1- آورده اند که در ده پائین خبری پیچید که آهای مردم چه نشسته اید که گاو نری بقواره از نسل اصلاح شده در ده بالا وجود دارد که هرگوساله از نطفه اش کرور کرور می ارزد و صاحبش را به مکنت و ثروت و نیک بختی همی رساند. مش حسن چون این بشنید فرصت غنیمت شمرد و شال و کلاه کرد و کله قندی و 5 هزار تومان پول برداشت و گاو ماده اش را براه انداخت بسمت ده بالا و یک جفتگیری حلال. چون بده بالا رسید سراغ گاو نر را بگرفت و بعد از ساعت ها معطلی در صف سکس گاو نر معروف؛ نوبت به گاو مش حسن رسید که در تیررس تیزی قرار بگیرد. گاو نر اما که از این همه نعمت و توجه و نیاز دوپینگ غیرعادی کرده بود؛ چنان بلند پرید روی گردۀ گاو بیچارۀ مش حسن که زیاده از حد معمول بود و در نشانه روی خطا رفت و زد کون گاو مش حسن را پاره کرد. حالا مش حسن مغموم و افسرده به ده پائین برگشته و اهالی جمع شده اند تا قصۀ نطفه گیری گاوش از تخم گاونر معروف را بشنوند. همه گوش تا گوش نشسته و ایستاده و آویزانند برای شنیدن داستان طولانی و جذاب عشقی و سکسی گاو مش حسن. مش حسن اما که سخت دلخور است از سفر شکست خورده اش به ده بالا و دل و دماغی ندارد؛ بلندگوی دستی را می گیرد و رو به جمعیت این جملۀ کوتاه را می گوید و تمام: “پنج هزار تومان پول و یک کله قند و یک کون بدهکار بودیم. رفتیم دادیم و برگشتیم”!

2- داشتم اخبار مربوط به سفر روحانی به اروپا (ایتالیا و فرانسه) را می دیدم که بنظرم رسید هیچ تحلیل و تفسیری بقوت داستان سکسی گاو مش حسن – در برخی متون بجای گاو از اسب هم استفاده شده – منعکس کنندۀ عمق تراژدی در حال اتفاق نیست. رییس جمهور اسلامی ایران در حالی به اولین سفر فرنگی – بعد از دوازده سال – عازم است که تحقیقاً کلیۀ کارت های برنده اش از توافق وین را خامنه ای سوزانده است. و او با سرافکندگی و شرم از داشتن نام علی در قبل از نام خود حسن خودش هم نمی داند که چگونه از بیشتر پاره شدن کون مسئولیتش جلوگیری کند:

الف- اجرای برجام در برچیدن سانتریفیوژهای اضافی متوقف شده و کار تغییر رآکتور آب سنگین اراک اجازۀ آغاز نیافته، و امریکا هم از خدا خواسته گفته خیالی نیست تعلیق تحریم ها بازهم به تأخیر می افتد و این مشکل ما نیست و ما کیسۀ زهر خامنه ای را در آورده ایم از بن دندان.

ب- به احتمال بسیار قوی ایران از همایش جدید برای سوریه اخراج شده و حالا صحبت از عدم شرکت ایران در کنفرانس بررسی وضع سوریه بمیان آمده است. البته من هم پیش بینی می کردم که بعد از شلتاق های جدید خامنه ای، جواد ظریف از هر رویارویی مجدد با جان کری پرهیز کند از خجالت خارجی و ترس داخلی. زیرا خیلی رو می خواهد که بازهم ظریف با کری ملاقات کند و در پایان بگوید راجع به برجام بوده است. ضمن اینکه سیاست خارجی خامنه ای شکست خورده و یکی از دلایل عصبیت این روزهایش در حوزۀ داخلی همین شکست مفتضحانه است.

پ- هنوز حسن روحانی نتوانسته بود تمهید منطقی و عرف پسندی ارائه کند برای بهم زدن مهمانی ناهار اولاند بخاطر سرو شراب که علی خامنه ای غیض شکست مطلق سیاست خارجیش را سر فرهنگ و هنر و دانشگاه و دانشجو تخلیه کرده و صراحتاً با ابتدایی ترین حقوق شهروندان مدرن – ابتدایی ترین فصل اعلامیۀ جهانی حقوق بشر – مخالفت کینه توزانه کرده است.

ت- خبرنگاران جدیدی بازداشت شده اند و غربی ها کماکان در زندانند و موج بازداشت به نصرالله جهانگرد معاون وزیر ارتباطات کمانه کرده است و همۀ همکاران دولت روحانی به جاسوس و نفوذی غربی بودن متهم شده اند و البته فیلتر مجدد تلگرام که بصراحت گفته اند منظورشان از سایت های مستهجن نه واقعاً آن سایت های مستهجن جهانی بوده که تلگرام فیلتر کرده، بلکه منظورشان کلیۀ سایت های سیاسی و اندیشگی هم بوده است که تلگرام مخالفت کرده و قس علیهذا.

ث- روان پریشی خامنه ای افزایش بی سابقه ای یافته و او دیگر خودش هم نمی داند منظورش از چرت و پرت های هر روزه اش چیست و صدر و ذیل گفتارش با هم چفت و بستی ندارد.

ج- و البته نفتی که هم ارزان است و هم فراوان و بدون بازار و این یعنی خلع سلاح چهل سالۀ اخیر ایران در جایی که هیچ مانع سیاسی و فرهنگی و ایدئولوژیک هم نباشد.

4- در چنین اوضاع به حضیض افتاده ای که روحانی هرجا برود علیحسن خطاب خواهد شد و در هر پروتکل و قرارداد اقتصادی که نامش آورده شود؛ حسن خواهند نوشت و علی خواهند خواند؛ بدبخت و بی عرضه روحانی چه دست آوردی می تواند انتظار داشته باشد از این سفر. بجز ایرباس گران و مشروط به ده ها شرط اضافه و حداکثر پژوی 405 قراضه و گران و قراردادهای دولا پهنا با توتال فرانسه و انی ایتالیا در حوزۀ نفت و … الاماشاءالله؛ انتظار دارید هنگام بازگشت از این سفر رؤیایی چه بگوید حسن روحانی غیر از همان جملۀ مختصر مشد حسن که: “چند تکه فرش و صنایع دستی گران قیمت بعنوان هدیه و ده ها میلیارد دلار ثروت ملت با نام قرارداد و یک حیثیت کامل ملی بدهکار بودیم. رفتیم دادیم و برگشتیم.” یا…هو

بعد از تحریر: بدلیل کمبود جا از جزییات مذاکرات چیزی ننوشتم. مثلاً از تند تند پاک کردن عرق پیشانی از طرف روحانی و قسم و آیه که نه بخدا مزخرفات علی را جدی نگیرید و او را گربه ای فرض کنید که همین شما و من با هم سبیلش را تراشیدیم در وین و تعادلش را از دستش گرفتید. و الا دیدید که من خودم با برادرم حسین – شریعتمداری – چطور دست به یقه شده بودم در نمایشگاه مطبوعات و خاکش کردم! به علی هم زورم نمی رسد به علی. چرا باور نمی کنید. ترا خدا کمی تخفیف بدهید بخاطر مردمی که بدریوزگی رسانده ایم من و علی و حسین و اکبر و امامزاده مش احمد. ملت  چه گناهی کرده ند که ما همه از گه اندر گه تریم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)