برنامه ى پرگار
با انداختنِ نورافكن بر روى شبحِ ساواك،باعث ايجاد عكس العمل هايى در بين افراد و گروه ها شده است كه هر كدام در نوع خود قابل توجه است.چهار مهمان در برنامه حضور دارند كه مى خواهم از آنها به عنوان چهار عنصر اثرگذار بر تاريخ ايران ياد كنم،گرچه قاعدتن بر اساس سال تأسيس ساواك تا زمان حاضر بايد ،عناصر تاريخى كه ذكر مى شود مرتبط به ٦٠سال گذشته باشند ،اما شايد در انتها شما هم بامن هم عقيده شويد كه اين عناصر ،حى و زنده در تمام تاريخ ايران حضور داشته اند.
سوپر استار اين برنامه ،كارمند نه چندان معروف ساواك است كه حتى اگر در تمام مدت برنامه هم سكوت ميكرد ،ميشد از نگاه تحقير كننده و نيشخند نه چندان پنهان اش به خوبى فهميد كه ميل به آزار ديگران در وجودش نهادينه شده است،اين آقا نماينده ى بخشى از تاريخ ايران است كه بانامِ سركوبگر مى شناسيمش. اين آدم مى تواند در هر دوره ايى از تاريخ ظاهرى متفاوت داشته باشد،گاهى با صورت آويزان و كراواتى بر گردن،و گاهى با داغى بر پيشانى و ريشى انبوه و يقه ى لباس بسته.با چشمانى سرد و بيروح و دهانى پر از نفرت و فريب. سركوبگر هميشه نياز به رئيس دارد تا وظايف اش را به او ديكته كند،او كوتاه ،كوبنده و قاطع حرف ميزند و مطمئن است كه واقعيت را مى گويد،مأموران خوب و وفادار كه در همه جاى تاريخ ايستاده اند.
قهرمان درجه ى دوِ برنامه آقاى نگارنده ى تاريخ يا محقق بى طرف است كه اتفاقن درست مى گويد ،جايى كه او ايستاده است به لحاظِ ماهوى طرفى وجود ندارد،همه چيز براى او از پيش مثل روز روشن است،محقق بيطرف به شناختِ سازوكارِ پديده هاى اجتماعى و سياسى واقتصادى،و تاثيرات آن بر جوامع انسانى ،علاقه ايى ندارد.كار او بررسى عملكردِ نيروهاى اثرگذار بر پديده هاى مذكور است و البته دولت ها (قدرتمندان) و نيروهاى وفادار به آنها مهمترين عواملى است كه او بايد به آنها بپردازد.در اين معادله ى خطى كه محقق به آن نگاه مى كند،جايگاه بيطرفى بايد جايى باشد كه هيچ مجهولى وجود ندارد تا او مشق هاى بى طرفانه اش را ديكته كند ،دست بر قضا ،محقق بيطرف هم تيپِ خاصى دارد ،او فردى آرام است،از آمار و إعداد استفاده مى كند تا بر دقت مطالعات اش تاكيد كند و از طنز ماجرا در كنار عامل سركوبگر نشسته است تا يادآور كاتبان دربارى باشد،نيشخند هم ميزند تا ترس اش را از ما پنهان كند.
دو عنصر تاريخى كشورم ،رودروى آنها نشسته اند،يكى از آنها با ظاهرى شيك و مرتب و به روز شده ،نماينده ى تمام انسانهايى ست كه سعى كرده اند با برداشتى خاص ،دين مسلط بر جامعه را به روز كنند و از دين لباسى نو بدوزند تا پيكرِ زخم ديده ى كشور را با آن بپوشانند تا شايد روزى فرصت كنند ،زخم ها را درمان كنند،اين آقا نماينده ى روشنفكران مذهبى ست ( كه البته بنابر مقتضى زمان اصل دين را تعريف مى كند ) وآخرين مرد،نماينده ى بخشِ ديگر خواه ِ كشورِ من است ( كه اين بار به نام نيروهاى چپ و يا شايد از فرزندانِ مزدك و مازيار باشد)، او كوچك است و باصدايى آرام كه از اعماق تاريخ بر مى خيزد ،نماينده ى تمام شورش گران تاريخ من است.
اين دو مرد آخر با كلى گويى و تاكيد بر رفتارهاى غير انسانى دو طرف ديگر ماجرا و بانفى آنها ،سعى در تعريف خود دارند،اشكالى كه اتفاقن در تمام طول تاريخِ لااقل معاصر ايران ،تكرار شده است،به اين معنا كه نيروهاى تحول خواه هيچگاه نتوانسته اند تعريف درستى از خود و اهداف شان در ذهن مردم ايجاد كنند و آگاهانه و غير آگاهانه سعى در پنهان نمودن واقعيت وجودى خود داشته اند،اين دو مرد حرف ميزنند ،گاه فرياد مى زنند و گاه آرام مى شوند ،اما در برابر نيشخندهاى تلخ ،دو عنصرِ غالبِ تاريخ كشورم ،مرا با سوال هايى كه پاسخ اش را ندارم ،تنها مى گذارند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)