افغانستان کشوری‌ست که اقوام و مذاهب زیادی در او وجود دارد و با بودن این اقوام و مذاهب سفره‌ی احزاب سیاسی زیادی پهن شده است که تمویل این احزاب بیشتر از طرف کشو‌رهای منطقه و فرامنطقه‌ای صورت می‌گیرد.در دهه شصت و هفتاد شخصیت‌های هنری،فرهنگی،سیاسی،اجتماعی وعلمی زیادی قد بلند نموده بودند که افتخارات بی‌شماری را در این زمینه‌ها برای کشور بدست آوردند.

afghansestan
دهه شصت و هفتاد در افغاستان راهی بود برای جهانی شدن ولی تقلید افغانستان را از پا درآورد. تقلید در سیاست و مذهب شروع جنگ در افغانستان را رقم زد که تا اکنون چند دهه جنگ را پشت سرگذاشته است.
احزاب سیاسی که هرکدام به سهم خود سیاست‌های کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای را دنبال می‌کردند.( که تا حال هم جریان دارد)
سیاست‌ها با چاشنی مذهب رنگ و روی دیگری به اوضاع اجتماعی و سیاسی افغانستان رقم زد.تقلید مسلمانان شیعه افراطی از ایران و مسلمانان سنی افراطی از پاکستان که هر کدام از منابع مشخص ذکر شده تمویل می‌شدند و تغییر نظام شاهی به جمهوری و افکار انقلابیِ چپی(شوروی سابق) در میان نسل جوان هم در این جریان دو دهه تاثیر بزرگی گذاشت و افغانستان را وارد دنیایی از جنگ ساخت که تا اکنون نتوانسته است از این منجلاب بیرون شود.
تقیلد این چند جریان در اوضاع اجتماعی و سیاسی افغانستان ضربه‌ی محکمی را وارد کرد و در این میان دست‌های داخلی و خارجی به صورت مستقیم و غیرمستقیم گور چند دهه جنگ را برای افغانستان کَند.
تقیلد آنچنان در میان جامعه رواج و معمول شده بود که تعصب و بی اعتمادی را در میان اقوام و مذاهب بوجود آورد ولی یک حادثه در آن جریان بی تاثیر نبود و آن هم انقلاب اسلامی سال ۵۷ در ایران بود که به طوری جامعه افغانستان را تحریک کرده بود.
تقلید و عدم اگاهی کامل در میان قشر جوان دانشگاهی و غیردانشگاهی از نقطه نظر سواد کافی سیاسی از منطقه که با تعصب و بی‌اعتمادی همراه بود، شرایطی را فراهم کرد تا اینکه جنگ‌های داخلی سر گرفت و راه سبزصلح و ترقی را به یک خیال تبدیل کرد.
بعد سقوط دولت نه چندان پایدار و وارد شدن طالبان در فضای متروک افغانستان صلح پدیده‌ای دور از دست تلقی میشد ولی با ورود سازمان ناتو و حمایت قوی ایالات متحده و کمک‌های جهانی،افغانستان را به صلح نزدیک ساخت و دوباره امیدی برای آینده‌ی خوب بوجود آمد.
ولی آنچنان که تصور می‌رفت نشد و در این ۱۴سال افغانستان روزهای سختی را پشت سرگذراند و همچنان با همان سختی‌ها ولی نسبتا بهتر از دو دهه قبل( که لازم به ذکر آن گزینه‌ها نیست از قبیل مکاتب،امنیت نسبی،دانشگاه…)ولی در این ۱۴ سال دست‌آورد مهم و ارزنده‌ای که رخ داده است، آگاهی سیاسی نسبی قشر جوان در جامعه است که فعلا از طریق شبکه‌های اجتماعی و جامعه مدنی و رسانه‌ها به خوبی دیده میشود.
تاوان بزرگی را که باید این قشر بپردازد تقیلد نااگاهانه و غیر مسٔولانه‌ی پدر و پدربزرگان شان است که دو نسل دیگر هم را دربر خواهد داشت چون آنچنان که دیده می‌شود تعصب و عدم اعتماد در میان جوانان وجود دارد و شبیه میراث به این نسل انتقال داده شده است،مشکل بزرگی در این راه وجود دارد ولی با پشتکار و تلاش قشر جوان و تهعد به فردای بهتر و کشوری مترقی حل شدنی خواهد بود ولی اگر رهبران بگذارند و از این تقلید ناآگاهانه دست بردارند و فرمان سیاست افغانستان را بدست قشر آگاه و با سواد کشور رها کنند و اشتباهات گذشته‌ی شان را جبران کنند.

حاشر رضوي، مزار شريف، افغانستان

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)