درانتظارند همه وهمه دراین شب تاریک ظلمانی با امید پایان ظلمت وتاریک اندیشی از فرازها در کوشه کنار در هر محفل خانه ودرهر کوچه وخیابان محل وکار وزندگی در کنار یکدیگر سخن می رانند تا به پایان رسیدن شب تاریکی به سوی صبح روشنایی نزدیک گردند.

بگذار پس از هزاران سال خورشیدی شب تاریک طولانی با تضاد درونی درطبیعت خود روزنه امید بخش نور خورشید را یا د آور گردد. شب یلدا به روشنایی وتابش خورشید که نماد نیکی است با ظلمت شب که در نبرد وکشمش اند خاتمه یابد. نیروی کار وزحمت به جشن و پایکوبی وسروربه پردازند و به امید آینده ایی روشن وعدالت پرور در سرسفره آجیل وتنقلات بنشیندند. وبا یاد نیا کان، یعنی تودهای عظیمی ازمردم سراسر ایران، همه کشاورزان و روستائیان با احترام بپا خیزند. نیرویی که بدلایل برداشت محصول وبهره برداری از هر آن چه در سالی که گذشت. برای روزهای آسایش زمستانی ورفع خستگی پایان یک سال تلاش ورزیده اند این جشن شب آخر پائیزرا زایش خورشید و آغاز سال قرار داده اند.

جشنی که از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می‌شد. ساتورن به لاتین: ساتورنوس از خدایان بزرگ رم بود که خدای کشاورزی و برداشت محصول به شمار می آمد، و دوران سلطنت و فرمانروایی او توسط جمع زیادی از نویسندگان رومی به عنوان عصر طلا یی و فور وبرکت و فراوانی وصلح توصیف شده است. در دوران قرون وسطی وی به عنوان خدای رمی خدای رقص، کشاورزی، عدالت و اقتدار شناخته می شد. ساتورن در حالیکه ابزاری به شکل “داس دردست چپ  ویک دسته گندم دردست راست داشتند” به تصویر کشیده شده اند.

باستان‌شناسان  معتقدند شب یلدا در چهارچوب تقویم و گاه‌ شمار ایرانیان ثبت شده و قدمت این آیین به هفت هزار سال قبل می‌رسد. آن‌ها به ظروف سفالی دوره پیش از تاریخ اشاره می‌کنند که نقوش حیوانی ماه‌های ایرانی مانند قوچ و عقرب در چهارچوب تقویم‌ ایرانی حک شده‌است.

در آیین میترا (و بعدها با نام کیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه کارکرد خود را در تقویم میلادی که ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی با تفاوت‌هایی زادروز مسیح را در یکی از روزهای نزدیک به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و کریسمس را همچون تقویم کهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌کنند. یهودیان نیز در این شب جشنی با نام«ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند. مسلمانان بخشی با این تفکر که شب یلدا با اسلام منافات ندارد و مراسمی است که به دلیل ارتباط و نزدیکی با بسیاری از مسایل اسلامی از جمله، عبادات شبانه و صله ارحام (دیدار نزدیکان) و اینکه این شب قبل از اسلام توسط موحدان مورد عنایت بوده است سخن میگویند. ولی بخش دیگری از مسلمانان با بیانی دیگر شب یلدا را آئین مجوسیان دانسته و میگویند: “این جای تأسف است که می بینیم بسیاری از مسلمانان ناآگاه دست از سنت ها و ارزش های اسلامی خود شسته و در پی برگزاری بدعت ها و رسوم غیر اسلامی هستند و این درد فاجعه بار تا آنجا پیش رفته که در عبادات دینی و خصوصی ترین عادات و تقالید کفار از آنان پیروی می شود و این همان چیزی است که رسول خدا  از آن خبر می دهد.“ اما مسلمانان ملی گرا سنت ملی را به شکل دیگری با اسلام پیوند میدهند و میگویند: “فرهنگ ایرانی و فرهنگ شیعی برای اکثریت مردم ما دو روی یک سکه اند و با یک درک تاریخی وجامع نگری ملی همه اقلیت ها نیز به آن احترام می گذارند همانگونه که در شب یلدا ایرانیان شیعی با همه تنوع قومی و با وجود خرده فرهنگ ها و اقلیت های دینی و مذهبی این آیین ملی را پاس می دارند و به طلوعی دوباره و فردایی روشن می اندیشند و آن را جشن می گیرند، فرهنگ شیعی هم به انتظار “موعود” عقیده دارد که می آید و جهان را روشن می کند”.

بلندی شب یلدا با انتظار طولانی ایرانیها برای لحظه “موعود” و به فرهنگ انتظار در مهدویت شباهت دارد. شاید عناصر تاریکی و بلندی درشب یلدا که با امید وروشنایی صبح دم از بین می روند بتواند همه ما ایرانی ها را بیشتر به یاد تضاد و هم نشینی خیر و شر در نظام کائنات که سرانجام با غلبه خوبی ها و مهر پایان می یابد بیاندازد و به آینده و آینده های روشن تر امیدوارتر سازد.”

بنابرافسانه ایی سنت دیرینه آئین مهر شاهان را درشب جشن درکنار خدمت کاران قرار می دهد و میگویند: “شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی  خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند.(نوعی افسانه‌ آنچه تا به امروز شاهد آنیم، نه شاه این کار را کرد و نه شیخ حاضر). ایرانیان در این شب، باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات بین هم تقسیم می کردند و گرد هیزم افروخته جمع می شدند. زیرا به زعم آنان در این شب تاریک و سیاه طولانی باید باتحاد درکنار هم سیاهی شب را سپری کرده به صبح روشنایی برسند.”

اکنون هزاران سال از آغاز مراسم شب یلدا می گذرد.  بگفته محققان تاریخ حتی در حمله مغولان و ترکان نیز برگزار میشد. و هیچ نیروی نتوانست آنرا از سنت مردمی حذف نماید. سنتی با تاریخی روشن  وامید به آینده که نام  پایه گذاران اصلی آن، روستائیان و کشاورزان در حافظه تاریخ ثبت گردیده است. مراسم یلدا تا به امروز با هرشکلی،  باستانی، میترایی، آریائی، ملی، اسلامی بعنوان  شب چله ایرانیان با دو برآورد برگزار میگردد. از طرفی برگزارکنندگان با امکانات مالی با داشتن پشتوانه امید به آینده ای روشن درکنار وبا حضور نزدیکانشان جشن برگزار نموده و با گذاشتن شیرینی درسفره، مزه و طعم زندگی خوش را احسا س می کنند. با اناردرسفره بخاطر کسرت دانه های سرخ وشیرین درکنار نزدیکان قرار می گیرند. با خوردن هندوانه که سرمای زمستان آنها را آزار ندهد. با خشکبار بخاطر ذخیره سرمایه اندوخته شده. با فال حافظ برای آینده روشن و یا با خواندن نماز شب و آیه های قرآن برای تضمین آخرت و یا با جامی در دست برای موفقیت ازپس انداز و اندوخته بانکی وغیره. شراب سرخ می نوشند…. اما  در طرف دیگرشب چله زمستان برای عده ای نوید مرگ می دهد. چله چهل روزه  شب تلخ کامی است. شب سرد وسیاهی طولانی یاد آورغم واندوه، سرنوشت نا معلوم و آینده  تاریکی است. عده ایی درانتظار حقوق عقب مانده دست به اعتصاب، عده دیگردر فقرو اعتیاد، عده ایی نگران اعدامها، عده دیگردرافسردگی و بیماری روحی از زندگی دشوار دنبال کار چهارم اند، بیکاری، بی خانمانی. زاغه نشینی، کارتن خوابی، عده ایی ساعت شماری برای آزادی عزیزان دربند ازسیاهچال ها می کنند. عده ایی نگران پوشش فرزندان، نگران سوخت خانه و مدرسه هستند. عده ایی کودکان سرگردان خیابانی، عده ایی در تیره روزی بخاطر از دست دادن اراضی مرغوب کشاورزی از اراضی بر باد رفته برای خانه سازی، عده ایی در فرار و مهاجرت برا ی لقمه ای نان برای ادامه زندگی.عده ایی در فضای تاریک خفقان رهایی از چنگال خفاشان شب مبارزه برای صبح روشنائی فریاد آزادی سرمیدهند. عده ای بفکر تکه کارتن برای سقف خانه و فرش زیرپا در زمین سرد یخ زده زمستانی اند، عده ای در زاغه های بی درپیکرخارج از شهرمی لولند عده ایی درازدحام صف نانوایی ها، عده ایی وحشت زده ازجغدان سیاه چهره اسید پاشان روبه خانه نشینی اند.عده ای دیگرفرار از سرکوب هنر ستیزان درزیر زمینها، موسیقی پاپ می نوازند. عده ای به وعده های دروغین حاکمان راه چاره می جویند. عده ای به امید صندوق رای دنبال ناجی محرومان هستند.عده ای دیگر درزیر نشست منبر روضه گران درنماز جمعه سخن ازفتنه گران اهریمن با اسم رمزنفوذ رهبر ولایی در شبکه ها ی مجازی خون دل می خورند. عده ای از مکتب دانشگاهی اخراج می شوند. عده دیگر دربیمارستانها درجستجوی دارو درفکر عمل جرایی با هزینه هنگفت بدون نام ونشان جان می سپارند. عده ای فکر مالیات عده دیگر فکر گرانی گوشت وبنزین با خیال برداشت تحریم ها بامید نتایج توافق اتمی که سالها جز جنگ روانی حاصلی نداشت درانتظارند همه وهمه دراین شب تاریک ظلمانی با امید پایان ظلمت وتاریک اندیشی از فرازها در کوشه کنار در هر محفل خانه ودرهر کوچه وخیابان محل وکار وزندگی در کنار یکدیگر سخن می رانند تا به پایان رسیدن شب تاریکی به سوی صبح روشنایی نزدیک گردند.

تهیه ونگارش:  م. چابکی ۲۹آذر۱۳۹۴ برابر با ۲۰ / ۱۲/۲۰۱۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)