مستند ویژه هومن راورپور خبرنگار ایرانی در سفر به اردوگاه های مرگ نازی ها از ماشین های مرگ آشویتس

٢٧ ژانویه 2016، هفتاد و یکمین سالگرد آزادسازى اردوگاه آشویستس 

 

 

کِراکُو دومین شهر بزرگ لهستان بعد از ورشو با جمعیتى بالغ بر ٧۶١٠٠٠ نفر، در جنوب لهستان واقع شده است. این شهر از شهرهاى مهم فرهنگى اروپا بشمار مى رود. دوره هاى فرهنگى مختلف تاثیر بسزایى بر روى این شهر گذاشته است. دوره هاى گوتیک، رنسانس و باروک. کِراکُو در سال ٢٠٠٠ به عنوان پایتخت فرهنگى اروپا انتخاب شد.

 

این شهر زنده و فرهنگى در سال ١٩٣٩ دستخوش تغییرات زیادى شد، کِراکُو در سپتامبر ١٩٣٩ توسط ارتش آلمان اشغال گردید. یکى از اولین قربانیان این اشغال اساتید دانشگاه بودند. در نوامبر همان سال رئیس گشتاپو به رئیس دانشگاه کِراکُو دستور مى دهد که به تمامى اساتید دانشگاه ابلاغ کند که تمامى محتویات دروس دانشگاهى را بر اساس آن چیزى که مد نظر آلمان نازى است تغییر دهند، اساتید دانشگاه از این فرمان سرپیچى مى کنند و این امر منجر به دستگیرى تمام آنها مى شود. گشتاپو ١٨۴ استاد دانشگاه را دستگیر و به اردوگاه کار اجبارى “داخائو” در ١۶ کیلومترى شمال مونیخ در جنوب آلمان منتقل مى کنند.

 

دو سال بعد از این واقعه، قربانیان بعدى یهودیان شهر کِراکُو بودند. در آن زمان فرماندار آلمانى کِراکُو دستور ساخت “گِتو” را مى دهد. گِتو محلى بود براى نگهدارى یهودیان. قسمتى از شهر را براى اسکان دادن یهودیان در نظر گرفته بودند که اطراف آن با دیوار محصور بود و تمامى ورود و خروج آن کنترل مى شد. گِتو به نسبت تعداد نفراتى که در آنجا زندگى مى کردند، محل بسیار کوچکى بود، بطوریکه اکثر ساکنان آن روزها را در بیرون از خانه در محوطه گِتو بسر مى بردند. در گِتو مشگل اصلى، گرسنگى بود، آنها جیره بندى روزانه داشتند که شامل سیب زمینى، ١٠٠ گرم نان و ٢٠٠ گرم شکر مى شد. در گِتو براى ساکنان آن کارت شناسایى و علامت مخصوصى که مختص ساکنان آنجا بود، صادر مى گردید.

 

 

گِتوىِ کِراکُو جزو ۵ گِتوىِ اصلى آلمان ها در زمان جنگ جهانى دوم بود و وقتى درماه مارچ ١٩۴٣ آخرین سکنه آن به اطاق هاى گاز اردوگاه آشویتز فرستاده شدند، گِتو هم خالى از سکنه شد و از بین رفت.

 

اردوگاه کار اجبارى آشویتز در ۶٠ کیلومترى غرب شهر “کِراکُو” در جنوب لهستان واقع شده. اردوگاه کار اجبارى آشویتز ” بزرگترین و مجهزترین اردوگاه کار اجبارى آلمانها در زمان جنگ جهانى دوم بوده است. این اردوگاه در ابتدا براى زندانیان سیاسى لهستانى ساخته شد، و اولین گروه از زندانیان، در ماه مَى ١٩۴٠ به این اردوگاه آورده شدند و در سپتامبر همان سال اولین کشتار انجام شد. بعدها آشویتز ٢ ساخته شد، محلى براى نگهدارى و کشتار یهودیان.

 

در این اردوگاه در بین سالهاى ١٩۴٠ تا ١٩۴۵ بیش از یک میلیون و سیصد هزار نفر که بیش از نود درصد آنان را یهودیان تشکیل مى دادند جان خود را از دست داده اند. در کنار یهودیان، زندانیان سیاسى، کولى ها، معلولان ذهنى و شاهدان یَهُوِهاز دیگر قربانیان اردوگاه آشویتز بودند. اکثر قربانیان در اطاق هاى گاز با گاز سیکلون (بى) کشته مى شدند و جسد هایشان در کوره هاى آدم سوزى مى سوزاندند. عده اى از آنها قبل از اینکه به اطاق هاى گاز فرستاده شوند بر اثر فشار کار، عفونت، اعدام و انجام آزمایشات پزشکى جان خود را از دست مى دادند.

 

در ژانویه ١٩۴۵ اردوگاه آشویتز به دستور “هیملِر” رئیس اِس اِس خالى مى شود. آلمان ها تمامى زندانیانی را که مى توانستند راه بروند را با خودشان به سمت غرب لهستان، به سمت آلمان مى برند. “هیملِر” دستور داده بود که حتى الامکان کسى از زندانیان به دست نیروهاى متفقین نیفتند. وقتى در ٢٧ ژانویه ١٩۴۵ ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروى وارد اردوگاه آشویتز مى شود، با ٧۵٠٠ زندانى و ۶٠٠ جسد روبرو مى گردد.

 

 

اردوگاه آشویتز جاییىست که هولوکاست در آن اتفاق افتاده است، جایى که بزرگترین قتل عام سیستماتیک تاریخ اتفاق افتاده است.

این عنوان اشاره به فاجعه اى بزرگ دارد، نه فاجعه اى در میان فاجعه هاى دیگر تاریخ، بلکه مصیبتى بى همتا، با پیشینه اما به لحاظ وسعت و شدت و نیتِ برانگیزاننده ى آن پیشینه.

 

در هولوکاست موضوع بر این است که یک گروهِ انسانى یک گروهِ دیگر را از دایره انسانیت کنار مى گذارد و هدفِ اعلام شده اش نه چپاول آن گروه و نه حتى به بردگى کشاندنِ تک تکِ اعضاى آن، بلکه نابود کردن کامل آن است.

 

هولوکاست فاجعه ى فاجعه هاست چون فشرده ى مجموعه اى از رذالتهاى پیشامدرن و مدرن است، دامنه و عمقى بى سابقه دارد و مشخصه اش این است که در آن گروهى از انسانها به خاطرِ نفسِ بودنشان محکوم به نابودى شدند، به خاطر نفس بودن، نه چگونه بودن. آنها باید کشته مى شدند. یهودى اگر مسیحى مى شد و به عضویت حزب نازى هم در مى آمد، باز مشمول فرمان قتل بود.

 

در هولوکاست ما با گسستگى در جنس انسانى مواجه هستیم، نوعى از بشر مى خواهد نوعى دیگر را از میان ببرد، بى توجه به این که آحادِ آن چه فکر مى کنند، چه ملیتى دارند، در چه سنى اند، در چه حالى اند. هولوکاست، گسست در انسانیت است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)