اسلام “مرز” ندارد!! این گپِ معروفِ طراح انقلاب “اسلامی” و اتوریته‌گر فقه‌”سیاسی ـ شیعی” مرحومِ “خمینی” در کشور همسایه‌ی ما ایران را نسل اولی‌ها ونسل دومی‌های جامعه‌ی افغانی به ویژه شیعیان مخصوصا هزاره‌های کشور، خوب به خاطر دارند، بنیانِ مرصوصِ انقلاب اسلامی در ایران براین پایه و تز نهاده شده بود که متاسفانه، فقط در دولت‌های بعد از وفاتِ پیر جماران در راستای اعراض ملی و سیاسی به کار گرفته شد، اطاق فکر انقلاب اسلامی روی این مسئله که در قدم نخست گسل‌هایِ مذهبی پُر شود، تا پایه های دیکتاتوری ایرانی نه شیعی در منطقه محکم گردد، چنانچه روی این سناریو اطاق فکر انقلاب در دو حوزه‌ی هلال “شیعی” و مقاومتِ “اسلامی”به کاتالیزور سازی اوضاع پرداخت، و خوب هم نتیجه گرفت، اگرچه تیوریسن‌های عربی و غربی ایران را متهم به ایجاد یک امپراطوریِ “پیدایِ شیعی” در جهان می‌کنند؛ ولی من معتقدم که تهران روی گزینه‌ی امپراطوری پنهان “پان ایرانیستی” درست مثل کیپه‌ی پان ترکیستی اش حساب بازکرده است، مثلن در کشور های شیعی، مانند بحرین ولبنان و عراق و سوریه و یمن، ایران کاری کرده که بی مهره‌های درشتِ تهران حکومت شکل نگیرد، چنانچه بدون حیدر عبادی و حسن نصرالله و بشار و شیخ سلمان و عبدالملک حوثی، اصولا مقوله‌ی دولت سازی در این کشورها منتفی است، در کشور های که شیعیان در اقلیت هستند از شگرد مختلط “شیعی” و”مقاومتی” استفاده می‌کند این جاست که سیاست ایرانی در مذاقِ شیعیان خوش نمی‌خورد مثلن پاکستان افغانستان عربستان، ولی دولت ایران در فکر کمرنگ ساختن مرزهای اسلامی است تا بتواند پایان تاریخ را به نفع پان ایرانیسم از آدرس به خدمت گرفتن سیاسیِ تشیع رقم زند.
آنچه در حول و حوشِ منطقه و جهان اتفاق می‌افتد همه “سناریو” ،”شطرنج بازی” و “غیریت سازیِ” محض است تا “کاتالیزور” برای هضمِ آسان “دشمن‌تراشی” های مفت گردد .
تقابل نظامی امریکا و ایران در سال‌های پار پیش رو، یک “نمایش” محض و یک “پارادیم” کمیک بود و است ، که “هلال شیعی” و “پایان تاریخ” به راه انداخته است ، در “منطق” مدرن و “دسکورس” انسانِ سلطه‌گر ،قدرتِ “نرم” و قدرتِ “هوشمند” است‌که برنده‌ی میدان‌هاست نه قدرتِ “سخت” چنان‌چه ماشینِ جنگیِ مخوف و به روز (پنتاگون) و بیش از چهل اطاق جنگ غربی در مقابل “هزار تا” طالب بی‌دست و پا و متواری به گِل نشست و ماشین جام کرد .
نزاع “هلال شیعی” و” پایان تاریخ”،برای برچیدن طومارِ هم ؛از جهان نیست ،بلکه پروژه اقطاب سازی جهان به قطب های منافع استراتیژیک و بسط سلطه در سایه‌ی قدرت نرم است، که در نادر موارد قدرت سخت (جنگهای نیابتی) به پیش می راندَش، چنانچه در خاور میانه می‌بینیم.!
حالا با در نظر داشتِ سطور بالا، نوع نگاه آدم ایرانی به هزاره‌ها از عینکِ دولت ایران کاملا “سیاسی” و از عینک ملت ایران کاملا “نژادی است، آنچه در این میان از آن خبری نیست نوع (نگاه شیعی) به هزاره‌هاست به این معنی که اطاق فکر ولایت فقیه، سیاست‌های بزرگ‌را اهرم‌های فشار برای مدیریت می‌کنند، چنانچه میزان تاثیر گذاری لوایِ “فاطمیون” درجنگ سوریه، دکترین سیاسی ایران را در قبال افغان‌های شیعه متحول ساخت، چون یک بار با حزب وحدت عینِ تجربه شکست خورد، و اعتماد سیاسی دولت مردان ایرانی به هزاره ها ضریب صفر شد، فاطمیون قوی‌تر از وحدت ظاهر شد و حتی قوی‌تر از ارتش بشار و حزب الله ولوای ابوالفضل عراقی‌ها و لوای زینب پاکستانی‌ها، تا جای که علی رضا “توسلی” سلیمانی دوم ایرانی‌ها لقب گرفت، لذاست که رهبر انقلاب نمی‌تواند،جا بزند چون مخالفت با خطوط قرمز سیاست خارجی خمینی مرحوم از یک طرف، و نادیده انگاشتن توان سیاسی و نظامی شیعه های افغانی از طرف دیگر، ریسکِ بزرگی است که خامنه‌ای به‌خوبی بر آن اشراق و اشراف دارد.
لذا بود که چندی قبل در سایه‌ی همین مقوله فتوای تاریخی جواز تحصیل برای افغان‌های مهاجر( هزاره‌ها حتی غیر قانونی داده می‌شود.
اینکه از آدرس مردم ایران اجحاف در حق مهاجرین( هزاره‌ها)صورت می‌گیرد بر می‌گردد به نوع نگاه پان ایرانیسم به پان ترکیسم، که چشم بادامی‌ها در این حوزه بیشتر تاوان می‌کنند و این طبیعی است.
حالا کربلای زابل، جهان غرب را تکان داد، سفارت امریکا، سازمان ملل، یوناما . . . همه اطلاعیه دادند، اما ساختارسیاسی که انگِ (علوی ـ شیعی) را یدک می‌کشد و تهرانی که داعیه‌ی (ام البلاد شیعی) را دارد، وخامنه‌ای که بر تمام شیعیان جهان دعوای (ولایت مطلقه) دارد، در یک سقوط وحشتناک از منبر علی پدرم ازکوفه به پای درالخلافه‌ی معاویه در شام گریر می‌زند، کوچکترین التفاتی به این عاشورا ندارد نه رسانه‌های ایرانی پوشش می‌دهد و نه دولت ایران واکنش نشان می دهد، به یاد گپ پدرم علی می‌افتم که گفته بود: «لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا» در اخرالزمان کسانی پیدا می شوند که پوستین اسلام را چپه می‌پوشند، و خامنه‌ای با عرض و طول و عمق ساختار سیاسی و ملی‌اش مصداق بارز این گفته‌ی علی بزرگ است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)