«زن که در ابتدا احساسات درهم ریخته ای دارد به دلیل فوران احساسات خود در مقابل احساسات فرد خشن، احساس پشیمانی کرده و در مقابل فرد کتک زننده احساس مسئولیت می کند. او از خود می پرسد “آیا من در بروز این خشونت مقصر نبوده ام؟”»

Violence-against-Women-poster.preview

سندروم زنان کتک خورده توسط لنور واکر فمینیست برجسته مطرح شده است. این سندروم با استفاده از دیدگاه های روان شناختی پرداخته شده است؛ با این وجود شناخت چرخه ی خشونتی که واکر معرفی می  کند می تواند در مطالعات جامعه شناختی خشونت های خانگی مفید باشد؛ ضمن این که ادعای این نظریه با یافته های جامعه شناسان هم خوانی دارد. واکر این بحث را مطرح می کند که خشونت و کتک زدن دارای چرخه هایی از شدت است که در طول زمان تغییر می کنند.

مرحله ی اول :

مرحله اول عبارت است از ساخت اولین تنش؛ در این مرحله ارتباطات بد و خشونت برای اولین مرتبه و در اندازه ی کم اتفاق می افتد. در این مرحله زنان عموما مطیع هستند و پس از بروز خشونت تلاش می کنند مسائل پیش آمده در رابطه را به حداقل برسانند. مرد در این مرحله عقب نشینی نمی کند، حق به جانب است و از طریق اعمال قدرت باعث عقب نشینی کردن قربانی و احساس تقصیر در زن می شود.

مرحله دوم

دوره ی خشونت حاد دومین مرحله است: در این مرحله فرد کتک زننده کنترل خود را از دست می دهد و زن دچار آسیب جسمی و فشار روانی می شود. اگرچه عنوان این سندروم «زنان کتک خورده» است اما خشونت در این مرحله می تواند در ابتدای چرخه به شکل روانی، اقتصادی و اجتماعی نیز آغاز شده و بعدها به خشونت جسمانی بدل شود.

مرحله سوم

مرحله ی سوم که به عنوان مرحله ی ماه عسل شناخته می شود زمانی است که رفتارهای محبت آمیز و عاشقانه از فرد کتک زننده ی پشیمان سرازیر می شود. او که آسیب جدی به قربانی وارد کرده است از عمل خود احساس پشیمانی می کند ولی هنوز قربانی را برای تحریک او مقصر می شمارد. زمانی که تنش بین قربانی و مهاجم کاهش پیدا کرد عشق تجدید می شود. مرد معمولا بیش از پیش به شریک خود علاقه و توجه نشان می دهد. زن که در ابتدا احساسات درهم ریخته ای دارد به دلیل فوران احساسات خود در مقابل احساسات فرد خشن، احساس پشیمانی و در مقابل فرد کتک زننده احساس مسئولیت می کند. او از خود می پرسد «آیا من در بروز این خشونت مقصر نبوده ام؟». مرد تلاش می کند با وعده های تغییر رابطه را اداره کند. معمولا مرد کتک زننده در مرحله ی سوم برای زن هدیه یا گل تهیه می کند.

پایان چرخه و شروع چرخه جدید

این چرخه معمولا خود را تکرار می کند و خشونت هر بار افزایش پیدا می کند. یک بار قربانی شدن ریسک حمله های بعدی را افزایش می دهد. عقب نشینی زن از همان مرحله ی اول چرخه است که سبب می شود فرد خشن که با عمل خود نه تنها تنبیه نشده بلکه پاداش هم دریافت کرده (پاداش به شکل عقب نشینی، و کوتاه آمدن زن در مقابل خواسته های احتمالی فرد خشن و یا به شکل احساس غلبه) عمل خود را تکرار می کند.

اولین انتقادات از این نظریه ادعا می کنند که زن قربانی شده احتمال دارد که این نسبت به این چرخه احساس خوبی داشته باشد وگرنه مهاجم را ترک می کند. بنابراین مهم است که بتوانیم نسخه ی ایده آل قربانی را از واقعیت جداکنیم. برای بسیاری از زنانی که در این چرخه ی تکراری قرار می گیرند امید به ادامه پیدا کردن محبت و عشق دلیل ادامه ی آن ها به زندگی با مردی است که دوست دارند. زنان اغلب به تصویر ایده آل از مردشان وفادار هستند نه به خشونتی که از آن ها متحمل می شوند.

ضمن این که نباید تاثیر عوامل و متغیرهای زمینه ای و ساختاری را در نظر گرفت. بسیاری از زنانی که درون چنین چرخه هایی گرفتار می شوند، زنانی هستند که تحت سرپرستی و حمایت مالی مردان کتک زننده قرار دارند و نمی توانند به راحتی از عهده تامین هزینه های خود و احتمالا فرزندان شان برآیند. متغیرهای دیگر از جمله باورهای فرهنگی، نبود حمایت اجتماعی و خانوادگی و مسائل و پیچیدگی های ارزشی نیز وجود دارند. بنابراین نمی توان دلبستگی را دلیل باقی ماندن در رابطه ای این چنین مبتنی بر سوء استفاده قلمداد کرد.

 لنور وارکر اولین چرخه ی تهاجم را تنش سازی می نامد و معتقد است که در این مرحله زنان مورد اهانت های زبانی و خشونت های فیزیکی غیرجدی (مانند سیلی خوردن) و گاه سایر انواع خشونت واقع می شوند. واکر معتقد است که زنان در صورت بروز چنین رخدادی سعی می کنند از وقوع دوباره ی آن جلوگیری کنند و با انفعال در برابر چنین رفتاری راه را برای انجام دوباره ی آن باز می کنند که به کتک خوردن شدیدتر در دفعات بعدی ختم می شود.

مرحله ی سوم مرحله ی ندامت عاشقانه است. در این مرحله مرد با نشان دادن ندامت خود از کاری که انجام داده است سعی می کند دوباره با همسرش آشتی کند (معمولا از هدایا و گل و سایر پاداش های مادی و روانی برای این کار استفاده می کند). تا این که دوباره با شکل گرفتن تضاد، چرخه از ابتدا آغاز می شود با این تفاوت که هر بار با پایان چرخه، شدت خشونت افزایش می یابد. چنان­که پیشتر یاد شد این چرخه با یافته های جامعه شناسان مطابقت دارد و اشاره به افزایش شدت خشونت ها در چرخه های آینده مساله ای است که ادبیات جرم شناسی نیز به آن توجه کرده است. برای نمونه جانسون (۱۹۹۵) به مفهوم صعود اشاره می­‌کند که منظورش همین افزایش شدت خشونت­‌ها در چرخه‌­های خشونت پدرسالارانه است.

  • Walker, L. E., 1984, the Battered Women Syndrome, New York, Springer

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)