کسانیکه سن و سالی از آن ها گذشته است خیلی خوب “یاقوت” زن تماما سرخپوش را بیاد می آورند که همه روزه قبل از طلوع آفتاب در گوشه شمال شرقی میدان فردوسی حضور می یافت و در آخر شب میدان را ترک میکرد. من خیلی کوچک بودم که او را در میدان فردوسی دیدم و برای ده ها سال بعد نیز وقتیکه از آنجا عبور میکردم “یاقوت” همیشه آنجا بود. بعضی می گفتند که بیش از بیست سال است که یاقوت همین کار را تکرار میکند و آفتاب تابستان و سرمای زمستان و یا کسالت باعث نشده است که حتی یک روز غیبت کند. می گفتند که این بانوی سرخپوش که حتی کفش و جوراب و تمام البسه او هم سرخ بود .، در سالیان دور قرار ملاقاتی با معشوقه خود در میدان فردوسی داشته است که معشوقه به میعادگاه نمی آید و از روز بعد همه روزه یاقوت برای یافتن محبوب خودش به میدان می رفته است. مسعود بهنود در سال های قبل از انقلاب گفتگوئی با او داشته است که متاسفانه من دیگر آن مقاله را در دسترس ندارم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)