دلنوشته شماره سه: نوشتن کلمات رکیک10641101_10153360162408622_5269150874334757423_n

11329822_10153360162388622_5415939000178691442_n

چگونگی نوشتن کلمات رکیک در هنگام ضرورت، می تواند یک موضوع جالب و در عین حال جنجال برانگیز (!) باشد.

یک – برخی اصولا با حذف این گونه کلمات در ادبیات داستانى و شعرى، می کوشند مساله را حل کنند. ولی چون به هر حال، در شعر و داستان و رمان معاصر گاهی کاربرد آنها اجتناب ناپذیر می نماید، این گونه موضعگیری نمی تواند دردی را درمان کند.

دو – برخی با نقطه چین گذاشتن، می کوشند که خواننده را وادار به حدس زدن کلمات نانوشته سازند. این راه حل، فقط در مواردی کارگشاست که حدس کلمات نانوشته آسان باشد.

سه – برخی دیگر با نوشتن یک یا دو حرف اول یا آخر آن کلمات، می کوشند به خواننده کمک کنند تا درست حدس بزند.

من معتقد به تمام نوشتن آن کلمات هستم ، پدر جان من ، اُستاد محمد قهرمان که خدا بیامرزدشان اینگونه اعتقاد را داشتند. استدلال ایشان این بود که چون در همه موارد ، خواننده عادی نمی تواند حدس بزند که آن کلمه چیست و در این صورت، معنای جمله یا بیت مفهوم نمی شود، بهتر آن است که عین کلمه را بنویسیم. علاوه بر خود کلمات رکیک ، هر نوع زبان رمز گونه هم شامل مى شود. ضمنا داشتن مخاطبان خاص یا عام ، تاثیرى بر روى مسئولیت خود شاعر یا نویسنده نمى گذارد. یعنى وقتى اثرى خلق شده ، دیگر هیچ مسئولیتى متوجه خود شاعر یا نویسنده نمى شود که بخواهد تا سالها و قرنهاى بعد نگران افتادن اثر خویش به دست کودکان یا به قولى ، نابکاران (!) باشد. در غیر اینصورت ، باید براى همیشه از ایجاد چنین آثارى چشم پوشى بنماید. حرفى که از زبان بیرون آمده یا بر روى کاغذ آورده باشد ، دیگر راز محسوب نمى شود و بلکه جنبه همگانى پیدا مى کند….. والسلام!

این، راهی است که قدما رفته اند و نسخه های خطی به جای مانده از قرون گذشته، مؤید چنین نظری است. پس عاقلانه است که همه ما اینگونه ادا و پنهانکارى به صورت روشهاى اختراعى: حذف ، نقطه چین ، کلمه ناقص و راز آلود را به کنار بگذاریم و با خودمان و خوانندگان صادق باشیم. این کار سخت است مگر!؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)