مدرسه فمینیستی: صدور گذرنامه برای زنان زیز چهل سال را می خواهند ممنوع کنند، یعنی از این پس قرار است که به زنان زیر چهل سال بدون اجازۀ ولی قهری و یا حاکم شرع، پاسپورت ندهند. اگر به دهه های اخیر نگاه کنیم و به جلو بیاییم متل اینکه تمام هم و غم مسئولین قدم به قدم، لغو حقوق اندک زنان و رونق بخشیدن به سنت های نهفته در بطن ساختار مردسالار جامعه است.

وقتی ورودی دختران به دانشگاه ها نسبت به پسران از مرز ۶۵ درصد فراتر رفت مسئولین و اداره کنندگان آموزش عالی واکنش نشان دادند و قوانین سهمیه بندی جنسیتی، تفکیک جنسیتی و بومی گزینی را به تدریج و با برنامه ریزی منظم، وارد قوانین دانشگاهی کردند. آنان جهت خانه نشین کردن هرچه بیشتر نسل جوان زنان ایران، دست به تهاجم تازه ای زدند و دانشجویان دختر را از انتخاب ۷۷ رشته دانشگاهی، محروم ساختند. یعنی محرومیت از رشته هایی که دانشجویان دختر قبلا می توانستند آن رشته ها را انتخاب کرده و ادامه تحصیل دهند.

دلیل این رفتار عجیب مسئولین و نمایندگان مجلس شورای اسلامی واقعاَ چیست؟ آیا نتیجه عملی تدوین و اجرای این مقررات فراقانونی، دور کردن زنان از عرصه های اجتماعی و زنان را به حاشیه جامعه راندن و آنان را فرودست نگاه داشتن، نیست؟ به نظر می رسد که این طرح ها و لوایح تحقیرآمیز را تصویب و به اجرا می گذارند تا همچون سلف خود، زن ایرانی را در ردیف محجورین و مجانین قرار دهند. از پرتوی همین نگرش پدرسالار و زن ستیز است که زنان حتی تا چهل سالگی هم انگار به بلوغ فکری نمی رسند پس لیاقت ندارند که از خود محافظت کرده و بنابراین از نظر مسئولین «رشیده» به حساب نمی آیند و نیاز به قیم دارند!!

جالب اینجاست که میزان و درصد بلوغ فکری زنان، بویژه در زمان انتحابات، که آقایان به شدت نیاز به رأی زنان دارند، البته تغییر می کند و از ۴۰ سال ناگهان به ۱۸ سال کاهش می یابد چون در زمان انتخابات به رأی زنان نیاز دارند و در نتیجه، زنان ایران در دوره های انتخاباتی، از نظر دولتمردان به طور کامل «رشیده» محسوب می شوند و از بلوغ فکری و قوۀ تشخیص بالایی هم برخوردارند پس می توانند به نماینده مورد قبول شورای نگهبان رأی بدهند و او را به مجلس یا به ریاست جمهوری برسانند. تأسف برانگیز است که با همین رأی ها است که حضرات آقایان، مناصب دولتی را تصاحب می کنند و پس از کسب قدرت، اولین اقدام شان، هجوم به دست آوردهای اجتماعی و حقوقی زنان، که با تلاش و مبارزه بدست آمده، می باشد. نمونه تازه اش همین لایحه صدور گذرنامه زنان زیر چهل سال است که آقایان با روحیه ای حق به جانب و قیم مآبانه، آن را مشروط به اذن ولی قهری یا حاکم شرع کرده اند. به نظر من حتی صحبت کردن درباره این گونه مسائل واقعاَ خجالت آور است که به زن ۳۹ ساله بدون اجازه پدر یا حاکم شرع گذرنامه ندهند.

زنان ایران از زمان انقلاب مشروطه به بعد همواره جهت ارتقاء اگاهی و کسب حقوق برابر انسانی خود تلاش کرده اند و به خاطر مبارزات حق حواهانه شان، هزینه های فراوانی هم به جان خریده اند؛ و می دانیم که در طول تاریخ پُر افت و خیز این مبارزات، هیچ گاه دستاوردهای آنان در جامعه مردسالار، به طور کامل تثبیت شده نبوده و هر دوره نیز با خطر تجاوز مردسالاران به این دستاوردها و نهایتاَ، عقب گرد و زایل شدن این حقوق، روبرو بوده اند با این حال اما این مبارزات همچنان ادامه پیدا کرده است و در حال حاضر نیز فعالان جنبش زنان ایران در مقابل هجمه سهمگین و فشارهای سیستماتیک پدرسالاران، که حقوق حقه آنان را هدف گرفته است مقاومت می کنند. کنشگران حق خواه که خود را به حقوق برابر زنان متعهد می دانند در وضعیت فعلی به اندازه توان و ظرفیت شان، سعی دارند با همبستگی و آگاهی بخشی، سد محکمی در مقابل این تهاجمات، بوجود آورند.

در شرایطی که بحران بیکاری در ایران بیداد می کند و زنانی هم که در کارخانه های تولیدی و خدماتی مشغول به کار بوده اند دسته، دسته اخراج می شوند و کارخانه ها و مراکز تولیدی و خدماتی یکی پس از دیگری رو به تعطیلی نهاده است؛ در شرایطی که وضعیت تحصیل دختران و حتا انتخاب رشته های مورد علاقه شان را این همه با دشواری روبرو کرده اند، در شرایطی که قیمت اجناس و مایحتاج روزانه مردم هر روز به طرز سرسام آوری رو به افزایش است و بر اثر همین تورم اقتصادی و بحران بیکاری، دختران و پسران جوان برای تشکیل زندگی مشترک با هزار مانع دست و پنجه نرم می کنند آن وقت نمایندگان مجلس شورای اسلامی با حرکتی برنامه ریزی شده، حقوق اندک و باقیمانده زنان را یکی پس از دیگری از بین می برند. از این رو باید پرسید آیا شما واقعا نمایندگان مردم هستید یا سرکوبگر نیمی از ملت که زنان باشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)