مدرسه فمینیستی: «آیت الله طباطبایی‌نژاد، امام جمعه اصفهان، پولدار شدن زنان را یکی از عوامل طلاق و عدم تمایل به ازدواج دانست و ابراز کرد: مهریه‌های زیاد یکی از علت‌های طلاق در جامعه است، روحیه زن و مرد بسیار متفاوت است، مهریه‌های بالا موجب گرایش زنان به طلاق خواهد شد.»(1) یادداشت زیر، پاسخی است به گفته های ایشان:

آقای طباطبایی! چگونه است که همیشه انگشت اتهام به سمت زنان است؟ طبق چه قانونی می شود نیمی از جمعیت را از حق درآمد و پولدار شدن محروم کرد تا ناگزیر شوند با هر شرایطی، به زندگی مشترک تن در دهند؟ آیا چنین رویکردی، توصیه به خشونت علیه زنان نیست و همین امر باعث روی آوردن زن آزرده، به خارج از خانه و ایجاد فساد نمی‌شود؟ هیچ از خودتان پرسیده‌اید دلیل مهریه‌های بالا و یا تن ندادن دختران تحصیل کرده به ازدواج چیست؟ آیا فکر کرده اید دختران چه پشتوانه‌ای در قانون مدنی ایران پس از ازدواج دارند: از تجدید فراش همسر خود اطمینان دارند یا از حضانت فرزندان شان؟ آیا در صورت تجدید فراش شوهر، امکان درخواست طلاق دارند یا این که در چنین شرایطی هم ناگزیرند و باید به زندگی نکبت بار، ادامه دهند؟ آیا ندیده اید سال های جوانی دختران بی گناه در اثر یک ازدواج اشتباه، در دادگاه ها می سوزد؟

حالا اگر اشتغال را هم از دختران و زنان بگیرید روشن است که ظلم مضاعفی است به قشری مظلوم و فرودست. مسلم است که راه را برای امرار معاش از راه هایی نادرست گشودن است و در نهایت داشتن جامعه‌ای ناموزون تر، با زنان و مردانی خشمگین‌تر و خسته‌تر و نسلی با محرومیت و عقده‌های بیشتر.

هر انسانی برای آزادی و حفظ شأن و کرامت اش نیاز به دو بال آگاهی و استقلال دارد، اینک زنان ایرانی به آن درجه از آگاهی رسیده اند که ستم را برنتابند. امروز زنان همچون زنان و مادران دیروز نیستند که با لباس سفید وارد خانه شوهر شوند و به هر قیمت و با تحمل هر ظلم و خفتی، با پوشش سفید از آن خارج گردند.

بهتر نیست برای پایین آوردن آمار طلاق، به عواملی همچون اقتصاد خانواده، بیشتر توجه کرد نه این که با کوتاه کردن دست زنان از شغل و درآمد، ضربه دیگری به اقتصاد خانواده وارد کرد؟ به گمان من چیزی که امروز زنان و مردان برای استواری بنیان خانواده به آن نیاز دارند همدلی و برابری است نه وابسته‌تر کردن زن به مرد، و گذاشتن بار سنگین اقتصاد خانواده بر دوش مرد. زنان و مردان امروز به مشارکت بیشتر در امور خانه و تأمین نیاز اقتصادی با کمک هم نیاز دارند تا این مهم را به سرانجام برسانند و وظیفه حکومت، بسترسازی این امر است نه ایجاد سدی در مقابل مشارکت و برابری.

اگر قانون گذاران خواهان داشتن جامعه ای شادتر و آرام تر هستند با شناخت نیازهای واقعی زنان و مردان امروز و با آمدن به میان مردم و همصحبتی و همدلی با اقشار مختلف، راه را برای حل مشکلات هموار سازند. این که فقط و به هر بهایی و هر ظلمی خواهان پایین آمدن آمار طلاق باشیم و به این خاطر کوتاه ترین دیوار را – که زنان باشند – آماج حملات خود قرار دهیم مورد تأیید کدام دین و آیین است؟ متأسفانه باز هم اشتغال زنان نشانه رفته است، که حکم قرآن در این باره: «وَلِلنِّسَآءِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ»(2) است و به رسمیت شناختن شغل و کسب درآمد زنان، نه ایجاد ممنوعیت برای اشتغال نیمی از جمعیت و عقب راندن ایشان به خانه، آن هم به بهانه پدیده ای که ارتباط مشخص و محرزی با اشتغال ندارد.

آری، طلاق و فروپاشی کانون خانواده، امری ناپسند و دردناک است اما مگر نه آن که احکام اسلامی باید هماهنگ با تحولات جامعه پیش برود؟ چرا یک بار به ذهن تان خطور نمی‌کند که علت ازدواج نکردن گروه وسیعی از دختران، تن ندادن به احکام و قوانینی است که نیاز به تغییر اساسی دارند؟ چرا فکر نکرده اید یکی از علل بالای آمار طلاق، خیانت هایی است که مردان قانوناً مرتکب آن می‌شوند و امروز برای سرافرازی دین و تطابق با شأنیت زنان و مردان نیاز به بازبینی و تغییرات جدی دارند؟

چه تضمینی وجود دارد که با اولویت قرار دادن پسران در اشتغال، آنها متمایل به ازدواج باشند، آن هم با دختری که هیچ نقش اقتصادی ندارد که امروزه به دلیل بار سنگین تأمین معاش، یکی از معیارهای آقایان برای ازدواج، شاغل بودن همسر آینده‌شان است.

آقای طباطبایی! زنان در دوره های مختلف تاریخ – حتی در جاهلیت عرب – شاغل و پولدار بوده اند و آمار طلاق هم بالا نبوده، اما هیچ زمانی به گمان من شاید مثل امروز بین قوانین خانواده و شأن زن شکاف وجود نداشته است بنابراین علت ناهنجاری‌های موجود را در جای دیگر باید جست.

و اینک در ایام «روز جهانی منع خشونت علیه زنان»، امیدوارم روزی نه چندان دور، زنان ایران بدون آن که مجبور باشند خشونت‌های کلامی و رفتاری را تحمل کنند بتوانند نقش‌شان را در جهت رشد و توسعه کشور دوشادوش مردان ایفا کنند.

پانوشت ها:

– 1 – entekhab.ir
– 2 – سوره نساء آیه 32

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)