کمتر از هفتاد سال پیش هیچگاه کسی فکر نمیکرد که محمدرضا لطفی به چنین نابغهای تبدیل شود او هنرمندی بود که تمام زندگی خود را برای موسیقی و آموزش گذاشت…
تعدادی از هنرمندان و مدیران عرصههای مختلف فرهنگ و هنر در سالروز تولد زندهیاد استاد محمدرضا لطفی نوازنده و آهنگساز فقید موسیقی ایرانی در فرهنگسرای نیاوران تهران گردهم آمدند. به گزارش مهر، سید عباس سجادی مدیرعامل بنیاد آفرینشهای هنری نیاوران در ابتدای این مراسم که پنجشنبه ۱۷ دی ماه در تالار خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار شد، گفت: قبل از هر چیز لازم است ابراز تاسف خود را از اتفاقات اخیر باغمزار زندهیاد محمدرضا لطفی اعلام کنم و بگویم که استاد لطفی برای سرزمین ما کمتر از قله دماوند نیست.ای کاش چشمان خود را بشوییم و جور دیگری به این فضا نگاه کنیم. به هر ترتیب استاد محمدرضا لطفی شخصیتی والا و تاثیرگذاری است که وقتی بسیاری از هنرمندان از ایران خارج شدند، او به ایران بازگشت تا رسالت خود را انجام دهد.
لطفی با دروغ ساز نمیزد
مجید کیانی نوازنده سنتور هم در این مراسم گفت: وقتی ساز میزنیم، آوازی میخوانیم یا آهنگ میسازیم یعنی میخواهیم احساسات خود را به مخاطب نشان دهیم و اگر بخواهیم ساز زدن و خواندنمان را به مخاطب تحمیل کنیم روش خوبی انتخاب نکردهایم. این موضوع نکته بسیار حائز اهمیتی است که باید بیشتر از اینها به آن توجه کنیم. البته برخی از مواقع فقط ما کار خودمان را میپذیریم و دیگران را نفی میکنیم و این مانع پیشرفت هنر است. وی تاکید کرد: محمدرضا لطفی هیچوقت تلاش نکرد ساز یا آهنگش را تحمیل کند. او با صداقت تمام ساز میزد و آهنگ میساخت. لطفی هنرمندی بود که هم موسیقی زمان خود را میشناخت و هم از پیشینه آن اگاه بود، ضمن اینکه اطلاعات کاملی از انواع موسیقیها از جمله نواحی و کلاسیک داشت.
نسل جدید لطفی را بهتر شناخت
معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در این برنامه با تقدیر از مقام هنری استاد محمدرضا لطفی توضیح داد: ما هر میزانی از محمدرضا لطفی سخن بگوییم بازهم کم گفتهایم. من خاطرات زیادی از استاد لطفی دارم و در زمانی که به عنوان مدیر مرکز موسیقی وزرات ارشاد فعالیت میکردم با او ارتباط زیادی داشتم. ضمن اینکه در ماههای آخر حیات این هنرمند یعنی زمانی که در بیمارستان بستری بود به اتاق وزیر ارشاد برای ملاقات به آنجا رفتیم که در این اثنا ۴۵ دقیقهای هم با هم صحبت کردیم. مرادخانی گفت: زندهیاد لطفی در آن گفتوگو به نکات زیبایی اشاره کرد و گفت «من برای خودم تفکری داشتم و به اصل بسیاری از مسائل تردید داشتم اما آنجا بود که خودم را پیدا کردم و خودم را در وجود او دیدم و هیچ شدم و از هیچ به همهچیز رسیدم». به هر ترتیب من معتقدم نسل جدید ما لطفی را بهتر شناخت و هر چه میگذرد ما بیشتر کمبود او را حس میکنیم. به امید روزی که افرادی مثل لطفی را در سپهر موسیقی کشورمان داشته باشیم. ارشد طهماسبی نوازنده پیشکسوت تار هم با اشاره به حضور قابل توجه مردم در سالگرد تولد ۶۹ سالگی استاد محمدرضا لطفی گفت: وقتی جمعیت پرشمار امشب را دیدم، یاد یک کنسرت با محمدرضا لطفی افتادم. در دورانی که اجازه کنسرت دادن نداشتیم و فقط مجامع خصوصی و نیمه خصوصی اجرا داشتیم، شبی هم در انجمن زرتشتیان کنسرت داشتیم. من برای این اجرا هیجان بسیاری داشتم به همین خاطر پیش او رفتم و گفتم که من خیلی هیجان دارم. او گفت «به صدای قلب من گوش بده» من سرم را روی قلبش گذاشتم و هنوز هم صدای آن که تند و بهشدت میتپید، در ذهنم هست. این موضوع را گفتم زیرا معتقدم ما باید یاد بگیریم که برای مخاطبمان ارزش قائل باشیم. لطفی با تمام بزرگیاش برای مخاطب ارزش قائل بود برای هر اجرا هیجان داشت و در هر اجرا جوری روی صحنه میرفت که انگار کنسرت آخرش بود.
خاطره صادقی از لطفی و علیزاده
قطب الدین صادقی نویسنده، مدرس و کارگردان تئاتر نیز در این مراسم با اشاره به این نکته که تفاوتهای او با محمدرضا لطفی زیاد است، تصریح کرد: متاسفانه روزگار غدار ما را از هم جدا کرد. من هم امروز نیامدم تا این از تفاوتها و شباهت هایم با محمدرضا لطفی حرف بزنم اما میخواهم به این نکته اشاره کنم که ما نسلی آرمان خواه بودیم که همواره دنبال مبانی نظری بود و محمدرضا لطفی از آن دسته هنرمندانی است که فقط یک نوازنده و آهنگساز عادی نبود. او اهل کتاب و شعر بود که من خوب یادم هست وقتی در خانه اش جلسات جامعهشناسی و فلسفه برگزار میشود من بسیاری از بزرگان را در آن جا میدیدم. لطفی یک نوازنده ساده نبود و همواره به دنبال فرهنگی میگشت که در عموم جامعه گسترش پیدا کند، او از نسل آرمان خواهی بود که هیچگاه از فضای اجتماعی دور نبود و همواره روح اجتماعی بودن را همراه با روح طغیان گر شاعرانه اش به موسیقی اضافه میکرد. در او سرکشی عجیبی وجود داشت که در موسیقی و نوع ساز زدنش تبلور پیدا میکرد. او هنرمندی بود که موسیقی تخدیری را تکان داد و به آن شوری تازه بخشید. وی با اشاره به روحیه معلم محور زندهیاد لطفی به ذکر خاطرهای از وی پرداخت و گفت: یادم هست که در یکی از باغهای اطراف سنندج نشسته بودیم و صحبت میکردیم و تصمیم گرفتیم که به تهران سفر کنیم و هنر بخوانیم. لطفی در آن زمان سپاه دانش بود و هنوز ناشناخته بود. ساعت ۷ صبح به تهران رسیدم و به منزل لطفی رسیدیم. دیدم که او به همراه یک جوان مشغول ساز زدن است. ما خسته بودیم و کمی استراحت کردیم. ساعت ۱۰ بلند شدم و دیدم که این دو هنوز در حال ساز زدن هستند. به آنها گفتم صبحانه میخورید؟ گفتند بله. صبحانه را مهیا کردم و خانه را ترک کردم. ساعت ۴ دوباره بازگشتم و دیدم که این دو همچنان مشغول ساز زدن هستند. از آنها پرسیدم ناهار میخورید؟ گفتند بله! با هم ناهار خوردیم. دوباره از منزل خارج شدم و غروب برگشتم. دیدم که هنوز اینها در حال ساز زدن هستند و تا ۱۱ شب هم ادامه دادند. از او پرسیدم: محمدرضا خسته نمیشوی؟ گفت: نظام آموزشی ما خیانت کرده است و ما عقب افتادهایم. باید این عقبماندگی را جبران کنیم. در ادامه از او پرسیدم جوانی که با تو ساز میزد، که بود؟ او هم گفت حسین علیزاده یکی از بچههای کلاس ماست. افتخار دوستی با حسین علیزاده را از همان زمان دارم.
لطفی نابغهای برای همه دوران
علی اکبر شکارچی نوازنده پیشکسوت کمانچه هم در بخش پایانی این مراسم گفت: کمتر از هفتاد سال پیش هیچگاه کسی فکر نمیکرد که محمدرضا لطفی به چنین نابغهای تبدیل شود او هنرمندی بود که تمام زندگی خود را برای موسیقی و آموزش گذاشت.
آرمان
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com



هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.