1- عربستان می گوید تا کنون فقط 769 نفر از حجاج کشته شده اند. ایران می گوید تا کنون مرگ 155 ایرانی محرز است و 316 ایرانی دیگر مفقود شده اند. علی جنتی بدرستی می گوید که اغلب قریب به اتفاق مفقودین هم کشته شده اند. و من تأیید می کنم چون اگر زنده بودند در چهار روز گذشته بطریقی اعلام زنده بودن می کردند. جمع 155 بعلاوۀ 316 می شود 471 نفر. این عدد حتی با درصد کوچکی از خطای محاسباتی – با فرض زنده بودن چند نفر از مفقودین – بازهم نزدیک صد نفر بیش از نصف کشته شدگان تأیید شده از سوی عربستان (385) است. سؤالی که همان در بدو انتشار اولین خبرها با شما در میان گذاشتم و در این مدت بغیر از روزنامۀ اعتماد که در انتهای یک گزارشش با ترس و لرز علت این فزونی کشته های ایرانی را پرسیده بود دیگر نه کسی می پرسد و نه کسی جواب می دهد. در حالیکه این کلیدی ترین سؤال برای حل معماست.

2- آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی امروز مجدداً راجع به حادثه حرف زده و – با تیزی کمتراز بار پیش که دولت سعودی را مقصر معرفی کرده بود – خواستار عذرخواهی مقامات سعودی از مسلمانان و آسیب دیدگان شده است. در اینکه حرف خامنه ای از نظر حقوقی درست است حرفی نیست. و دولت های میزبان موظف به جلوگیری از هر حادثه ای از این قبیل بوده و مسئول جان و مال میهمانان و اتباع دیگر کشورهایی هستند که بطور قانونی وارد آن کشور (در اینجا عربستان سعودی) شده اند. اما اشکال حرف خامنه ای و دیگر مقامات ایرانی مدعی دولت عربستان در اینجاست که بار شدید و پررنگ سیاسی دارد. و اینان بجای پرسش از چگونگی حادثه؛ داوری در مورد کفایت و لیاقت سیاسی حکام عربستان را مورد قضاوت پیشینی قرار داده و می دهند. و بلافاصله نیز حکم صادر می کنند که چون حکام عربستان بی لیاقتند پس باید حکومت بر بخشی از جغرافیای طبیعی سرزمین خود در مکه و مدینه و منا – محل های برگزاری مراسم حج – را به ملک مشاع بین همۀ کشورهای اسلامی دیگر واگذارند.

3- روز شنبه 12 اوت گذشته داشتم از جشنوارۀ تئاتر ایرانی در لندن برمی گشتم. ساعت بین 10 تا 11 شب بود. وقتی اتوبوسی که سوار بودم رسید به تقاطع اجور رُود و آکسفورد و هایدپارک راننده گفت که مسیر بسمت ویکتوریا بسته است و باید پیاده شویم. پیاده که شدم با انبوه جمعیت شنگول و سرخوش و رفیقی مواجه شدم که از هاید پارک لندن می جوشیدند و بیرون می آمدند. کمی که جلوتر رفتم دیدم اینان از کنسرت بزرگ در هوای باز هایدپارک دارند می آیند و گویی تمامی هم ندارند. کمی بالا و پایین رفتم که راهی بسمت عبور بسمت مخالف جمعیت پیدا کنم و خودم را پیاده به منزل برسانم که نزدیک بود. اما عبور غیر ممکن بود نه بخاطر فشردگی بیش از حد جمعیت بلکه بخاطر ممانعت پلیس و پیش آهنگانی که برای تخلیۀ ایمن تماشاگران کنسرت همۀ مسیرهای برعکس از همه طرف را بسته بودند. ناچار نیم ساعتی معطل شدم و عبور جمعیت که از نفس افتاد راه باز شد و من هم عبور کردم. منظورم از تعریف این خاطره اشاره ام به خطرات برخورد های جمعیت های متقاطع است که در جریان فاجعۀ منا نیز اتفاق افتاده است. به این معنا که وقتی جمعیت در مسیری کانالیزه هستند و همه بیک سمت می روند لزومی ندارد که جمعیت انبوهی هم از روبرو بیاید که فاجعه اتفاق بیفتد. بلکه حتی حرکت یا توقف چند نفر هم می تواند فاجعه را کلید بزند.

4- همۀ اخبار راجع به فاجعۀ حج را تعقیب کردم و دیدم. اما هر چقدر به مسئولیت حقوقی عربستان مطمئن شدم؛ در مورد چرایی وقوع ماجرا از منظر فنی به قصور و تقصیر عربستان نرسیدم. زیرا عربستان خیلی زیاد به وجهۀ مذهبی و سرزمین وحی بودن خودش اهمیت قائل است و حتی اگر نیات سیاسی داشته باشد آن را در حج اولاً و در شکل و شمایل بروز سانحۀ کشتار ثانیاً بروز و ظهور نمی دهد. بنابراین می ماند دو فرضیه که یا مورد نادر طبیعی بوده و عربستان غافلگیر شده و در زمان و مکان کاملاً غیر قابل باور و پیش بینی با حادثه ای دیده نشده تاکنون در مراسم اینهمه سالیان روبرو شده؛ و طبیعی است که دست و پایش را گم کرده در مقابل بزرگی فاجعه. و یا این حادثه با طراحی قبلی و از سوی تعدادی از حجاج ایرانی رقم خورده است. و الا بسته بودن مسیرها و اجازه دادن به حجاج برای حرکت متقاطع از منا به جمرات و از جمرات به منا و عبور شاهزاده و از این مزخرفات در حد شایعه و بدون سند و مدرک است و – اصلاً عقلانی هم نیست – بیشتر ساختۀ ذهنی سیاست بازان ایرانی است.

5- حتی نمی خواهم مدعی شوم که این یک پروژۀ سیاسی تعریف شده از سوی جمهوری اسلامی و مقامات نزدیک به رهبری و یا حتی بعثۀ ایشان و با آگاهی نماینده اش در حج و یا حتی اطلاع سرپرست حجاج ایرانی بوده و انجام شده است. بلکه منظورم این است که در بهترین حالت این یک توطئۀ خوشرقصی از سوی تعدادی از جوانان یا کارگزاران و یا حجاج سهمیه ای و ایدئولوژیک بوده است که به طمع پاداشی از حکومت در هنگام مراجعت به چنین حماقتی دست زده اند. نه اینکه آنان می دانستند که چنین فاجعه ای رخ می دهد که خودشان هم قربانی شیطنت سیاسی شان می شوند. بلکه آنان (در حد یکی دو ده نفر) گمان کرده بودند که یک بلوای مختصری راه می اندازند و با تهیۀ فیلم و عکس آن را به اربابان شان در تهران می فروشند برای الاف و اولوف بعد از حاجی شدن شان. اما چون فرهنگ “الهی بامید تو” تنها مستمسک ایمانی اینان در حوزۀ فهم از وقوع حوادث و مدیریت آن است دست به حماقتی زده اند که چنین فاجعۀ اسفباری را رقم زده است. ماجرا هم خیلی ساده بوده. ده بیست نفر یا ایستاده اند و یا برگشته اند در حالت مخالف جمعیت و یک کلمه راه بسته است یا چنین حرفی را یکی زده است و در طرفه العینی صدا پژواک پیدا کرده در جمعیت و زائران چونان مهره های دو مینو بر روی هم غلطیده اند.

6- این یک فرض بسیار قوی و مهم است در توضیح این حادثه. اما با اینکه شواهدی هم خواهم آورد با این همه باید منتظر گزارش نهایی دولت عربستان از سویی و بیرون آمدن جزییات مستند بیشتری از فاجعه باشیم. اما برخی از قراین تقویت کننده:

الف- این سانحه در مرکز ثقل حجاج ایرانی اتفاق افتاده است و همانطور که توضیح دادم بیشتر از نیم کشته شدگان ایرانی هستند. متأسفانه ظریف هم جوگیر سیاسی شد و موضوع کشته شدن 500 نیجریه ای را مثال آورد که حالا معلوم شده است که واقعیتی ندارد. اصلاً گویا کشور دیگری در سطوح رسمی به موضوع وارد نشده اند و اگر هم چند نفر از حجاجشان مرده اند آن را بدیهی محتمل اینجور اجتماعات پذیرفته اند.

ب- اکثریت قریب به اتفاق زنان کاروان های ایرانیان در داخل جمعیت نبوده اند. اینکه آنان شبانه به رمی جمرات رفته اند یک رویۀ سازمانی هر ساله بوده و یا امسال اجرا شده معلوم نیست.

پ- یا مثلاً آن راهپیمایی با شعارهای یاحسین و یا علی و لبیک یا حسین و از این قبیل – اگر مربوط به امسال باشد – در مراسم حج که مخصوص محمد است به چه معنایی انجام شده است. آیا دسته ای از سنی ها هم قابل نشان دادن هستند که راهپیمایی مذهبی با شعارهای یا عمر یا لبیک عثمان و از این قبیل انجام داده باشند.

ت- برخی از کشته شدگان ایرانی بسیار جوان و قلچماق بوده اند و انتظار از کشته شدن آنان در زیر دست و پا کمی بعید و یا حداقل بسیار دیرهضم است. معمولاً در این قبیل حوادث بیشتر کشته شدگان از مسن ترها و ناتوان ها تشکیل می شوند.

7- بر هیچکدام از داده های این نوشته پافشار “اینهمان است” نیستم و اطلاعات در دسترس برای داوری نهایی کافی نیست. و من فقط می خواستم طرح موضوع کرده باشم که جمهوری اسلامی با استفاده از ضدیت تاریخی ایرانیان با اعراب – خودش هم بخاطر همین لشکر کشی اسلام و عمر به ایران بوده است – بخواهند اولاً واقعه را معکوس تعریف کنند و ثانیاً ذهن بازماندگان مظلوم کشته شدگان را از پرسش “چرا عزیزان ما بیشترین کشته را دادند” منحرف کرده و حکومت را تبرئه کنند.

8- خیلی زیاد متأسفم برای هزینه ای که مسلمانان سرتاسر جهان بخاطر انقلاب معکوس ما در سال 57 پرداختند و می پردازند. اما این هزینه قطع شدنی نخواهد بود غیر از زمانی که حکومت ایران عرفی شود و دست و پای شریعت را از حکومت کوتاه کند. این قبیل هزینه ها مثل هزینه های داعش و طالبان و القاعده و بوکوحرام خیلی سنگین و غمبار است. اما شک ندارم که نتیجه اش سرعت گرفتن سکولاریزم در خاورمیانه خواهد بود و تعطیل مرکز خشونت مدرن اسلام سیاسی در ایران. انشاءالله. و خدا حاجیان غیر سیاسی کشته شده را بیامرزد. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)