مدرسه فمینیستی: نیلوفر اردلان، فوتبالیست و فوتسالیستی که از روز اول شروع به کار این دو رشته برای بانوان ایران حضور فعال و چشمگیری داشته، حالا بعد از ۱۹سال بازی، درست زمانی که بانوان فوتسالیست در آستانه تجربه نخستین دوره مسابقات قهرمانی آسیایی در مالزی هستند، از طرف همسرش اجازه تمدید گذرنامه و خروج از کشور پیدا نمی‌کند.

اردلان که جزو بهترین‌های فوتسال بانوان ایران است و تیم ملی بدون او در مسابقات، چپ پای باتجربه ندارد، پسر هفت ساله‌ای دارد که مهرماه نخستین سال تحصیلی‌اش را در مقطع دبستان آغاز می کند و عنوان شده که همسر وی (مهدی توتونچی) که اتفاقا خبرنگار ورزشی و مجری شبکه ورزش است، به این دلیل اجازه تمدید گذرنامه به همسرش نداده تا فرزندش در روز اول مهر کنار مادرش باشد.(1)

برخلاف بیشتر واکنش‌های اعتراضی نسبت به همسر خانم اردلان که اجازه خروج از کشور همسرش را صادر نکرده، من در همین جا سپاس خود را از آقای توتونچی اعلام می‌کنم که شاید این انتخاب او و استفاده از حق قانونی‌اش، چشم خواب زده ملت ایران را در وهله نخست و چشم جهانیان را به اختیار عمل زن ایرانی باز کند.

چرا وقتی جامعه به مردی اجازه می‌دهد، حق خروج از کشور همسرش را در اختیار داشته باشد در برابر زن که نه تنها حق متقابلی برای خروج از کشور شوهرش ندارد بلکه تمامی بدیهی‌ترین امور و اختیاراتش را نیز باید با ازدواج به همسر خود بسپارد، ما به جامعه و قانونگزار خرده نمی گیریم؟ قوانین را نمی‌کاویم؟ آیا این، زن را فاقد عقلانیت و تشخیص پنداشتن و مرد را عقلانیت محض و عاری از هرگونه خودمحوری قلمداد کردن نیست؟ آیا این سرآغاز راهی نیست که به سوءاستفاده و انتقام‌جویی یک طرفه ختم شود؟ آقای توتونچی کاملا از حقی که من و شما با سکوتمان مهر تایید به آن زده‌ایم استفاده کرده و زنش را پس از 19 سال تلاش برای راه‌یابی به مسابقات آسیایی در خانه‌اش نگه داشته تا شاید خاطره‌ای خوش برای کودکش بسازد.

آقای توتونچی به پشتوانه ذهن سنت‌زدۀ من و شما که مرد را اختیاردار زنش می‌داند و زن را مطیع در برابر امر و نهی او، این قانون جاافتاده در ایران را به کار بسته و همسرش را در خانه نگه داشته است.

چرا باید مردان ایرانی اگر از حق قانونی‌شان استفاده کرده و اجازه خروج همسرشان را از کشور ندهند مورد بازخواست قرار بگیرند؟ آیا حق قانونی، خلاف اخلاق و ادب و انصاف و عدالت است؟!

وقتی یک زن بدون هیچ وسواسی با گفتن یک بله از تمامی حقوق خود چشم پوشی می‌کند و آینده را به دست خوش خلقی و تفاهم همسرش می سپارد، نمی شود توقع داشت که همیشه حال خوش بماند.

چگونه می‌شود توتونچی را مقصر دانست که در هیچ کجای جهان، استفاده از حقی که جامعه و قانون به شخص داده مورد نکوهش نیست.

مقصر من هستم، شما هستی که تبعیض و ستم را در جامه قانون به تن دختران این سرزمین می‌کنیم. مقصر من و شما هستیم که از حقوق دخترانمان اطلاعی نداریم یا اطلاع داریم و سکوت پیشه می‌کنیم تا بدوی ترین قوانین را به نام اسلام به دنیا معرفی کنیم.

نیلوفران ایرانی! شما در خانه می‌مانید و مهم‌ترین مسئولیت تان را که مراقبت از کودکتان است به سرانجام می‌رسانید چون شما بیش از آن که به خودتان و یا جامعه تان تعلق داشته باشید وقف شوهر و فرزندتان هستید! وقف فرزندتان که به حکم همان قانون، نه متعلق به شما که متعلق به همسرتان است و تنها در مواقعی این چنین برای شماست! و شما موظف هستید مهر مادری‌تان را از او دریغ نکنید و اهمیت ندهید پای قانون که پیش بیاید شش دانگ بچه برای پدرش است.

این است سهم زنان در جامعه‌ای که سهمی برای زنان قایل نیست. آری ایران کشور امنی است برای زنان وگرنه مهر سکوت بر لب‌هایمان نداشتیم و به جای سرزنش مردی که تنها از حق قانونی‌اش استفاده کرده و قبل از خواستن دیگر حقوقمان – همچون استفاده برابر از امکانات ورزشی، ورود به ورزشگاه مردان و … – همه با هم دست به دست هم خواستار بدیهی‌ترین حقوق‌مان می‌شدیم، حقوقی که هرگز قابل گذشت نیست…

خانم گل و کاپیتان فوتبال ایران به دلیل مخالفت شوهر از مسابقات قهرمانی آسیایی بازماند. این یک جمله کوتاه اما تاسف بار و مضحک است! فاجعه‌ای رخ داده، خانم‌های ایرانی به کجا می‌روید؟! برای چه آماده می‌شوید؟ سالیان سال برای چه رنج می‌کشید و تلاش می‌کنید؟! وقتی که قرار نیست هیچ زمانی در سرزمین‌تان به عنوان یک انسان بالغ از حقوقی که میلیاردها انسان به راحتی و بدون هیچ مبارزه‌ای از آن برخوردارند برخوردار باشید! وزیر کشور بشوید؟! رییس جمهور؟!!!! در سرنوشت جامعه تان سهیم باشید؟!! برای کشورتان افتخارآفرینی کنید؟!

سهم شما از جامعه در انحصار خانه و در خدمت خانواده تان است، حق شما آن چیزی است که مردتان برایتان بخواهد یا نخواهد.

این اتفاق، زاده خشونتی است که امروز برملاتر شده، بگذار جامعه جهانی بداند زن ایرانی در چه تردیدها و فضای ناامنی به سر می‌برد.

امروز مدافعان حقوق زنان بیش از هر چیز نیاز به یکپارچگی و انسجام بیشتر و اولویت بندی و تمرکز برای حذف و تغییر حقوق نابرابر دارند تا علاج واقعه را قبل از وقوع آن جست.

جامعه زنان ایران تا وقتی از حقوق اولیه خود محروم است چگونه می‌تواند به داشتن زنان وزیر و دکتر و دانشمند و مدیر دلخوش کند؟! امید دارم محرومیت نیلوفر اردلان به تشکیل کمپین فراگیر و فعالی برای بازپس‌گیری حق خروج از کشور زنان بینجامد که اگر ما زنان، همه ما زنان، دست در دست هم بر این حق خود پافشاری کنیم بی‌گمان رسیدن به آن دور نیست.

پانوشت:

1 – خود اردلان در این باره گفته: 28 شهریور زمان جشن ورود به کلاس اول پسرم است که می توانم در کنار او باشم. تیم بیست و نهم پرواز دارد. ضمن اینکه دوم و سوم مهر تعطیل است و بعد از آن تیم از مالزی بر می گردد بنابراین موضوع سر فقط یک روز مدرسه رفتن پسرم است. من از طریق انجمن حقوق زنان پیگیر این موضوع خواهم بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)