسر باعث افزایش ریسک و هزینه هایشان شد قابل جبران باشد از طریق امتیازات بیشتری که در قراردادها ملحوظ شده باشد.

۴- حرکت امروز نیروی انتظامی انشاء الله نقطه عطفی خواهد شد برای کمی – بلی فقط کمی – قانونمداری بیشتر در شئون کشور؛ و تسری پیدا خواهد کرد بر سایر حوزه های مدنی در داخل و بسیار باعث خرسندی است. این دست آورد اگر با تدبیر دولت روحانی محقق شده باشد و حداقل برای یکسال دوام بیاورد بزرگترین اتفاق اصلاحی در عمر جمهوری اسلامی خواهد بود و روحانی را بتاریخ ایران خواهد افزود. تأکید می کنم که علت مهم نیست که ضعف رژیم است و یا فرصت طلبی رژیم و یا برای بقای رژیم. زیرا معلول ها خارج از علت ها اهداف دیگری را هم می توانند محقق بکنند که ممکن است خود موجد دلیل مخالف آن مدلول هم بوده باشد. و این حرکت از این نوع دلیل و مدلول هاست. و من فقط برای تشکر از نیروی انتظامی مصدع شدم. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)