جامعه مدنی و جامعه زدنی(10)رسانه ی افکار عمومی!
«جامعه مدنی»،مجموعه ای ازنهادهایی ست که می تواننددرعرصه عمومی،«افکارعمومی»راپرورش دهند!
این نهادها(مثل احزاب)،باجذب بخشی از شهروندان ومشارکت دادن آنهادرسرنوشت خویش،می توانندقدرت(حاکمیت سیاسی ونهاددولت)راازاستبدادوخلاف وعده ی قول داده شده به مردم،برحذرسازندوهمینطورباشیوه هایی اجرایی،علاوه برتربیت سیاسی وفرهنگ سازی،شهروندان را به تقیّد به قانون،وجانشین شدن تعامل بجای تقایل،درعرصه های عمومی ملزم وآنرانهادینه کنند.
دراین میان پرورش افکارعمومی،اهمیت بسازیی داردکه چگونه صورت می گیرد!؟
رسانه ی افکار عمومی،رکن بسیارمهم درتقویت واستقامت وایستادگی وماندگاری جامعه مدنی ست.
اما رسانه ی افکار عمومی،چگونه تهییج وباصطلاح واکنش به کنش هامی دهد؟!
رسانه هایی که رسانه ی افکارعمومی رامی سازند!
دریک جامعه بسته،بااندیشه های «دُگماتیسم»،درحکومت های استبدادی،و«توتالیتر»مجموعه «رسانه»دراختیارنهادقدرت است وبوسیله همان،وبا بمباران آگاهی واطلاع رسانی های کانالیزه شده،افکارعمومی رابه اصطلاح شسشوی مغزی می دهند.درهمین محیط وفضا است که پچ پچ ها،شایعه، وبگومگوها(رازهای مگو)ی محفلی وخصوصی درمراسم های غیررسمی وآزادی که نهادقدرت نمی تواندمانع آن بشود،شیوع پیدامی کند.
ودرجامعه«دمکراتیک»وآزاد،تنوع رسانه واطلاع رسانی آنقدرگوناگون ومتغیر وفراوان است که چنانچه اهل تحقیق وتدبروجستجوباشی فرصت کاوش تمام آنرانخواهی پیدانخواهید کرد!
درهردوجامعه(بسته ودمکراتیک)نهادهای قدرت(آنهاکه دولت ونیروهای امنیتی واطلاعاتی وثروت –رگ خواب اقتصادکشور-رادراختیاردارند)می توانندباپمپاژرانتی خود،بوسیله نیروهایی که برای همین کاراستخدام(استخدام هایی پنهانی وغیرمستقیم)،می کنند،افکارعمومی رادرجهت خواسته خودهدایت کنند.
افراد وگروه هایی مثل شعبان بی مخ،چماق داران،نیروهای خودسر،انصارحزب الله،دلواپسان،وآدم جمع کن و…درکشورمامصداقی(بخشی) از این افرادهستند!
«جنگ روانی» ودراصطلاح عامیانه «جوسازی»،یکی ازشیوه های آنهاست که با ترفندوشیوه های متفاوت وگاه متناقض بازتاب پیدامی دهند!
از«مهدوی کنی»نقل شده است:«ممکن است با جوسازی،خون بی گناهی ریخته شود؛جوسازی کردندوحضرت علی(ع)راکشتند!».
ظرایف و پیچیدگی های دوران مدرنیته،و پسامدرن!درعصرتکنولوژی که اطلاع رسانی به سرعت نوری ست!وماشینیزم مسلط بر زندگی روزمره،فرصت اندیشه (وتعمیق در داه ها)راازماگرفته وبا تنبلی مغز،این امکان را می دهد،که نهادهای مسلط درعرصه رسانه،افکارعمومی را به آنچه می خواهند سوق دهند وحرف وخواسته خود را ازبان افکار عمومی بیان و عملی سازند!
یک جمله معروف«علی شریعتی» دارد؛وآن:«ازبددفاع کردن تانفی کردن راهی نیست».
عده ای ممکن است(تعمداویاجاهلانه وبدون اطلاع دقیق)ازموضوع،فردونهادی آنقدربدتعریف کنند،که اگرآن فرد،یاموضوع،یانهادمحترم ومقبول ودرست هم باشد، مغضوب و منفورشود؛عکس این شیوه هم صدق می کند…
یا بقول «محمد منتظری»:«یک نفررامغضوب می کنندتاعده ای زیر علم اوسینه بزنند(نقل به مضمون).درحالیکه ای غضب،غش درمعامله بوده وغیرواقعی ست وبرای فریب افکارعمومی طراحی شده است.
بهزادنبوی دریک چمع (پرسش وپاسخ)دردانشگاه؛درحضور محمد جوادباهنر،پیرامون «قتل های زنجیره ای»گفته است:«دردنیاکسانی بوده اند وجریاناتی بوده اندکه خودشان کسی رامی کشتندولی بعدمی رفتند زیرتابوتشان می ایستادند»!(نشریه عصرما،23دی1377،ش112).
کشف درست از حقایق وواقعیت های جامعه توسط اهل،وانتشارآن،دربهینه سازی افکار عمومی درجهت صحیح،یکی از کارکردهایی ست که بازهم بخشی از آن توسط رسانه(مستقل وآزاد)برای تقویت جامعه مدنی اهمیت بسزایی دارد.
قسمت پایانی مجموعه اول،درحاشیه وبعدازتحریرهم ندارد!
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار)9آبان1394

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)