نکاتی دربارۀ جنبش دمکراتیک مردم آذربایجان و جمهوری خودمختار آن (1324-1325)
سیامک صبوری
یک) طرح این بحث که “فرقه دمکرات دست ساز اتحاد شوروی بود و نه یک جریان برخاسته از متن جامعه ایران و آذربایجان” اساسا آژیتاسیون تاریخ سازان شوینیست فارس است و نه بیانگر واقعیت تاریخی ماجرا.(1) فرقه در جریان تأسیس و گسترشش از امکانات تبلیغی و لجستیکی اتحاد شوروی بهره گرفت و به آن اتکا کرد اما هیچ جنبش و حزب سیاسی دست سازی نمیتواند بدون وجود ریشه های اجتماعی و پایگاه و مقبولیت مردمی به جریانی با وسعت توده ای و اجتماعی فرقه تبدیل شود. فرقه توجه و قلوب مردم آذربایجان را با محبوبیت بین المللی اتحاد شوروی سوسیالیستی و جنبش جهانی کمونیستی در داخل ایران در سالهای منتهی به جنگ جهانی دوم فتح کرده بود و اقبال مردمی عظیم به فرقه، گواه حقانیت مردمی این جنبش دمکراتیک بود. ما فراموش نکرده ایم که احزاب راست ایران اگر تماما دست ساز بریتانیا نبودند، بسیاری از آنان متکی به کیف انگلیسی بودند!
دو) فرقه از آغاز تأسیس بر دو تضاد و گسل اجتماعی مهم دست گذاشت: مسئله ارضی-دهقانی و مسئله ملی. در روایت ناسیونالیستهای ترک از جمهوری دمکرات آذربایجان، مسئله ملی پر رنگ و عمده شده است و مسئله ارضی-دهقانی به مثابۀ وجه مردمی جنبش کم رنگ شده یا به فراموشی سپرده میشود. (2) خالی کردن خط و ایدئولوژی و اهداف فرقه از ماهیت ضد فئودالی آن و از جوهر ضد امپریالیستی، ضد استبدادی و ضد استثماری اش تبدیل کردن آن جنبش عظیم و انقلابی و مردمی به یک گفتمان عقیم و بی خاصیت هویتی است.
سه) خصلت انقلاب در آن مقطع در جامعه ایران و از جمله در پیشرفته ترین مناطق آن مانند آذربایجان، به لحاظ عینی “انقلاب دمکراتیک نوین” بود. این انقلاب را فقط حزب کمونیست و از طریق اتحاد استراتژیک کارگران و دهقانان میتوانست به پیش ببرد اما بخش وسیعی از خرده بورژوازی و بخشهایی از بورژوازی ملی (دقیقا به معنای ملی و ضد امپریالیستی آن) نیز متحد جنبش بودند. دشمنان اصلی جنبش نیز ائتلاف ارتجاع و امپریالیسم شامل دولت مرکزی، اشراف، فئودالها و خوانین آذربایجان، روحانیون و لایۀ نازک بورژوازی کمپرادور بودند. اما در رهبری فرقه، نه خط کمونیستی بلکه یک خط التقاطی بورژوا-دمکراتیک با مضمون و محتوای ناسیونالیسم انقلابی حاکم بود.
چهار) تضاد میان انترناسیونالیسم کمونیستی و ناسیونالیسم تُرک از آغاز در بطن ایدئولوژی و استراتژی و سازماندهی جنبش و فرقه وجود داشت و تا پایان نیز عمل کرد. این تضاد هم منشأ تاریخی منطقه ای داشت و از زمان جمهوری مساوات در آذربایجان شمالی در حافظه تاریخی روشنفکران ترک آذربایجان باقی مانده بود و هم به نوعی در شخصیت و خط سیر سیاسی و فکری میر جعفر پیشه وری صدر فرقه دمکرات آذربایجان انعکاس می یافت. کاراکتر پیشه وری به ویژه در مقطع رهبری فرقه، بین یک کمونیست و یک فعال هویت طلب ترک در نوسان بود. به همین دلیل در فرقه و عملکرد آن گاه با خطی مواجه هستیم که رهایی آذربایجان را سرآغاز پیشروی انقلاب به سمت مرکز و رهایی کل ایران می بیند و گاه شاهد غلبۀ بینشی که مسئله را فقط به “کسب حقوق تاریخی ملت ترک” تقلیل می داد. خط دوم به ویژه در مقطع پایانی کار فرقه غالب شد و تأثیرات منفی اش را بر پیشروی جنبش گذاشت.
پنج) جنبش دمکراتیک آذربایجان به وضوح از رهبری یک حزب کمونیست انقلابی به مثابۀ یک خط و برنامۀ روشن و قاطع رنج می برد. حزب توده در همان مقطع هم فاقد کیفیت و ویژگی یک حزب کمونیست انقلابی بود. به همین دلیل فرقه دمکرات اساسا جبهه ای از نیروهای دارای گرایشات کمونیستی و چپ و نیروهای ناسیونالیست و بورژوا-دمکرات بود. نوعی ائتلاف با بورژوازی ملی و خرده بورژوازی که به غلبه و تسلط خط بورژوا-دمکراتیک در رهبری آن پا داد. غلبۀ خط بورژوا-دمکراتیک بر رهبری جنبش بیش از هر چیز خودش را در برخورد با مسئله ارضی و دهقانی نشان داد. آنجا که فرقه با وجود شورشهای دهقانی و گرایشات انقلابی در میان دهقانان، از اتخاذ یک خط انقلابی قاطع و روشن به نفع دهقانان سر باز زد و یک مشی رفرمیستی با هدف کاهش فشار بر دهقانان را در پیش گرفت. این مسئله یعنی غلبۀ خط بورژوا-دمکراتیک در رهبری فرقه و تبعیت از نوعی التقاط و سازش طبقاتی به جای پیش بردن مبارزه طبقاتی، عمده ترین علت شکست جنبش بود. (3)
پنج) تضاد میان کمونیسم و ناسیونالیسم در سطوح و اشکال دیگری در حزب کمونیست اتحاد شوروی نیز بروز یافت. به این شکل که فشارهای هولناک ناشی از خطر حمله آلمان نازی و سقوط دژ پرولتاریای جهان، رهبری حزب و شخص استالین را به سمت نوعی سازش پراگماتیستی با ناسیونالیسم و امتیاز دادن به گرایشات ملی گرا در جمهوری های مختلف سوق داد. میر جعفر باقراُف صدر جمهوری آذربایجان شمالی به عنوان شاخص ترین حامی فرقه، یکی از مهمترین نمایندگان این خط در حزب کمونیست شوروی بود. این مسئله آنچنان که باب آواکیان تبیین کرده است (4) بیش از هر چیز بر آمده از یک کمبود تئوریک در خط سیاسی-ایدئولوژیک حزب کمونیست شوروی و شخص استالین بود. آنها موجودیت تضاد میان انقلاب جهانی با ضرورت حفظ کشور سوسیالیستی را نمی دیدند و در عمل منافع انقلاب جهانی و پیشروی آن را به منافع اتحاد شوروی و تحکیم و تثبیت آن ترجمه میکردند. حال آنکه در این تضاد، وجه انقلاب جهانی و بین المللی آن عمده و تعیین کننده بود و هست.
شش) تسلط این خط درکمنترن (و همچنین کمینفورم) به نوعی پراگماتیسم و محافظه کاری در پیشبرد انقلاب پرولتری در سطح جهان در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم منجر شد که بسیاری از فرصتهای انقلابی را در ایتالیا، فرانسه و یونان از دست داد. همین خط در درون رهبری فرقه دمکرات آذربایجان نیز به شکل تردید و تزلزل در پیشبرد انقلاب و تعرض به تهران و مرکز خود را نشان داد. زمینۀ عینی برای پیشروی بیشتر فرقه وجود داشت و محبوبیت اتحاد شوروی در میان بخش وسیعی از مردم ایران، امکان تعرض بیشتر و پیشروی جنبش تا سطح یک جنگ داخلی را میداد. نتیجۀ این جنگ امروز قابل پیشبینی نیست اما اگر به پیروزی کامل انقلاب و شکست ارتجاع منجر نمیشد، دست کم کل کشور را به دو قطب انقلابی و ارتجاعی تقسیم میکرد. بر اساس شواهد محکم تاریخی مناطق شمالی ایران شامل آذربایجان شرقی و غربی، کردستان، گیلان، مازندران، مناطق شمال خراسان، قزوین و حتی کرمانشاه و بخشهایی از تهران مستعد شورش علیه مرکز در صورت وقوع جنگ داخلی بودند. شورشهای دهقانی در سراسر ایران و پایۀ کارگری وسیع حزب توده در جنوب را نیز میتوان به این توازن قوا افزود. اما فقدان خط و رهبری انقلابی و کمونیستی مهمترین مانع در مسیر بالفعل کردن این پتانسیلها بود.
هفت) تجربه جنبش دمکراتیک سالهای 24-25 همچون دیگر تجربه های انقلابی تاریخ معاصر ایران نشان داد بدون کسب قدرت سیاسی (ولو در ابعاد محدود و منطقه ای) و بدون تفنگ و مسلح کردن توده های مردم نمیتوان حتی رفرمهای به واقع دمکراتیک را اجرا کرد و تکامل داد. همین تجربه همچنین نشان داد بدون پیش بردن انقلاب تا نابودی کامل دستگاه دولتی و ارتش دشمن و بدون بالفعل کردن کامل پتانسیل توده های مردم و با خطوط میانه و مردد نمیتوان حتی دستاوردهای مقطعی موجود را حفظ کرد.
هشت) تجربۀ دمکراتیک و ناقص جمهوری دمکرات آذربایجان و مهاباد نشان داد که فقط و فقط کمونیستها میتوانند تضادهای فرعی و تاریخی ملی مانند مسئله حدود و مرزهای منطقه ای و اختلافات تاریخی را حل کنند و به آن پاسخ دهند.
نه) تفاوت سکانس پایانی تجربه جمهوری دمکرات آذربایجان و کردستان نشان داد که مقاومت یا عدم مقاوت چه تأثیرات تاریخی متفاوتی میتواند بر روحیۀ مبارزاتی و تعرضی توده های مردم باقی بگذارد. مقاومت حداقلی حزب دمکرات کردستان و صدر آن قاضی محمد به سهم و وزن خود بر تداوم پایداری روحیۀ مبارزه و سازش ناپذیری مردم کردستان علیه رژیم شاه تأثیر گذاشت و به یکی از فاکتورهای نمادین ایدئولوژیک در روحیۀ مبارزاتی مردم کردستان تبدیل شده است. از سوی دیگر عدم مقاومت مسلحانه و مردمی فرقه دمکرات آذربایجان که بر آمده از خط غلط رهبری فرقه و مشاورین آن در حزب کمونیست شوروی بود، انبوهی از سرخوردگی و یأس سیاسی را در میان مردم آذربایجان به جای گذاشت. سرخوردگی تلخی که حتی روند مبارزه علیه ستم ملی در آذربایجان را نیز با سکته و توقف چند دهه ای مواجه کرد. بی عملی رهبری فرقه از جهاتی همچون بی عملی رهبری حزب توده در 28 مرداد به انقطاع سنت مبارزاتی انقلابی و مردمی در این منطقه منجر شد.
ده) اگر چه خطاهای حاکم بر رهبری اتحاد شوروی و مشاوره های غلط آنان به رهبری فرقه دمکرات، در شکست جنبش دمکراتیک مردم آذربایجان تأثیراتی مهمی گذاشت اما مسئولیت اصلی این شکست بر عهدۀ خود رهبری فرقه است. در همان مقطع بودند احزاب و رهبران کمونیستی مانند حزب کمونیست چین و مائو تسه دون که خط پیشنهادی حزب کمونیست شوروی را رد کردند و انقلاب را بر اساس شناخت و خط درست تا پایان و تا پیروزی و کسب قدرت سیاسی پیش بردند.

یادداشتها و منابع
1-درباره تاریخ سازی شوینیسم فارس پیرامون جنبش دمکراتیک مردم ایران و فرقه آذربایجان نگاه کنید به: فرقه دمکرات آذربایجان – فصلنامه گفتگو شماره 48 – اردیبهشت 1386
2-برای نکونه نگاه کنید به: آذربایجان ایران، آغاز جنگ سرد – نوشته جمیل حسنلی – ترجمه منصور صفوتی – نشر شیرازه – 1387
3-درمورد ماهیت طبقاتی رهبری فرقه دمکرات نگاه کنید به: ماهیت طبقاتی دولت خودمختار آذربایجان – از سلسله گفتارهای رادیویی صدای سربداران – 1368 تا 1370
http://cpimlm.com/showfile.php?cId=1059&tb=meli&Id=14&pgn=1
4-در مورد بحثهای آواکیان نگاه کنید به: گسست از ایده های کهن – نوشته باب آواکیان – ترجمه و انتشار از اتحادیه کمونیستهای ایران (سربداران) – 1363
http://cpimlm.com/hagh2_oth/ettehadiieye_komonisthaye_iran_pishborde_jonbeshe_enghelabi.pdf

10313758_931015323581187_8691373622621395289_n

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)