دریافتی های ناچیز معلم با کارمندان همپایه شان در سازمان های دیگر قابل مقایسه نیست، پس وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولی اصلی و بلامنازع این قشر عظیم باید دست به تلاش گسترده ای بزند و به سختی کار معلمان بیشتر بیندیشد تا علاوه بر ماندگاری معلمان در یک شغل فقط معلمی برای تأمین معیشت ناچار به دو شغله شدن و فروش آرامش و استراحت خود نباشد و آمادگی بیشتر و بهتری را برای تدریس و تعلیم و تربیت فرزندان این آب و خاک داشته باشند….

روزنامه باختر چاپ کرمانشاه در یادداشتی نوشته است: سختی کار معلمان را همگان نپذیرفته اند این واقعیتی است که نمی توان آن را نادیده گرفت چرا که هر خانواده هم پدر و مادر دانش آموز بوده اند و هم یکی دو نفر دانش آموز، به طور متوسط در هر خانواده وجود دارد، پس خانواده هایی که به تحصیل و دانش آموزی فرزندشان اهمیت می دهند و با مدرسه ارتباط هر از گاهی و یا تنگاتنگ دارند، سختی کار آموزشی و معلم را خوب درک می کنند، اما نکته ای که تا به حال به آن به خوبی و درستی پرداخته نشده است، تأمین معیشت و زندگی «معلم» است.

در مقایسه با حقوق بگیران دولتی، معلم را باید در یک طرف ترازوی عدالت قرار داد و کارمندان هم پایه در دیگر سازمان ها را در کفه دیگر ترازو.

«معلم» فقط به حقوق آخر ماه چشم دوخته و بس، مزایا و امتیازاتی که در مشاغل دیگر هست، حقوق تنها را اصلاً نمی توان ملاک قرار داد، زیرا مزایای جنبی به گونه ای است که بخش اعظمی از زندگی و معیشت را تأمین می کند، چیزی که «معلم» از آن بی بهره است.

اینجاست که اشتیاق به معلم شدن و معلم بودن را برای تحصیل کرده ها کاهش می دهد.

ضمن آن که «سختی کار» معلم را نمی توان با هیچ نقدینگی و ارزش های پولی معامله کرد، اما چه می شود کرد؟!

معلمان بزرگترین جمعیت حقوق بگیران دولتی را تشکیل می دهند که چشم به دست دولت دوخته اند، چون وزارت متبوعشان فقط مصرف کننده است و عامل درآمدزایی ندارد و اعتبارات دولتی هم تکافوی حتی حقوق نیروهای آموزشی را نمی دهد.

معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با بیان این که معلمان ابتدایی چند مهارتی هستند و شرایط تدریس و سختی کار آنها قابل مقایسه با سایر مقاطع نیست گفته است: دولت و آموزش و پرورش باید در شرایط سختی کار معلمان و فوق العاده های ویژه که حداقل زحمات آنها را جبران کند، توجه ویژه ای داشته باشند که در سال گذشته مختصری به فوق العاده شغل همکاران ابتدایی اضافه شد، اما کماکان سختی کار آموزگاران ابتدایی قابل مقایسه با دوره های دیگر نیست زیرا این معلمان در پنج روز هفته یعنی ۲۵ ساعت و تقریباً تمام وقت تدریس می کنند که بسیاری از آنها در مناطق دوردست و صعب العبور هستند.

اگرچه به تازگی وزارت آموزش و پرورش به خاطر ظاهراً جبران سختی کار معلم، کلاس های پنجم و ششم ابتدایی را سه معلمه نموده که هر کدام بخشی از تدریس دروس این مقاطع را برعهده دارند اما به نظر کافی نمی رسد.

دریافتی های ناچیز معلم با کارمندان همپایه شان در سازمان های دیگر قابل مقایسه نیست، پس وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولی اصلی و بلامنازع این قشر عظیم باید دست به تلاش گسترده ای بزند و به سختی کار معلمان بیشتر بیندیشد تا علاوه بر ماندگاری معلمان در یک شغل فقط معلمی برای تأمین معیشت ناچار به دو شغله شدن و فروش آرامش و استراحت خود نباشد و آمادگی بیشتر و بهتری را برای تدریس و تعلیم و تربیت فرزندان این آب و خاک داشته باشند.

فشرده گزارش روزنامه باختر

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)