در اینکه ایرانیان از کاروان پیشرفت ملل در چهار دهه گذشته عقب ماندند و شکست خوردند, شکی نیست. اعتراف به شکست نیز “خود ملامتگری” مثبت است و نه “خودخوار پنداری” منفی. اگرچه این شکست از شکست های پیشین توسط یونانیان, مغول ها, ترک ها و اعراب تلخ تر و گزنده تر است.

قبل از انقلاب دُبی شهر کوچکی بود که برای سفر به آن حتی برای جاشوها و ملوانان ایرانی گذرنامه لازم نبود. فقط شناسنامه کفایت می کرد. حتی بعد از انقلاب که من بارها به آنجا سفر کرده ام و سه دهه پیش به مدت یک سال هم در دُبی اقامت داشتم, دبی با سرعت سرسام آوری پیشرفت کرده است. قبل از انقلاب چین نیز همانند بسیاری از کشورهای توسعه یافته امروز, کشوری فقیر و عقب مانده تر از ایران بود. اما ایران با پسرفت باور ناپذیر, به جای رونق اقتصادی و پیشرفت و توسعه, افتخار می کند که همین سرمایه ناچیز ملت ایران را صرف حزب الله و حماس و جهاد اسلامی و حشدالشعبی و حوثی ها و به اصطلاح محور مقاومت می کند.

حاکمان فاسد و قرون وسطایی که با دروغ و ریا نداشته هایمان را به رخ مان می کشند, برای ماندگاری خود جهل, خرافات, فقر, فساد, ترس, اعدام و زندان و تروریسم و وطن فروشی را پیشه کرده اند. چون چیز دیگری در چنته ندارند. فساد, پوسیدگی, فقر و گرانی و تورم در ایران بیداد می کند. مؤسسه نظرسنجی گالوپ بعد از عراق, ایران را دومین کشور غمگین و ناشاد جهان معرفی کرده است. براستی چرا ما ملتی مقلد و مبتلا به جزمیت و جمود, ساده و ظلم پذیر هستیم که بر خلاف بقیه جهان روز به روز فقیرتر می شویم؟

عبدالستار دوشوکی

مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)