اگرحصرکروبی ومیرحسین موسوی برداشته شود چه می شود؟
این یک داستان واقعی ست!
بدنبال انتخاب مجدد«محموداحمدی نژاد»وتشکیک در شمارش آرا،«مهدی کروبی»و«میرحسین موسوی»به آن اعتراض کردند؛بعدش،اعتراضات مردمی هم بالاگرفت و جنبشی بنام«جنبش سبز»سر راه مان سبز شد!
این سبز شدن،اولش همین جوری درست نشد؛قبلش با عکسی از میرحسین که شال سبزی رو گردنش انداخته بود،کلید خورده بود،یعنی یه چیزایی بعضی ها ازهمون اول میدونستن!؟
اعتراضات که اوج گرفت جنبش سبز هم به لیست جنبش های ما اضافه شد!!
جنبش سبز،بابه حصر خانگی رفتن کروبی ومیرحسین،درنهایت فروکش کردوازاون زمان تا الان،دائما اینجا واونجادرمورد اینکه حصر لازم است یا اینکه برداشتنش واجب،کلی چیزا خوانده وشنیده و دیده ایم!وکلی دکان هم دراین وسط، در«بازار سیاست»باز شد!
این جنبش یه خوبی برای نظام جمهوری اسلامی ایران داشته ودارد؛واونم اینه که هر کهنه ای نوشد!
وچون قحط الرجال است توی این مملکت،هرکه تو این سالها مدتی سروصدایی ازش نبود،دوباره اومد بالا ودراین گفت و گو وآن مصاحبه،شروع کرد به دفاع از خود وعملکردش،یه بارهم کسی نبود که بیاد بگه ماست من ترش بود!
یه خوبی دیگه هم این جنبش سبز برای نظام داره،واون هم اینه که سالهای سیاه دهه 60(که میرحسین از اون به بازگشت به دوران طلایی امام ازش یاد کرده)رفت زیر خروارها لایه بتونی!
واین چنین همه مشغول جنبش سبزشدند وبا آن جنبیدند!!
که یقول مولانا:
هر که او بی سر بجنبد دُم بود / جنبشش چون جنبش کژدم بود
وهم چنین معلوم شد که تمام زندانی ها و شکنجه ها و اعدام ها ومصاحبه گرفتن های آن دوره (یعنی دهه 60،که برخی از همین سردمداران جنبش سبز اون زمان سری در سرها داشته و این جا واون جادستی درقدرت)هیچکدام به پای زندانی های دوره جنبش سبز و شکنجه ها ومصاحبه گرفتن های این دوره نمی رسد،مقام وارزش این جنبش یه چیز دیگه س!
خداراشکرکه تکنولوزی این دهه هم به آنها کمک کرد تا اهمیت آن برهمگان روشن شود!
حالا می خواهیم توی این قصه از یه منظری خاص به این پرسش پاسخ بدیم که اگر مهدی کروبی ومیرحسین موسوی،که حصرشان از همه حصرهای تاریخ 37 ساله جمهوری اسلامی که برای این وآن درست شد وجیک کسی هم بلند نشد،مهم تراست!،به حصر خانگی نمی افتادند،چه اتفاقی می افتاد؟
واگر این دو از حصر آزاد شون چه اتفاقی می افتد؟
واینکه این آیا این حصر درراستای حفظ نظام جمهوری اسلامی ست؟که حفظش اوجب واجباته؟
یک:
عده ای معتقدند:
اگرمهدی کروبی ومیرحسین موسوی به حصر نمی افتادند،هیچ اتفاقی هم نمی افتاد!
اینها می گویند:
بی شک آنها(منظور مهدی کروبی ومیرحسن موسوی ست)به نحوه ی کِش پیداکردن اعتراضات،وتعمیم آن به مسائلی که موجودیت نظام ج.ا.رو به خطر بیاندازه، مخالفت می کردند!
دلیل اینها هم این است که:
هردو به نظام ج.ا.وامام خمینی و قانون اساسی(باوجود ولایت مطلقه فقیه)وفادار وموافقن!
وبعد نتیجه ای که این عده می گیرن این است که:
برای آنها(منظور کروبی ومیرحسین است)اعتراض صرفابخاطررای نیاوردن خودشان بود،ولی برای مردم،بهانه ای شدبرای مطالباتی که دراین 37سال بخاطرش سرکاررفتن!و البته برای حاکمیت ونظام جمهوری اسلامی هم می تونه یه سوپاپ مطئمن و دائمی باشه!
دوم:
این عده هم چنین می گویند:
مهدی کروبی و میرحسین موسوی در صورتی که به حصر نمی افتادند،می بایستی به احساساتی که به هواداری ازآن دو می شد،پاسخ می دادند واز آنجاکه این احساسات رنگ وبویی فراترازاعتراض به «رای من کو»بود،وبااعتقاد آنها(یعنی قانون اساسی با طعم ولایت فقیه)همخوانی نداشت،لذا حصر به آنان کمک کردتا ازاین مخمصه نجات یافته و از مواجهه وپاسخ دادن به احساسات مرذمی!،خلاص شون!
سوم:
دلیل دیگر این عده به مدعای خود این است که:
در کارنامه مهدی کروبی و میرحسین موسوی علاوه براینکه سالها مدیریت ا جرایی و تقنینی هست،حرفها ونامه ها و روش هایی هم هست که درصورت عدم حصر می بایست پاسخ می گفتند؛مثلن برخورد آنها به موضوع حصر آیت الله منتظری وخلع ید از قائم مقامی ایشان ومهم تر از همه قتل عام سال 67!
وازاین صغرا وکبرای خود چنین نتیجه گیری می کنن که:
حصر به آنها کمک کرد،ازاین پاسخگویی حداقل در مقطعی خلاص شوند وبرای بعدش،دراین فرصت حضوردرحصر،یه فکری خواهن کرد!؟ تابلکه شایدموضوع به فراموشی سپرذه شود.
وایضن اضافه می کنن:
علاوه براین،درکارنامه هردو مسائل دیگری هم هست که خوددلیل بوجود آمدن وضع موجود است،مثل نحوه ی برخورد با حُکم حکومتی(که درهیچ جای قانون نیست)وسکوت ممتدی که میرحسین موسوی دراین سالها داشت!
چهارم:
ازجمله قرائن ودلایلی که میارن، این است که:
مهدی کروبی و میرحسین شخصیت هایی نیستن که نتونن برای پاسخ به ابراز احساسات مردم،آمد وشد نداشته باشن!
مثلن آیت الله منتظری درحصر هم که نبود،بدلیل شخصیت کاریزمایی وموقعیتی که داشت،نمی تونست دراین جا وآنجا برود وسخنرانی کند،هرچند که سعی می کرد همه را به حضور خودبپذیرد و عقاید مختلف را بداند!ولی مهدی کروبی و میرحسین موسوی،برخلاف امثال مراجع تقلیدوحضرت رهبری(که فقط بارعام گزینشی دارن)می تونن این ور واون ور برن و حرف بزنن!
بنابراین درصورتی که به حصر نمی افتادند ومطالبات مردم در«رای من کو»بازم کش پیدامی کرد، می بایست اینجا و اون جا سخنرانی می کردند؛ وهمین خود موجب تنش و مواجه با مخالفینی که خودداشتندو یا حاکمیت برایش ترتیب می داد،می شد!
درگیری و شدَّت آن هم چیزی نیست که این دو بخواهن.و چون منجربه از هم پاشیدن شیرازه مملکت می شد،لذامی شود گفت حصرعلاوه براینکه مانع اینکار شد،برای نظام و هردوشان،نوعی مباهات وافتخارهم هست!
پنجم:
علاوه برهمه ی این قرائن واحتمالاتی که گفته شد،می گویند:
الان چندسال ازحصرگذشته،وحالا مثلن بیان همین فردا اونا رو باصطلاح از حصر خارج وآزاد کنن،چی پیش میاد؟چی میشه؟
وخودشون اینطور جواب می دن:
اولش سیل آدم های نظام،وهوادار و مخالف حصر،به دیدار میان و مثل همین زندانی هایی که پس از رهایی اززندان،به دیدارشان رفتند و عکس های یادگاری هم گرفتتند، کمی گپ های سیاسی میزنن! که البته مطبوعات حامی هم برخی مطالبشون رو به عنوان چاشنی چاپ می کنن!
اما بعدش که فروکش کرد چی پیش میاد؟
واین سوال را مطرح می کنن:
فکر می کنید مهدی کروبی و میرحسین موسوی دوباره راه می افتن این ور واون ور سخنرانی می کنن ودوباره کبریت به خاکستر خاموش جنبش سبز می زنن؟!
اگر که اینکار رو بکنن،که دوباره شلوغ میشه،عده ای مخالف،عده موافق،ودوباره اینها میرن توی حصر!!
پس به این نتیجه می رسیم که تااطلاع ثانوی حصر چیز خیلی خوبی ست و برای حفظ نظام بسیارمفید!!
محمد شوری (نویسنده و روزنامه نگار)6آذر1394

هم چنین به این یادداشت که در 25بهمن 86 نوشته شده است می توانید رجوع کنید:
https://www.tribunezamaneh.com/archives/87261
مُسهل(یبوست سیاسی)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)