میم عزیز

به حافظه که رجوع می‌کنم «میم عزیز» جزء نادر رمان‌های تقریباً مجوزگرفته‌ی چاپ‌نشده‌ای ست که نویسنده‌اش ترجیح داده نسخه‌ی کامل آن را در اینترنت منتشر کند. فکر کردم ممکن است در روزها و هفته‌های آینده، شمار دیگری از نویسندگان با وضع موجود ممیزی ارشاد، بخواهند حتا قید ارائه به ارشاد را بزنند و کارشان را مستقیم در وب منتشر کنند. پس بد ندیدم حالا که نزدیک به یک هفته از انتشار اینترنتی رمانم می‌گذرد، گزارش مختصری بدهم تا در برآوردهایمان واقع‌بین باشم. نه گمان کنیم انتشار در اینترنت یعنی نادیده گرفته شدن محض، نه بیش از آن که می‌باید و می‌شاید به آن دل ببندیم.

نخست این که در مورد میم عزیز، آن‌چه در میزان بازخورد خبر انتشار کتاب، تعداد دانلود، میزان خوانده شدن و حتا واریز پول به حساب نویسنده رخ داد، بسیار بیش‌تر از سطح انتظار من بود که کمابیش برآورد معقولی از فضای وب دارم. از این بابت واقعاً شگفت‌زده شدم.

دیگر این که نسبت برخی بازخوردها (چه کتاب در اینترنت منتشر شود و چه به صورت کتاب کاغذی) یکسان است. همان طور که انتشار رمان نویسندگان شناخته‌تر مانند رضا قاسمی، عباس معروفی و ابوتراب خسروی از من خبرسازتر خواهد شد، به احتمال زیاد انتشار رمان نویسنده‌ای کار اولی هم، کمتر از من دیده خواهد شد.

انتشار میم عزیز (از حروف‌چینی و صفحه‌آرایی گرفته تا ویرایش و طرح جلد و…) با وسواس بسیار، نزدیک به چهار ماه حداقل از چهار نفر زمان برد. پس مثل هر کار دیگری حرفه‌ای برخورد کردن، بی‌شک پاسخ مناسب را دریافت خواهد کرد.

عروسک‌سازبدون شک سایتی که کتابی در آن منتشر می‌شود، در میزان بازخورد بسیار موثر خواهد. بعید می‌دانم در فضای فرهنگی وب فارسی به تعداد انگشتان یک دست سایت‌هایی وجود داشته باشند که، برای انتشار رمان جدی، از خوابگرد موثرتر باشند. حتا سال گذشته انتشار رمان «عروسک‌ساز» هم که نخستین رمان نویسنده‌ی جوان آن مریم صابری بود، از این امتیاز خوابگرد به روشنی بهره‌مند شد.

مطابق برآورد انجام‌شده، در همین یک هفته‌ی اول، میزان دانلود میم عزیز، فقط از روی سایت خوابگرد نه گوگل، از پانزده هزار «دانلود» گذشته است. و تا الان که صبح سه‌شنبه چهاردهم آذر است، دوازده نفر به حساب من پول واریز کرده‌اند که روی هم شده صد و پنجاه هزار تومان.

در انتها تشکر می‌کنم از تمام کسانی که هیچ آشنایی با آن‌ها نداشتم اما انتشار اینترنتی یک رمان ایرانی را اتفاقی متعلق به فرهنگ و زبان خودشان دانستند، آن را تشویق کردند و به انتشارش کمک کردند. همه‌ی آن نادیدگان گمنامی که فرهنگ این ملک بر دوش آنان است؛ به وجود آوردن، پاسداری‌ و گسترش‌ این متاع آزاردیده و رنجور اما هم‌چنان زنده.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)