حزب اصلاحات حق مسلم ماست!
این یک داستان واقعی ست.
فقط «حزب اتحاد ملت ایران»را کم داشتیم،که الحمدلله والمنه درست شد!
بعداز«انرژی هسته ای»-که حق مسلممون بود-وحالا«توافق هسته ای»حق مسلم ماست،وبعد ازفقدان ومرحومه شدن«حزب مشارکت»ومرحوم شدن«سازمان مجاهدین انقلاب»،این حق مسلم ماست که یک حزب اصلاح طلب داشته باشیم،که خدا را سپاس این هم به شکرانه توافق هسته ای به سرانجام رسید تااز نعمت آن محروم نشویم!
باحالت حرص و عصبانیت(همون رفیق فابریکه،که امروزبعداز مدتی باهم گفتمان داشتیم)میگه:
«حزب انحصارطلبان»!!
میگم:
اصلاح طلببن دیگه!
نمی شه منکرش شد،اما اصلاح طلب انحصارطلب!!
بالاخره با اصول گرایان یه فرق هایی دارن؛دُگم نیستن.
میگه:
دُگم نیستن،دُگماتیسم نقابدارن!!
فقط خودشون رو اصلاح طلب می دونن.
نه اینکه بیان صاف ورُک وراس بگن ما فقط اصلاح طلبیم و اصلاحات تنهااز مسیر ما تو کشور راهشو باز می کنه؟
نه؛نمیان اینجوری حرف بزن؛
اماچون فقط همیشه اینها حق فعالیت و حق حیات داشتن،امر به خودشون که مشتبه شده هیچ،سعی دارن با تکرار مکررش به ملت وهمه دنیاومخالفین ومنتقدین،اون روتلقین کنن!
میگم:
تمام کشورهایی که فضای بازسیاسی دارن،قدرت دو قطبی ست؛
مثلن همین انگلستان و آمریکا،یا دردست حزب کارگر ودمکرات ها بوده یا حزب محافظه کاروجمهوری خواه!؟
میگه:
ولی یه فرق اساسی با اینجا دارن.
یعنی خیلی فرق اساسی دارن که برای ما همین یکی مهم است،واون اینه که تواین کشورها همه افراد واحزاب حق انتشار،حق برگزاری میتینگ و حق انتخاب شدن دارن (هرچند نتونن بالا بیان).اما اینجاهمیشه قدرت سیاسی یا در اختیار جناح راسته(بانوه ونتیجه هایی که پس انداخته ان) ویاددراختیارجناح چپ(بازادوولدهایی که زایمان کرده ان)،ودیگران اصلن نمی تونن.حتی یک حزب و یک نشریه ویک مراسم داشته باشن،به غیر از اول انقلاب-که آزادی بود،ولی آنارشیسم سیاسی،اون رو به حزب چماق،وحزب چلو وحزب چاخان تبدیل کرد،دیگرهیچ مخالفی حق حضورنداشت،تازه درصورت گفتن«انارجل» و«ان قلت»کردن در امور جاریه مملکت،گوشش را می پیچوندن ومی بردن به پیچ توبه اوین تادیگه نتونه ازین غلط های زیادی بکنه،وبرخی از همین اصلاح طلبان فعلی هم اون زمان یا سکوت وتقیه می کردن،یا شریک دزد بودن و الان هم که رفیق قافله ان!
برای همینه که امر به خودشون هم مشتبه شده که اصولگرا(به معنای واقعیش)واصلاح طلب(به مفهوم راستینش)ماها هستیم وچون افراد وگروه های دیگر اصلن فرصت امکان حضورندارن،کم کم این راجا انداختن که اصلاحات درنظام ج.ا.فقط ازکانال ماعبور می کنه واصلاح طلب فقط ماهستیم؛ وگفتمان وماهیت انقلاب ۵۷ هم فقط از راه ما اصولگرایان!!؟
میگم:
الان که سرشون به سنگ خورده،سعی دارن باتوجه به«ظرفیت های قانون اساسی»گفتمان نظام ج.ا رو به گفتمان و ماهیت واقعی انقلاب ۵۷ ببرن!
میگه:
کدام ظرفیت؟!
میگم:
همین اصول مربوط به آزادی!
مثلن:اصول مربوط به آزادی احزاب،برگزاری میتینگ وفعالیت مطبوعاتی وانتشاراتی،اینهاکه باشد خودبخود تغییر واصلاحات هم بوجود میاد و فهم ودرک مردم بالا می ره وسقف خواسته هاشون کیفی تر میشه!
میگه:
اونجاکه میگه«مگر به حکم قانون»و باگرفتن«مجوز»چی؟همین مساله رو خراب کرده و البته همه چیز هم قانونی ست وچون همین بخش از اصلاح طلبان هم فقط حق حیات دارن،برای همین هم امر به خودشون هم مشتبه شده که راه آزادی از مسیر آنهاست!!
البته وقتی مثل دوره خاتمی قدرت را بدست آورن برای نشان دادن فرقشون با اصولگرایان،یه امتیازاتی به دیگر منتقدین و مخالفبن می دن که کمی ان قلت کنن وگرنه مایه آبروریزی میشه!!
البته مسئولیت بگیر وببند وزرندان بعد از اون رو به گردن نمی گیرن،اینجا که برسه،میگنن قانون دست ما روبسته وقس علهیذا…
یه زمانی بهزاد نبوی گفته بود:
«به نظر من جریانات فکری و سیاسی که مسلمان نبوده یا معتقد به ولایت فقیه و یا اسلام فقاهت و یا معتقد به امام به عنوان ولایت فقیه وصاحب ولایت نباشد،این ها در مواضع کلیدی نمی توانند دحالت داشته باشند»
حالا هم برخی اون ها همین اعتقاد رو دارن وبرخی هم البته تقیه میکنن!!
میگم:
اما می بینی که همین جنگ قدرت بالاخره خیاط ها را هم در کوزه انداختن؟
میگه:
گفتی جنگ قدرت!پس برای ملت نیست!تازه من به برخی از این دستگیری ها و زندان رفتن ها واپوزسیون بازی ها زیاد خوشبین نیستم!
میگم:
چرا؟
میگه:
اولن همانطور که گفتی جنگ قدرت بوده،ولذا باید این آزاد طبعی در ذات باشد وخود رانشان بدهد که سوابق زیاد درخشان نیست،ثانیاکمی از اینهانمایشی ست برای اینکه زیر چتر اینها ففط سینه زده شود وقهرمان و سوپرمن همیشگی اینها باشن!
همون که اول گفتم:این امربه همه مشتبه بشه که مسیر اصلاحات و گفتمان اصلی انقلاب ۵۷ فقط از راه اینهاست ودیگران برای زنده ماندن و حق فعالیت،بایدکاسه گدایی به سمت اونها ببرن و این همان مسیری ست که انقلاب ۵۷ با خودی وغیر خودی کردن، ۳۷ سال است که به سمت انحصارپیش رفت!
اصلن چرا اصلاح طلبان صریح و روشن به این پرسش پاسخ نمی دهن که:
احزاب در نظام مبتنی بر ولایت فقیه – که همه عزل و نصب های کلیدی و حتی تغییر قانون اساسی در اختیارش هست- در طول ولی فقیه هستن یا در عرض؟!
میگم:
خب،باید درطول ولی فقیه ودر دنباله اون باشن و الا در عرض که می شود رقیب!
میگه:
درسته!برای همین هم هی دائم از ظرفیت های قانون اساسی حرف می زنن!!چون فقط به اون ها اجازه داده می شود!!
میگم:
چون که فکر می کنن باهمین یک ذره روزنه ای که هست شاید بشود با مشاوره هاشون افکار ولایت فقیه رو به سمت خودشون تغییر بدهن و اصلاحات را جاری وساری کنن!!
به هر حال از کمترین روزنه ای باید استفاده کرد و حالا که اینهامی تونن این جوری نشاط سیاسی واستراتژی گفتمان را به جامعه برگردونن چرا با چانه زنی با لا نکنن؟بقول معروف چراکه نه؟!!
میگه:
چانه زنی بابالا!!اما فشار از پائین چی؟
آیا فقط موقع انتخابات ایران برای ایرانیان است؟!
و درایام دیگر،از احزاب-که خانه شان فعال تر از خودشان هم هست!!-(چون باید ازدولت وحاکمیت،حق اجاره وپول آب وبرق و طعام بگیرن وبدون یارانه خانه شان ویرانه می شود)اصلن حرفی نیست،و فقط در خفا وگاهی خصوصی!!درحالا چانه زنی بالا که همچنان هم بتوانن رفیق جیب آیت الله باشن!
الان چرخش قدرت در یک دایره محدود و دراختیار معدود است و قدرت اضافه فساد آورست.وفساد توالی فساد است.
بقول مولانا:
ما درین انبار گندم می‌کنیم
گندم جمع آمده گم می‌کنیم
می‌نیندیشیم آخر ما بهوش
کین خلل در گندمست از مکر موش
موش تا انبار ما حفره زدست
و از فنش انبار ما ویران شدست
اول ای جان دفع شر موش کن
وانگهان در جمع گندم جوش کن
میگم:
ولش کن،گرسنه مان شد…
میکه:آره بریم نهار!!
محمد شوری/ نویسنده و روزنامه نگار
اول شهریور ۱۳۹۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)