با وجود پیگیری ها و مخالفت دوستداران و انجمن های حوزه میراث فرهنگی و اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران؛ اداره اوقاف شهرستان بابل همچنان بر موضع خود مبنی بر تخلیه بی چون و چرای ساختمان گنجینه بابل که تنها موزه شهرستان هفتسد هزار نفری بابل و یکی از معدود موزه های سکه و اسناد تاریخی در شمال کشور است می باشد، نخستین بلدیه بار فروش یا همان گنجینه بابل در تاریخ ۸/امرداد/۱۳۵۴خورشیدی با شماره ثبت ۱۵۲۶ در سیاهه آثار ملی ایران جای گرفته است، و یکی از مهمترین شاخصه ها و نمادهای هویتی و تاریخی مازندران و بابل بشمار میاید، این ساختمان تاریخی که در یک مجموعه تاریخی(مجموعه خانه های تاریخی آقاجان نسب – شماره ثبت ۲۶۸۵ بتاریخ ۱۷/خورداد/۱۳۷۹خورشیدی مربوط به دوره قاجاریه) و فضای عمومی شهر قرار گرفته است، دارای بخش مردم شناسی، بخش اسناد تاریخی، بخش نمایشگاهی و بخش آثار تاریخی (سکه ، سفال و مفرغ) میباشد، به جرات میتوان گفت که این اثر فاخر و نفیس تاریخی یکی از مهمترین و بزرگترین مراکز فرهنگی و هویتی در شهرستان چند سد هزارنفری بابل و استان مازندران بشمار میرود، چندی است که اداره اوقاف شهرستان با توجه به اسناد تازه بدست رسیده، مدعی آن شده است که عرصه و عیان این محوطه تاریخی مربوط به وقف حوزه علمیه (قادریه) بوده که در زمان پهلوی نخست و پس از تعطیلی مدرسه و جابجایی آن، تبدیل به نخستین مرکز بلدیه (شهرداری) بارفروش (بابل و بابلسر و حومه) و نام نویسی خدمت مقدس سربازی گشته است، متاسفانه پس از گذشت نزدیک به نود سال از ساخت آن و تغییر کاربری اش، سازمان اوقاف در پی بازپس گیری و یا بنوعی تصاحب آن است، از آنجا که این بنا ثبت ملی شده است و ساختمان بنا متعلق به اداره اوقاف نیست و در اختیار سازمان میراث فرهنگی کشور قرار دارد، اداره اوقاف بر بنیان قوانین موضوعه کشور و قانون مجازات اسلامی نمیتواند بهیچوجه به ساختمان مذکور دست اندازی نماید، اما این اداره به جهت تحت فشار قرار دادن اداره میراث فرهنگی، خواستار پرداخت اجاره ماهانه هشت میلیون تومان شده است، این در رویی است که اداره مذکور و اداره کل میراث استان حتا توان پرداخت ۱۵۰ نیروی مازاد خود را ندارد، و مدیریت ساختمان مذکور حتا از پرداخت هزینه های آب و برق و گاز آن نیز عاجز مانده است…

u6y4_babol_ganjineh_1391_(4)

با توجه به نوع آب و هوای نمناک و مرطوب و همچنین فرآیندهای فرهنگی و مذهبی مردم مازندران در درازنای تاریخ، بیشینه آثار تاریخی در این استان، برج های آرامگاهی و یا امامزاده های مقدسه و یا مساجد و سقانفار ها میباشند، که مدیریت همه آن ها بر گرده و در دستان اداره اوقاف است، و همیشه خنجر دست اندازی های اداره اوقاف در تغییر کاربری و یا توسعه و یا تخریب این آثار فاخر ارزشمند که متعلق به همه آحاد ملت است نه متعلق به یک اداره خاص، بر گلوی میراث فرهنگی و بر جگر کنشگران این حوزه بوده است، متاسفانه بجای آنکه اداره اوقاف در این مسیر همراه و همگام با خواست مردم و ملت و همچنین یار سازمان میراث فرهنگی باشد، همیشه راه تقابل و یا معکوس را پیش گرفته است. در حالیکه روح و خواستگاه بنیادین وقف ایجاد همدلی و وفاق و گسترش نیکوکاری و خشنودی مردم و آحاد یک جامعه است، اما با این رفتار دو پهلو اداره اوقاف این بخش زیبای وقف و چهره این سازمان در میان اهالی فرهنگ و دغدغه مندان این حوزه مخدوش میگردد، متاسفانه سایه تخریب های اداره اوقاف در شهرستان بابل تنها معطوف به ساختمان تاریخی گنجینه بابل نبوده و نیست، در بازدید های میدانی انجمن جوانان سپید پارس از آثار تاریخی شهرستان بابل در شش ماهه گذشته، گواه ایندست از تخلفات میراثی بوده ایم؛ دست اندازی به صندوقچه تاریخی(قاجاری) بقعه سالطان محمد طاهر(بشماره ثبت ۱۸۰۸بتاریخ ۱۳۷۵/۰۹/۲۵) و تغییر آن به ضریح فلزی، دست اندازی به عرصه برج آرامگاهی بقعه درویش علم بازی (شماره ثبت ۳۳۲۸ بتاریخ ۱۳۷۹/۱۲/۲۵ سده نهم ) علاوه بر تخریب های عامدانه و دست اندازی های غیر اصولی نفوذ نم به بدنه اصلی بنا موجب تخریب های زیانباری نیز شده که استواری بنا را تهدید میکند، تخریب عامدانه خانه آقاجونی (خلیلیان) پس از ثبت ملی آن، دست اندازی ها گسترده در بنای مقدسه امازاده قاسم (بشماره ثبت ۳۴۲ بتاریخ ۱۳۲۱/۰۳/۲۰) و چندین موارد دیگر، شوند آن شده است که کارنامه فرهنگی اداره اوقاف نسبت به مسئولیت خویش در حفظ آثار تاریخی و ملی بشدت مخدوش گردد، مدیران ارجمند اداره اوقاف باید این توجه را داشته باشند که مسئله گنجینه بابل و دست اندازی به آن مانند دگر موارد تخریب شده نیست، چرا که با توجه به جایگاه فرهنگی و اصالت بنای مذکور، دست اندازی به آن “خط قرمز” شهروندان و کنشگران مدنی محسوب شده و اینکار موجب رویارویی مستقیم با شهروندان فهیم و اخلاق مدار بابل و مازندران و کشور خواهد شد، چرا که این موضع خارج از موارد و مباحث میان دستگاهی و سازمانی است، مطمئنا کنشگران، و انجمن های مردم نهاد و شهروندان بهیچوجه اجازه دست درازی به این اثر فاخر و ارزشمند را نخواهند داد، و ورود به این مسئله دارای تبعات اجتماعی و امنیتی بالا خواهد بود.

جا دارد معاونت ارجمند امنیتی و سیاسی مازندران و همچنین فرماندار ویژه شهرستان بابل به این موضوع ورود کنند و هرچه زودتر به تعین تکلیف نهایی این مورد اقدام نمایند، چرا که ایشان مسئول مستقیم امنیت شهر می باشند، و تحریک احساسات مردم و تهییج ایشان از سوی هر دستگاه و اداره دولتی یا غیر دولتی جرم محسوب شده و بسیار خطرناک است، باید تا پیش از پیدایش یک تشنج عمومی و فراگیر، این مبحث با صلح و دوستی میان سازمانی ختم به خیر گردد، و با اینکار اداره اوقاف نشان دهد که همچنان بنا به رسالت مقدس خویش همراه و همگام با مردم است و هرگز قصد تخریب اذهان عمومی ندارد و در سال همدلی و همزبانی، همدل و همزبان فرهنگ واخلاق جامعه خواهد بود، و از سویی نیز اداره میراث شهرستان و اداره کل میراث مازندران نیز باید این روند منفعلانه را هرچه زودتر بکنار گذاشته و با توجه به قوانین موجود حقوق خویش را احقاق نماید، متاسفانه در بیشتر موارد اینچنینی ادارات میراث دارای عملکردی ضعیف و غیر قابل پذیرش میباشند، سازمان میراث کشور و بطبع آن ادارات کل باید با همگامی و همرای سازمان های مردم نهاد، نسبت به دفاع از حقوق خود که همانا حقوق یک ملت است اقدام نمایند، روش و روندی که تا کنون گواه آن نبوده ایم، امیدواریم پس از این گواه آن باشیم که میراث فرهنگی کشور نیز حرفی برای گفتن در حفظ حقوق خود داشته باشد.

علیرضا صادقی امیری
دبیر انجمن جوانان سپید پارس

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)