گفتنی ست این یادداشت در ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ نوشته شده است که باز نشر می کنم

مُسهل!(يبوست‌سياسی)[۴]
محمدشوری
نظام‌جمهوری‌اسلامی‌ايران‌وقتی‌يبوست‌می‌گيرد،توانائی‌آن‌راداردكه‌ازانواع‌«مسهل»‌استفاده‌كند!بااين‌‌‌قانون‌اساسی‌‌
وانحصاری‌بودن‌«قدرت»درنزدعده‌ای‌معدودومحدود،طبيعی‌است‌
كه‌هرازگاهی‌جمهوری‌‌اسلامی‌ ايران‌‌‌‌‌يبوست‌بگيرد.
اين‌يبوست‌‌بخاطر«انحصارطلبی»،«عدم‌اعتمادبه‌ديگران»،«توَهم‌‌توطئه»«دشمن‌تراشی‌فرضی‌» وبالاخر«۸سال‌
جنگ‌فرسايشی‌‌وبی‌سرانجام‌وبی‌نتيجه‌ايران‌وعراق»‌بوجود‌‌آمده‌است.
همه‌می‌دانيم‌آنچه‌اكنون‌ازنيروهای‌سياسی‌(چه‌دردايره‌ه‌حاكميت‌وچه‌خارج‌ازحاكميت،‌امادارای ‌قدرت‌ورانت)دراين‌
۳۰سال‌باقی‌مانده‌وحضوردارد،اعم‌ازاصلاح‌طلبان‌فعلی‌،نيروهای‌باصطلاح ‌اصولگرا،
سنتی‌ومحافظه‌‌ كاركه‌دردسته‌هاوگروه‌ها،احزاب‌وسازمانهای‌سياسی‌،فعاليتی‌ازخودنشان‌ می‌دهند[۵]خودد
ربوجود‌آمدن‌اين‌‌«يبوست»شريك‌وسهيم‌‌هستند.
‌اكثريت‌مطلق‌نيروی‌حاكم‌برمديريت‌اجرائی‌دراين‌۳۰سال‌هيچ‌تغييری‌نكرده‌است.منتهابرخی‌(مثل‌رئيس‌‌جمهوری فعلی)
درفازپنهان‌بوده‌اندوبرخی‌درفازآشكار![۶] درابتدای‌انقلاب‌،بطورطبيعی‌،نيروهای‌ دسته‌اول،يعنی‌درجه‌يك‌قدرت‌سياسی‌
رادراختيار‌‌‌داشتند[۷]وآشكاراست‌كه‌نمی‌توانند‌ونمی توانستند‌‌بطور‌دائمی‌‌‌درپشت‌ويترين‌‌صحنه‌سياست‌قرارگيرند!
ازوقتی‌‌كه‌يبوست‌های‌مكرر،[۸]‌‌داشت‌كاردست‌‌نظام‌ج.ا.ا.‌می‌داد،سعی‌شدفضای‌سياسی‌را‌باخوراندن‌يك‌«مسهل»‌
تازه‌،بديع،‌شناخته‌نشده‌
وكاملاخوشمزه‌وباب‌ذائقه‌‌همه‌مردم‌‌ايران‌
وجهان‌بين‌الملل‌،رفع‌يبوست‌‌كنند!
آمدن‌‌«سيدمحمدخاتمی»‌به‌صحنه‌سياست،‌آنهم‌درفاز«پست‌رياست‌جمهوری»،مسهلی‌بودكه‌نظام‌ج.ا.ا.‌نسخه‌اش‌
را‌خودش‌برای‌خودش‌‌خودپيچيد!
‌«مسهل»‌خاتمی‌وجريان‌اصلاح‌طلب‍ی»‌‌ازنوع‌شكلات‌[۹]بود؛تاجائی‌كه‌جمهوری‌اسلامی‌ايران‌را‌با‌يك‌اسهال‌‌شديدازنوع ‌
«تغييروتحول‌درزيرساخت‌»مواجه‌ساخت‌!
هميشه‌شخصيت‌آدمهاهمان‌نيست‌كه‌نشان‌می‌دهند؛درست‌است‌كه‌اكثريت‌اين‌نيروهامتناوب‌قدرت‌سياسی‌‌رادر
اختيار‌داشته‌اند،امادرجاهائی‌همين‌افرادخود
عامل‌يك‌فرايندازنوع‌«تز،
آنتی‌تزوسنتز»‌شده‌ وخواسته‌‌وياناخواسته‌ عامل‌يك‌‌تغييربنيادی‌شده‌ومی‌شوند.مثل‌حضورگورباچف‌درمقام‌رياست‌
جمهوری‌‌اتحادجماهيرشوروی‌سابق
،كه‌نهايتابه ‌فروپاشی‌وتقسيم‌كشورهای اقماری‌درجمهوری‌های‌مستقل‌شد.هرچندگورباچف‌(رئيس‌جمهوری‌اسبق‌اتحاد
جماهيرشوروی)‌ورئيس‌جمهورفعلی(پوتين)‌هردوازنيروهای‌حاكميت‌تك‌حزبی‌حزب‌كمونيست‌شوروی‌بوده‌‌اند،اما
سرانجام‌اين‌فرايند،يعنی‌«تز،آنتی‌تزوسنتز»
كارخودش راكردواين‌چنين‌شدكه‌‌می بينيد!
حضورجريانی‌،بنام‌اصلاح‌طلبان‌مصداق‌همين‌رونداست.كه‌درآن‌نيروهای‌بالفعل‌وبالقوه‌،دراين‌۸سال‌‌يك‌نوع‌اصلاحات،‌
يايك‌نوع‌تحول‌را‌تحميلاوناخواسته‌،
چه‌ازسوی‌‌خوداصلاح‌طلبان‌وچه‌‌
ازسوی‌مخالفين‌‌آنها)‌ به‌وديعه‌ نهاده‌شد،كه‌ بازگشت‌به‌عقب‌ندارد[۱۰].لذابه‌برای‌درمان‌،‌به فكرمسهلی‌تازه‌‌
افتادند‌؛تا‌‌آب‌رفته‌رابه‌جوی‌بازگردانند.دولت‌نهم‌ورئيس‌جمهوری‌‌ازنوع«‌احمدی‌نژاد»،‌مسهل[۱۱]‌‌ونسخه‌تازه‌‌
جمهوری‌اسلامی‌ايران‌برای‌درمان‌خودش‌‌است!
رئيس‌دولت‌فعلی‌وهمراهانش‌،نه‌آنكه‌درقدرت‌وحاكميت‌حضورنداشتند،بلكه‌برعكس‌خيلی‌ازآنهادرمناسب‌‌
كليدی‌وگلوگاهی‌(يعنی‌امنيتی،اطلاعاتی‌)
پنهان‌وآشكارفعايت‌داشته‌اند.منتها
به‌لحاظتقسيم‌بندی‌‌افرادودرجه‌بندی‌سياسی‌‌(بقول‌‌هم‌سلكان‌وهم‌عقيده‌های‌خودشان)ازنيروهای‌دست‌‌‌
چهارم‌وپنج‌هستند.و‌باتركيب‌وماهيت‌‌
فعلی‌قانون‌اساسی‌وباوجود‌نظارت‌استصوابی‌
كه‌كشف‌شورای‌نگهبان‌ازدوره‌چهارم‌مجلس‌بود،می‌توان‌‌گفت:«‌ازكوزه‌همان‌برون‌تراودكه‌د‌راوست»!
«مسهل‌احمدی نژاد»كارش‌چيست؟اولاوی‌می‌خواهد‌‌بانشان‌دادن‌‌خاكی‌‌و‌عامی بودنش‌،بگويدمن‌مثل‌
همين‌‌مردم‌عادی‌وتوده‌های‌محروم‌هستم؛‌تبليغات‌،نوع‌‌ولحن‌حرفهاوحركت‌هاوبرخی‌سخنان‌ايشان‌و‌همراهانش‌،‌
دليل‌اين‌ادعاست!
ثانياسعی داشته‌نشان‌دهدكه‌هركاری‌كه‌می‌كند‌،اولين‌‌است،يعنی‌برای‌اولين‌مرتبه‌است،‌تازه‌،بديع‌،نووجديد
است‌وباهمه‌كارهای‌
ديگردولت‌های‌گذشته‌تومنی‌صنارفرق‌دارد،
مثل‌منحل‌كردن‌سازمان‌مديريت‌وهكذالخ…و‌قص‌عليهذا….
ثالثا،وازهمه‌مهم‌تر،جنگ‌لفظی(يابهتربگوئيم‌زرگری وياسياه‌بازی‌والبته‌‌چيزی‌درنوع‌سفسطه‌گرايی‌كه‌شبهه‌ناك‌
است‌وآدمی‌رابه‌گمان‌اينكه‌حقيقت‌است‌،‌
فريب‌می‌دهد‌)ايشان‌ودولت‌نهم‌درمخالفت‌با
همه‌دولت‌های‌پيشين‌وروسای‌جمهور‌قبلی.‌
‌اينكارچندحسن‌‌دارد؛‌مردم‌عامی‌‌رابه‌وجد‌وشعف‌می‌آورد؛‌كه‌مثلا‌‌آنچه‌اينك‌دچارش‌هستيم‌محصول‌كارگذشته‌
بوده‌‌وبه‌ايشان‌ودولتش‌
ربطی نداردو…كه‌اين‌گونه‌انتقادهابرای‌عوام ‌خوشايند‌است.
چون‌اگربا«حلوا‌حلوادهان‌‌ شيرين‌نشود»، «وصف‌العيش‌‌‌ نصف‌العيش»كه‌‌هست!؟مثلاپول‌نفت‌‌
(كه‌از‌مرز۹۰دلارهم‌گذشت)حال‌كه‌‌درسفره‌‌غذايشان،
وجودش‌را‌احساسنكردند،حداقلش‌اين‌است‌‌كه‌گفته‌شد‌،‌
دولتهای‌پيشين‌مسبب‌همه‌اين‌وضعيت‌‌موجودهستند
وقص‌عليهذا…ازآنجاكه‌«ازكوزه‌ همان‌برون‌تراود‌ كه‌دراوست»‌ودولت‌فعلی‌طبيب‌خوبی‌برای‌نظام‌‌ج.ا.ا.‌نيست،‌
لذا‌همين‌تنازع‌ودراصل‌همين«‌تعامل»‌
در«گفتمان‌های‌خصمانه‌كلامی» ويا«بيانيه‌ای»‌منجر‌‌به‌تطهيرآقايانی‌می‌شودكه‌دراين‌سالهاحاكميت‌‌راچندقبضه‌دراختيار
داشته‌اند[۱۲]؛‌اجائی‌ كه‌ا
زآنها‌دوباره‌يك‌چهره‌‌اصلاح‌طلب‌وياهمان‌حلال‌مشكلات،يعنی‌‌
يك‌«مسهل»‌تازه‌[۱۳]‌‌بسازندو…
بطورمثال‌،‌باآنكه‌همه‌اين‌افراد(مجموعه‌اصلاح‌طلبان‌واصولگران‌،ياجناح‌چپ‌وراست‌‌وديگرجريانات‌پپرو)می‌دانند
وضعيت‌تقسيم‌قدرت‌درقانون‌اساسی‌چگونه‌‌است‌واز
«نظارت‌استصوابی»‌مستدرك‌شورای‌نگهبان‌‌چه‌كارهاكه‌برنمی‌آيدوهمه‌اش‌هم‌قانونی‌است،امابازمی‌بينيم‌‌
دراين‌فضائی كه‌خودساخته‌اندهمه‌آنها
(‌ازراست‌افراطی‌گرفته‌تاچپ‌افرطی، ازمحافظه‌‌كاراصلاح‌طلب‌گرفته‌تامحافظه‌كارسنتی‌وليبرال،ازمراجع‌‌تقليد
(رسمی‌ودولتی)‌گرفته ‌تااشخاص‌
مستقل،همه‌ آنهادربيانيه‌هاو اعلاميه‌ها وسخنان‌وكذاوكذای‌
خود،درمخالفت‌باجريان‌ردصلاحيت‌‌ها،حرفهائی زده‌واظهارات‌وبيانيه‌هائی‌صادركرده‌اند،وباآن‌يك‌موج‌راه‌انداخته‌كه‌
بايد‌بگرديم‌پيداكنيم‌پرتقال فروش‌‌را؟![۱۴]
جمهوری‌اسلامی‌ايران‌‌از«مسهل‌اصلاح‌طلبی»انبساط‌‌‌بيش‌ازحد‌انتظارفراخ‌ناك‌شد!وباآمدن
‌«مسهل‌احمدی‌نژاد»بااينكه‌هنوزدوره‌اول‌رياست‌جمهوری‌اش‌‌‌تمام‌نشده‌است‌،دچارانقباض
‌شديدی‌شده‌است‌[۱۵]
والسلام
تهرا/۲۵بهمن‌سال‌۱۳۸۶
________________________________________
[۴] -شکم‌نرم‌کننده(ناظم الاطباء).هرچيز‌که‌شکم‌را‌براند‌و اسهال آورد.‌دوائی‌که‌رطوبات‌عروق‌
و اعضاء ديگر‌را‌بسو‌ی‌امعاء‌کشد‌و‌از‌بر‌بيرون‌کند(يادداشت مرحوم‌دهخدا)کارکن،
داروی‌کار.هرچه‌اخراج فضول‌ازطريق‌امعاء‌نمايد .داروئی‌که‌معده‌و‌روده‌ها‌را‌تطهير‌کند‌و‌فوضلات‌را‌از‌شکم‌براند.
[۵] -البته‌همه‌اين‌گروههاوجريانات‌سياسی‌وقتی‌خوب‌تقسيم‌بندی‌شوند،دودسته‌بيشترنيستند:
جناح‌چپ‌وجناح‌راست؛امری‌معمول‌درهمه‌بازی‌های‌سياسی‌رايج‌دنيا!منتهافرق‌دمكراسی‌‌ما
(دمكراسی‌ازنوع‌ولايت‌مطلقه‌فقيه‌)بامثلابادمكراسی‌ فرانسه‌‌وآلمان‌دراين‌است‌‌كه‌‌درقانون‌اساسی‌آنها‌قدرت‌
وتفكيك‌قواكاملامشهودبوده‌وحدودوثغورمعلوم‌است.ونحوه‌پاسخگوئی‌وحساب‌رسی‌وحساب‌كشی‌نيزمعلوم‌بوده‌و
باهرحركت‌خلاف،نيروهای‌رسانه‌ای‌ومنتقدين‌،صريحاآنرابه‌عرصه‌اجتماع‌برده‌وباافشاگری‌پته‌طرف‌راروی‌آب‌می‌ريزند.
درقانون‌اساسی‌ماهم‌معلوم‌است،بااين‌تفاوت‌كه‌طبق‌اين‌
قانون،قدرت‌مطلقه‌دردست‌چندنفرودردست‌‌مجمع‌تشخيص‌مصلحت‌ويك‌نهادی بنام‌شورای نگهبان‌است‌‌كه‌همگی‌
منصوب‌ ومنتخب‌ولايت‌مطلقه‌فقيه‌ هستند. رهبری‌كه‌برآمده‌ازمجلس‌خبرگانی‌است‌كه‌اعضايش‌بايداول‌ازفيلترشورای
نگهبان‌بگذردتاحضوريابد!بااين‌تفاسيرجنگ‌احزاب‌برای‌بدست‌آوردن‌كرسی‌قدرت‌‌وتغييردروضعيت‌
اقتصادی-اجتماعی‌-فرهنگی‌مردم‌ فقط‌يك‌ سياه‌ بازی‌ است.مضاعف‌براينكه‌همه‌اين‌نيروهای‌سياسی‌به‌ترتيب‌‌
وبه‌وقتش،برصنلی‌حاكميت‌‌دراين‌سالهاتكيه‌‌زده‌اندو
هرچه‌امروزمابرداشت‌می‌كنيم،‌دست‌پخت‌خودشان‌می‌باشد!وانعكاس‌وقايع‌آنچنان‌كه‌هست‌توسط‌رسانه‌ها‌نيز‌
بااين‌وضعيت،‌ازپيش‌معلوم‌‌است؛وجريان‌های‌‌مستقل،وبدون‌پشتوانه‌ورانت،‌‌ياسركوب‌ويامحروم‌‌شده‌وكسی‌هم‌مطلع‌
نمی شود؛آنچه‌كه‌‌ازبرخی‌صداهاشنيده‌می‌شود،نوعی‌شخصيت‌سازی‌است؛چون‌
مثلاهيچكس‌نمی‌تواندمثل‌اكبرگنجی‌ درزندان‌آنچنان‌اعتصاب‌ غذاازنوع‌بابی‌ساندزبكند وآنهمه‌‌انعكاس‌و‌عكس‌ازداخل‌
زندان‌(برای‌تبليغات‌وجريان‌سازی سياسی)ازوی‌گرفته‌شودوآنگاه‌آزادشده‌وسپس‌بدون‌امرمعمول‌قانونی،سريعابه‌خارج‌‌
ازكشوربرودوآنجاهم‌ازاين‌سناريوی‌ساخته‌شده‌در داخل،نيروهای‌بيرونی‌،
دچارتوَهم‌شده‌و مثلاسفر ه‌دلشان‌رابرای‌ايشان‌بازكنندوياوی‌ليدری‌برای‌آتيه‌بعدی‌نظام‌جمهوری‌اسلامی‌ايران‌‌گردد!؟!!
[۶] -اگربه‌ه‌بررسی‌سوابق‌افرادبپردازيم‌(كه‌برخی‌ازوجوه‌شخصيتی‌اين‌افراددردايره‌حاكميت،‌بدليل‌امنيتی‌بودن‌چندان‌
آشكارنيست)متوجه‌خواهيم‌شد
هيچ‌تغييراساسی‌
درفازمديريت‌انجام‌‌نگرفته‌است!؛فقط‌برخی،‌ناشناخته‌تصويری‌وكلامی
‌بوده‌اند!
[۷] -الان‌هم‌حضوردارند؛امانه‌درجائی‌كه‌مردم‌ازآنهاانتظارداشته‌باشندوباصطلاح‌فحش‌خورباشد!همه‌
ايشان‌درمجمع‌تشخيص‌
مصلحت‌نظام‌‌تجميع‌شده‌
وسياست‌های خرد
وكلان‌نظام‌ج.ا.اراباهم‌تبيين‌‌وتدوين‌كرده‌وهركدام‌به فراخوروجهه‌‌وگرايش سياسی‌خود،‌آن‌رابه‌عرصه‌مديريت‌اجرائی‌،
ويابازی سياست می‌برد.
[۸] اولين‌يبوست‌سياسی‌:«بازرگان‌وشورای‌انقلاب»؛دومين‌يبوست‌سياسی:«بنی‌صدرورجائی»؛وبالاخره‌سومين‌
يبوست‌سياسی‌:«قدرت‌رئيس‌جمهوری‌‌واختيارات‌‌نخست‌وزيری»بودكه‌‌،اولينش‌
دولت‌بازرگان‌دوام‌طولانی‌نداشت،
دومينش،اولين‌رئيس‌جمهوری‌زودخلع‌يدشد،وسومينش،‌باضرب‌حضورامام‌خمينی‌‌وتاسيس‌غيرقانونی‌مجمع‌
تشخيص‌مصلحت‌‌نظام‌،رفع‌ورجوع‌شد
تابالاخره‌تصميم‌گرفته
شد‌قانون‌اساسی‌تغييريابد؛قدرت‌ولايت فقيه،‌‌مطلقه شد،مجمع‌تشخيص
‌مصلحت‌‌‌رسمی وقانونی شد،وپست‌نخستوزيری برای‌هميشه‌حذف‌گرديد!
[۹] -بعضی‌ازشكلات‌ها«مسهلند»!يعنی‌برخی‌از«مسهل»هادرطعم‌ومزه‌شكلات‌وبه‌شكل‌وقامت‌همان‌شكلات‌ساخته‌
شده‌اند.چنانچه‌ندانيم‌وبه‌
خيال‌آنكه شكلات‌
هستند،آنرابخاطرخوشمزگی‌،‌بفور‌وبسياربخوريم،آنوقت
‌آنچنان‌اسهالی‌‌‌خواهيم‌گرفت‌كه‌بايدراهی‌بيمارستان‌شويم‌!!
[۱۰] -برخی‌افرادی‌كه‌اينك‌درزمره‌اصلاح‌طلبان‌معرفی‌می‌شوند،نمی‌خواستند‌اين‌چنين‌شود؛يعنی‌
پيش‌بينی آنرانمی‌كردند؛ازهمين‌روی سعی‌دارند
بااقاريری‌‌وافاضاتی،‌سعی‌دارند‌آن‌اسهال‌شديدناشی‌از«مسهل‌از
نوع‌شكلات‌»‌كه‌به‌جريان‌اصلاح‌طلبان‌‌‌معروف‌شد،خودمُسّكن‌آن‌شوند!!؟
[۱۱] -مسهل‌به‌معنای تسهيل‌كننده‌وروان‌كردن‌است‌ودولت‌نهم‌برای‌آن‌‌آمد‌تا‌آن‌اسهالی‌‌راكه‌از«مسهل شكلاتی»
نظام‌ج.ا.ا.‌دچارش‌شده بود‌رارفع‌‌ورجوع‌كند!؟
[۱۲]-نوعی‌«پولشوئی‌سياسي»!كه‌دريادداشتی جداگانه‌،‌به‌آن‌خواهيم‌پرداخت.
[۱۳]-«مسهل»به‌معنی‌تسهيل‌كننده‌،ازماده‌«سهل‌‌وآسان‌شدن»است.يعنی‌‌تسهيل‌اموردرگروحضورهمان‌افراداست!
[۱۴]-مثلابرای نوه‌امام(گيرم‌پدرتوبودفاضل‌ازفضل‌پدرتراچه‌حاصل؟)كلی‌هياهوراه‌انداخته‌اندكه‌ای وای‌چه‌نشسته ايد؟
نوه‌‌امام‌هم ردصلاحيت‌شد؟
پس‌به‌امام‌توهين‌شد؟!ماتوهين به بيت‌امام راهرگزتحمل‌نمی‌كنيم‌وكذاوكذا…!!؟
خب‌،اولانوه‌امام‌باشدكه‌باشد؛اگرردصلاحيت‌درست‌است،‌كه‌نوه‌امام‌‌وغيرامام‌ندارد!ثانيابعداز‌كلی‌تبليغات‌
سياسی،گفتندكه‌ايشان‌بخاطر‌ندادن‌مدرك‌
تحصيلی‌‌به‌حوزه‌نام‌نويسی‌ردصلاحيت‌شده‌است!!وازاين‌نوع‌حرفهای كشداركه‌فقط‌«مصرف سياسی»‌
خاصی‌دارد… كه‌كمترينش‌«سرگرمی‌سياسی»
وفريب‌«فشاربين‌المللی‌»است!واحتمال‌اينكه‌«همه‌برای‌‌يكی»باشدهست!يعنی‌درحقيقت‌يك‌قانون‌
نانوشته‌بنام‌«فصل‌الخطابی‌
بنام‌ولايت‌مطلقه فقيه»؛كه‌همان‌حكم‌حكومتی‌است‌؛وسط‌بيايد؛يعنی‌ختم‌«غائله‌بازی‌سياست»بافرمان‌رهبری!
[۱۵]-اين‌همه‌هياهو(در‌ردصلاحيت‌‌كانديداهای‌انتخابات‌دوره‌هشتم‌مجلس)،هياهوبرای‌هيچ‌است؛
هياهوئی‌كه‌درپی‌يافتن‌«مسهل»ی‌تازه‌است!‌‌
اینجا:
وبلاگ محکمه

https://mahkame2.wordpress.com/tag/%D9%85%D8%B3%D9%87%D9%84/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)