طبق بند۶ ضمیمه پیشنویس قطعنامه جدید شورای امنیت چه محدودیت های نظامی خواهیم داشت؟/آیا ایران قطعنامه جدید را کاملا به رسمیت خواهد شناخت؟یا همچون قطعنامه های پیشین به آن بی اهمیت خواهد بود؟
متن تنظیم شده در وین قطعا دست آورد بزرگی در عرصه بین الملل محسوب میشود لکن با مطالعه آن در می یابیم که این متن چندان هم خالی از عیب و نقطه ضعف نیست.ضعیف ترین بندهای برجام را باید بند۶ و ۷ ضمیمه قطعنامه و بند ۱۱ و ۱۲ دانست که عملا دست ایران را در موضوعات گوناگون خواهد بست.پاسخگویی دکتر ظریف و دکتر صالحی در صحن علنی مجلس و سخنان سید عباس عراقچی در صدا و سیما تا حدودی توانست بند ۱۱ و ۱۲ و برخی نقاط مبهم و کور موجود در موضوعات فنی را روشن سازد.اما بند ۶ و ۷ ضمیمه همچنان دارای نقاط ابهام بسیای است.البته این نیز روشن است که در بده بستان سیاسی طبعا هزینه هایی باید پرداخت شود.در این راستا باید توجه داشت که هزینه پرداختی به هیچ وجه نباید برای منافع کشور گران تمام شود چرا که این امر موجب به خطر افتادن امنیت ملی خواهد گردید.
بند۶ ضمیمه قطعنامه دقیقا همان پروژه اعمال محدودیت های نظامی است که پیش از این در قطعنامه های مصوب علیه برنامه تسلیحاتی و موشکی جمهوری اسلامی ایران اعمال شده بود و از این رو آن را نمیتوانیم امری ابتکاری و جدید ارزیابی نماییم.
تفاوت این بند از قطعنامه با قطعنامه های پیشین جدای از برخی نکات فنی،در این است که قطعنامه های پیشین مورد پذیرش ایران واقع نمیشد و به نوعی ما آنها را به رسمیت نمیشناختیم و حاضر به اجرایی شدن آن نمیشدیم.اما قطعنامه موجود یک توافق دو طرفه محسوب میگردد و طبعا مورد توافق ایران نیز واقع گردیده و ایران خود را ملزم به اجرای آن میداند.
باید توجه داشت که قطعنامه جدید برگرفته از برجام است و برنامه جامع مشترک مورد توافق ایران و شش کشور واقع گردیده است پس این قطعی است که ایران قطعنامه جدید را نیز به رسمیت شناخته است و این بند ابهامی را در زمینه تسلیحات بوجود آورده است.
در این راستا لازم است این مسئله را نیز بیان نماییم که اصلی ترین دغدغه امریکا در منطقه نفوذ منطقه ای ایران بعنوان یک نیروی ضد امریکایی و ضد استعماری است که قطعا منافع امریکا در منطقه را با خطرات جدی مواجه خواهد نمود همانگونه که به اعتراف بسیاری از مقامات ارشد امریکا ایران پیروز واقعی جنگ های امریکا در عراق و افغانستان است. از طرفی نیز نتیجه بارز این اقدامات ایران برای امنیت ملی این کشور دوری تروریسم از مرزهای جغرافیایی ایران میباشد.از این رو امریکا و لابی های صهیونیستی از ابتدای مذاکرات هسته ای با ایران در تلاش بودند تا ایران را با محدودیت های نظامی و حتی عملکردی مواجه نمایند تا به نوعی سیاست ایران در منطقه را دچار تغییر کنند و از نفوذ منطقه ای این کشور تا حد بسیاری بکاهند و به این وسیله امنیت قابل ملاحظه ای را برای اسراییل فراهم نمایند.بنابراین یکی از اساسی ترین محدودیت های نظامی ایران،ایجاد محدودیت در ارسال تسلیحات به خارج از کشور است که باید آن را امری قابل توجه و نقطه ضعف این متن به حساب آورد.
یکی دیگر از محدودیت های هشت ساله نظامی ایران در زمینه موشک های بالستیک است که این بند را باید تلاشی آشکار از طرف امریکا در جهت حفظ امنیت اسراییل دانست و لفظ تسلیحات با قابلیت حمل کلاهک هسته ای لفظی نمایشی و بهانه جویانه است.
امریکایی ها به روشنی میدانند که چنانچه ایران نخواهد یا به قول آنها نتواند یا آنها نگذارد که به کلاهک هسته ای دست یابد قطعا محدودیت در تسلیحات دوگانه ایران بی معنا خواهد بود.به بیان دیگر وقتی ایران کلاهک هسته ای نداشته باشد پس چه دلیلی دارد که در امر موشک های با قابلیت حمل کلاهک هسته ای خود محدودیت ایجاد نماید.این مسئله روشن است که بسیاری از موشک های بالستیک ایران قابلیت حمل کلاهک هسته ای را دارد لکن همانگونه که سید عباس عراقچی عضو ارشد تیم مذاکره کننده کشور گفته است هیچ کدام از موشک های ایران با هدف حمل سلاح های هسته ای ساخته نشده است.
بنابراین ایجاد محدودیت در موشک های بالستیک ایران تنها امری نمایشی است تا به نحوی این تکنلوژی را با استفاده نظامی از فناوری هسته ای مرتبط سازند اما دلیل اصلی آن تلاش در جهت در امان نگاه داشتن اسراییل از سایه تسلیحات دور بلند ایران است.دلیل اصلی عدم تقابل نظامی اسراییل با ایران تکنلوژی پیچیده موشکی ایران و دکترین جنگ های نامنظم گروه های مقاومت و متحدین جمهوری اسلامی است که طرح کوچک آن با موشک باران اسراییل توسط حماس به اجرا در آمد و سامانه کنبد آهنین با طرح هجوم موشکی در هم شکست.
از این رو من فکر میکنم اسراییل خطر موشک های بالستیک را برای خود درک کرده است امریکا نیز بر این نکته واقف است و بسیاری از تلاش های ایالات متحده در مذاکرات هسته ای با ایران با هدف تامین امنیت اسراییل صورت گرفته است.
نتیجه:محدودیت های صورت گرفته در عرصه نظامی که اغلب آن در بند ۶ ضمیمه قطعنامه تدوین شده است را نمیتوان به گونه ای دانست تمامیت عرضی کشور را با خطر جدی مواجه کند کمااینکه محدودیت چندانی در امر تسلیحاتی ایران بوجود نیامده است.به نظر من طرف مقال ایران گرچه تلاش کرده است که با اعمال بند ۶ و ایجاد محدودیت نظامی،امنیت اسراییل را تامین کند اما به این هدف نرسیده است و محدودیت هشت ساله نیز چندان نخواهد بود که قدرت ایران را برای دفاع از مرز های خود محدود سازد و بیشتر به همان مبادی اعتماد سازی و دوری از استفاده کلاهک هسته ای بر موشک های بالستیک شکل گرفته است.برای مثال میتوان گفت که ایران حق خرید موشکی با قابلیت حمل کلاهک هسته ای از هیچ کشوری را ندارد.
به نظر من اساسی ترین هدف بند ۶ ضمیمه قطعنامه نگارش بند ۷ میباشد.به نوعی بند۶ را باید یک آماده سازی بین المللی برای ضعیف ترین نقطه ضعف ضمیمه یعنی بند ۷ آن برشمرد که در این جا تنها به ذکر آن کفایت میکنیم و در مقاله ای جداگانه به تشریح آن خواهیم پرداخت.

بند۶ ضمیمه پیشنویس قطعنامه شورای امنیت میگوید:
تمام کشورها باید:
a. اقدامات ضروری را صورت دهند تا تضمین کنند که تمام فعالیت‌های برشمرده شده در بند ۲، ۴، و ۵ در قلمروهای تحت حاکمیتشان اتفاق می‌افتد، و یا اتباع آنها و یا افراد تحت حاکمیت آنها را شامل می‌شود، و یا با استفاده از هواپیماها و یا کشتی‌های حامل پرچم‌های آنها صورت می‌گیرد، تنها مطابق با عبارات مرتبط آن بندها، و نیز به منظور جلوگیری و ممانعت از انجام هرگونه فعالیت مغایر با این مفاد، تا مدت ده سال پس از «روز پذیرش برجام» و یا تا زمانی که آژانس گزارش تأیید «جمع‌بندی مبسوط» را ارائه دهد؛ بسته به اینکه کدام زودتر اتفاق افتد.
b) بایستی تمهیدات لازم را جهت جلوگیری از تأمین، فروش یا انتقال تسلیحات یا مواد مرتبط از خاک ایران توسط اتباع یا کشتی‌ها و هواپیماهای تحت پرچم خود به عمل آورند، مگر آنکه شورای امنیت سازمان ملل از قبل بر اساس بررسی‌های موردی تصمیم دیگری را اتخاذ کرده باشد. این تمهیدات بایستی صرفنظر از اینکه مبدأ این اقدامات خاک ایران باشد یا خیر، تا پنج سال بعد از «روز پذیرش» برجام، و یا تا تاریخ ارائه گزارشی در تأیید «جمع‌بندی مبسوط» توسط آژانس بین‌المللی انرژی ـ هر کدام که زودتر عملی شود ـ ادامه یابند.
c) تا هشت سال بعد از «روز پذیرش» برجام یا تا تاریخ ارائه گزارش تأییدیه «جمع‌بندی مبسوط» توسط آژانس – هر کدام که زودتر باشند – به مسدودکردن وجوه یا سایر دارایی‌های مالی و منابع اقتصادی موجود در خاک آنها در روز پذیرش برجام ادامه دهند و همچنین وجوه و سایر دارایی‌های مالی و منابع اقتصادی که در هر زمان ما بعد وارد خاک آنها می‌شود و مالکیت یا کنترل آنها از آنِ افراد و موسساتی باشد که نامشان تا تصویب قطعنامه جدید در فهرستِ تهیه و نگهداری شده توسط «کمیته»، متعاقب قطعنامه شماره ۱۷۳۷ (۲۰۰۶) قرار گرفته باشد را مسدود کنند (به استثنای افراد و موسساتی که در اینجا در ضمیمه ۱ مشخص شده‌اند یا شورای امنیت ممکن است نام آنها را از فهرست مذکور خارج کند) و دارایی‌های افراد و موسسات دیگری که ممکن است شورای امنیت آنها را مشمول شرایط ذیل قرار دهد را مسدود کنند: دارای سابقه همکاری یا ارتباط مستقیم یا حمایت از فعالیت‌های هسته‌ای حساس ایران از منظر اشاعه‌ای، که ناقض تعهدات این کشور ذیل برجام باشند، یا [دارای سابقه همکاری یا ارتباط مستقیم یا حمایت از] ساخت سامانه‌های پرتاب سلاح هسته‌ای از طریق [روشهای مختلف] اعم از مشارکت در تهیه اقلام، کالاها، تجهیزات، مواد ممنوعه مشخص شده در این بیانیه؛ کمک به افراد و موسسات تحت تحریم برای دور زدن یا انجام اعمال ناقض سند برجام یا قطعنامه جدید؛ یا عمل به نیابت یا بنا به دستور افراد یا موسسات تحت تحریم؛ یا دارای سابقه تحت تملک بودن یا کنترل شدن توسط افراد یا موسسات تحت تحریم [به طرق مختلف] از جمله روش‌های غیرقانونی.
d) تا هشت سال بعد از «روز پذیرش» برجام یا تا تاریخ ارائه گزارشی توسط آژانس در تأیید «جمع‌بندی مبسوط» – هر کدام که زودتر باشند- اطمینان حاصل کنند که هیچ‌‌گونه وجوه، دارایی‌های مالی یا منابع اقتصادی توسط اتباع یا هر فرد و موسسه فعال در خاک آنها در اختیار افراد یا موسسات تحت تحریم قرار نگرفته یا برای سودرسانی به آنها مورد استفاده قرار نخواهد گرفت. این شرایط برای وجوه، سایر دارایی‌های مالی یا منابع اقتصادی که دولت‌های متبوع آنها را واجد شرایط ذیل بدانند، لازم‌الاجرا نخواهد بود:
i. برای مخارج پایه، از جمله پرداخت وجوه مواد غذایی، اجاره یا رهن، دارو و درمان پزشکی، مالیات، هزینه بیمه و هزینه‌های امور عام‌المنفعه یا صرفاً برای پرداخت کارمزدهای معقول حرفه‌ای و بازپرداخت هزینه‌های مرتبط با خدمات حقوقی یا کارمزدها و هزینه‌های خدمات بر طبق قوانین کشورها، یا برای نگهداری معمول اموال تحت مصادره، سایر دارایی‌های مالی و منابع اقتصادی، ضروری باشند و این اقدام بعد از آن صورت گیرد که دولت‌های متبوع تصمیم خود برای مجاز کردن دسترسی به این وجوه، سایر دارایی‌های مالی یا منابع اقتصادی، در موارد مناسب، را به اطلاع شورای امنیت سازمان ملل رسانده باشند و این شورا ظرف پنج روز کاری بعد از دریافت اطلاعیه مربوط، تصمیم منفی در این مورد اتخاذ نکرده باشد؛
ii. برای مخارج فوق‌العاده ضروی باشند، مشروط بر آنکه این تصمیم توسط دولت‌های متبوع به اطلاع شورای امنیت رسیده باشند و این شورا آن را تأیید کرده باشد؛
iii. برای همکاری در پروژه‌های صلح‌آمیز هسته‌ای، مطابق موارد شرح داده شده در ضمیمه III «برجام»، مشروط بر آنکه دولت‌های متبوع این تصمیم را به اطلاع شورای امنیت رسانده باشند و این شورا آن را تأیید کرده باشد؛
iv. موضوع یک داوری یا حق حبس[i] قضایی، اجرایی یا حَکَمیتی باشد که در آن از وجوه مورد نظر، سایر دارایی‌های مالی و منابع اقتصادی برای استفاده در این حق حبس یا داوری استفاده شود، منوط به آنکه مناقشات مربوط به حق حبس یا داوری مربوط به قبل از تاریخ صدور قطعنامه شماره ۱۷۳۷ (سال ۲۰۰۶) باشند، ارتباطی با منفعت‌رسانی به یکی از نفرات یا موسسات واجد شرایط مطرح شده در این پاراگراف نداشته باشند و توسط دولت‌های متبوع به اطلاع شورای امنیت رسیده باشد؛ یا
v. برای فعالیت‌های مرتبط با موارد مطرح شده در پاراگراف ۲ یا هر فعالیت مورد لزوم دیگر برای اجرای برجام ضروری باشند، منوط به آنکه این تصمیم توسط دولت‌های متبوع به اطلاع شورای امنیت رسیده باشد و شورای امنیت آن را تأیید کرده باشد.
علاوه بر این، این مفاد نباید از اینکه یک فرد یا نهاد تحریم‌شده دیون خود که مربوط به قراردادهای پیش از تحریم آن فرد یا نهاد هستند را بپردازد، مانع شود، مشروط بر اینکه کشورهای مربوطه اعلام کرده باشند که قرارداد مربوط به موارد، مواد، تجهیزات، اقلام، فناورها‌، همیاری‌، آموزش، همیاری مالی، سرمایه‌گذاری، واسطه‌گری یا دیگر خدمات ممنوعه ذکر شده در این بیانیه نیست؛ این پرداخت نباید مستقیما یا به صورت غیر مستقیم توسط اشخاص یا نهادهای ذیل مفاد این پاراگراف دریافت شوند؛ و ۱۰ روز پیش از صدور چنین مجوزی و بعد از تذکر از سوی یک کشور مربوطه به شورای امنیت مبنی بر تصمیم برای پرداخت یا دریافت چنین وجوهی یا صدور مجوز، در صورتی که مناسب باشد، برای آزادسازی منابع، دارایی‌های مالی یا منابع اقتصادی به این منظور.
علاوه بر این، کشورها می‌توانند بر حساب‌های مسدود‌شده مطابق با این پاراگراف بهره یا دیگر درآمدهای مربوط به آن حساب‌ها یا پرداخت‌های مربوط به آن قراردادها، موافقتنامه‌ها یا تعهداتی که پیش از تاریخی که آن‌ حساب‌ها مسدود شده‌اند، بیافزایند، مشروط بر اینکه این بهره، دیگر درآمدها یا هزینه‌ها، همچنان تحت آن قوانین بوده و مسدود شده باشد.
e) به مدت ۵ سال بعد از روز پذیرش برجام یا تا تاریخی هر قدر هم زودتر، که آژانس گزارشی موید «جمع‌بندی مبسوط» را ارائه کند، اقدامات لازم برای پیشگیری از ورود یا انتقال افراد اعلام‌شده در پاراگراف ۶ (a) فوق از طریق اراضی‌شان را انجام دهند، البته تاکید می‌شود که هیچ‌چیز در این پاراگراف نباید یک کشور را به خودداری از ورود اتبع خود به اراضی‌اش ملزم کند. تمهیدات اعمال‌شده در این پاراگراف، نباید زمانی که شورای امنیت به صورت موردی اعلام کرد که چنین سفرهایی به دلایل انسانی توجیه‌شده است، از جمله الزامات مذهبی یا زمانی که شورای امنیت نتیجه بگیرد که یک معافیت به اهداف این قطعنامه کمک می‌کند، از جمله زمانی که بند ۱۵ اساسنامه مطرح است، اعمال شوند؛
f) اقدامات لازم را در انطباق با قطعنامه و دستورالعمل ارائه‌شده از سوی شورای امنیت و با توجه به مواردی که تامین، فروش، انتقال یا صادرات آن‌ها بر خلاف مجوزهای برجام یا این بیانیه صورت گرفته، انجام داده و در این زمینه همکاری کند.