در کوچه پس کوچه های «حمام چال» بازار تهران، خانه ای با قدمتی کهنسال معروف به «خانه باغ وزیر» شهرتی دارد که از اهالی قدیمی بازار سراغش را بگیرید با شما همراه می شوند تا نشانش دهند؛ اما هستند افرادی که با پرسش از اینگونه نشانی ها با آهی پاسخ می دهند: «ای بابا این جور خونه ها دیگه مرد، همه شون دارن میشن پاساژ»
« رضا» از همسایه های خانه باغ وزیر می گوید: «دیر اومدید! اکثر درختهای خونه رو آتیش زدند» و او اینگونه راه دیدن این یادگار فرهنگی و طبیعی را برایمان باز می کند تا از آن عکاسی کنیم.
همسایه های این خانه کهنسال می گویند مدتهای زیادی است که این خانه صاحب ندارد و مدیران پاساژهای کنار این خانه آرام آرام آن را جزئی از املاک خود می کنند. «رضا» با نشان دادن خانه از بالای بلندی می گوید: «اینقدر اینجا درخت بود که نمی شد توش راه رفت. شبها بعضی ها میان و درختها رو اره می کنند. مدتی پیش هم اینجا رو آتش زدند که خیلی از درختها و تنه های خشک و بریده شده سوختند و نابود شدند».
او بر این نگر است که حتما در زمین اینجا هم مثل باقی خانه های اطراف عتیقه های زیادی وجود دارد. سوگند می خورد که به چشم دیده شب هنگامی از یکی از حفره های بزرگ خانه های اطراف مسجمه های بزرگی را از درآورده و برده اند.
سراغ باغ ایلچی را می گیرم؛ پوزخندی تحویل می دهد و می گوید: خدا بیامرزه! باغی دیدی سلام ما رو هم برسون.
دیگر ظهر شده و روبروی امام زاده سید نصرالدین برای صرف دیزی به سفره خانه ای می رویم. نقشه ای بزرگ و قدیمی روی دیوار نصب شده. روی نقشه به دنبال خانه مورد نظر می گردم. نام خانه در نقشه قدمی با خطی کهن نوشته: «خانه باغ وزیر» اما این محل دیگر نه خانه است، نه باغ و نه برای وزیری.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)