گفت‌وگوی نوژن اعتضادالسلطنه با «شریف شوباشی» روزنامه نگار مصری

«بار دیگر می گویم طوفانی که با فراخوان من در مصر ایجاد شد ثابت کرد که من بر روی مسئله ای ضروری و حیاتی دست گذاشته ام. این موضوع نشان داد که مسئله اساسی را لمس کرده ام و زنان منتظر این اقدام بودند.»

شریف شوباشی، روزنامه‌نگار مصری

شریف شوباشی، روزنامه‌نگار مصری

متولد اسکندریه است و مدت بیست و یک سال در فاصله سال های ۱۹٨۰ تا ۲۰۰۱ میلادی به عنوان کارمند در نهاد یونسکو فعالیت کرده و پس از آن نیز مدیریت دفتر پاریس روزنامه “الاهرام” را برعهده گرفت. “شریف شوباشی” در مصر به عنوان گوینده خبر برای اخبار بخش فرانسوی زبان به فعالیت خود ادامه داد و هم چنین در فاصله سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ میلادی سمت معاونت وزارت فرهنگ مصر را برعهده گرفت. از کارهای جنجال برانگیز ابایی ندارد. پیش تر کتابی را تحت عنوان “مرگ بر سیبویه” (سیبویه زبان شناس ایرانی که گفته می شود نخستین فردی بود که برای زبان عربی صرف و نحو نوشت و صداها را در این زبان مشخص ساخت و مبدع علامات ضمه، فنحه، کسره و تنوین بود) منتشر کرده بود که در آن ماهیت زبان عربی و پیچیدگی های قواعد آن را یکی از اصلی ترین دلایل عقب ماندگی و عدم پیشرفت سیر مدرنیته در جوامع عرب دانسته بود اقدامی که با اعتراضات فراوان علیه او مواجه شد و استعفایش در سال ۲۰۰۶ میلادی از سمت دولتی را به همراه داشت. شوباشی بر روی یکی از بزرگترین تابوهای اعراب دست گذاشته بود: قداست زبان عربی. او در تلاش برای قداست زدایی از این زبان گفته بود: “کاربرد زبان عربی در بسیاری از موارد مانند آن است که اعراب در امتداد یک بزرگراه شترسواری کنند”. او در کتاب خود در نقد زبان عربی نوشته است: “تعداد اندکی از مردم به آن تسلط دارند چرا که زبان پیچیده ای است و ناتوان از بیان مفاهیم در کل جامعه است به همین دلیل در صورتی که نوسازی و تحولی در این زبان صورت نگیرد زبان عربی از بین خواهد رفت.”

او در این کتاب از آکادمیسین ها خواسته بودند تا در راستای مدرن سازی زبان عربی اصول قواعد تازه را برای آن طرح ریزی کنند. او در سرتاسر کتاب پبشنهاد می کند که قواعد عربی ساده تر شوند اما اشاره دارد که تغییر در زبان عربی دشوار است چرا که زبان کتاب مقدس مسلمانان است و این رو برای اعراب به نوعی دارای قداست شده است.


اینک اما یک دهه از زمان نخستین جنجال ایجاد شده بر سر فراخوان “شوباشی” برای اصلاح زبان عربی می گذرد. با این وجود، او دست از اعتراض بر نمی دارد و اظهاراتش بار دیگر ذهن افکار عمومی را به فکر واداشته است این بار بر سر موضوع حجاب. او اخیرا از زنان مصری خواسته بود تا با تجمع در میدان “تحریر” قاهره اعتراض خود را به حجاب ابراز کنند. او از طریق شبکه های اجتماعی از زنان خواسته بود تا علیه “فشارهای اجتماعی” گام بردارند. فراخوانش بلافاصله از سوی “علی جمعه” مفتی اعظم پیشین مصری و دیگر علمای الازهر با مخالفت مواجه شد. برخی رسانه های اجتماعی نیز او را صاحب صلاحیت درباره اظهارنظر پیرامون این موضوع ندانستند. “شوباشی” اما از خواسته خود عقب نشینی نکرد و در “توئیتر” نوشت: “من یک لیبرال هستم و مخالف این ایده هستم چرا که گمان می کنم حجاب معضلی برای ازادی فردی است.”
فراخوان جنجال برانگیزش من را برآن داشت تا با او گفت و گو کنم. پیشنهادم را از طریق صفحه شخصی اش در “فیس بوک” پذیرفت اما مصاحبه را مشروط به طرح پرسش های اندک دانست. آنچه به دنبال می آید پاسخ های “شریف شوباشی” روزنامه نگار مصری به پرسش های طرح شده درباره هدف و چشم انداز مسئله حجاب در جامعه مصر است:

لطفا کمی درباره هدف و انگیزه خود از راه اندازی کارزار کشف حجاب در میدان “تحریر” بگویید؟

نخستین انگیزه من آزادی زنان است و دومین انگیزه مواجهه با آن چیزی است اسلام سیاسی خوانده می شود. در سال ۱۹۲٣ میلادی “هدی شراوی” کشف حجاب کرد و برای نخستین بار پوشش را از چهره اش برداشت این برای نخستین بار درتاریخ خاورمیانه بود او آغازگر راه آزادی واقعی برای زنان و برای کل جامعه بود. اکنون زمان آن است که پس از انقلاب ۲۵ ژانویه زنان مصری به آزادی دست یابند.

شما اخیرا در برنامه ای تلویزیونی گفته بودید که اکثر زنان روسپی و زندانی در مصر محجبه هستند اما هیچ گونه شواهدی مبنی بر صحت ادعای خود ارائه نکردید. علت طرح این موضوع از سوی شما چه بود؟ منتقدان معتقدند که شما رویکردی پدرسالارانه در قبال روسپی گری اتخاذ کرده اید و این موضوع در لحن شما و یاد کردن از روسپیگری به عنوان امری “مذموم” و “شرم آور” به چشم می خورد. نظر شما در این باره چیست؟

این یک اتهام نبود بله واقعیتی بود که آن را مطرح کردم واقعیتی طبیعی که می توان آن را در مصر دید چرا که روسپی ها برای پنهان ماندن از دست ماموران پلیس خود را با پوشش حجاب مخفی می کنند. آنچه می خواستم بگویم این بود که استفاده از پوشش حجاب لزوما به معنی فضیلت و تقوا و مومن بودن یک زن از نظر رفتاری نیست و لزوما هر زنی که محجبه است این خصلت ها را دارا نیست. باید توجه داشته باشیم که دین ما برپایه “مکارم اخلاقی” بنا نهاده شده و نه مبتنی بر لباس و پوشش ظاهری.

آیا گمان نمی کنید که بهتر بود تا زنان نقش رهبری برای احقاق حقوق شان را ایفا کنند نه این که یک مرد برای آنان تعیین کند که چه چیزی خوب است و چه بد؟ نظر شما درباره جنبش فمینیستی در مصر چیست ؟ ایا فکر نمی کنید که فمنیست های مصری خود می توانند از حقوق زنان دفاع کنند؟

مشکل بر سر این نیست که چه کسی ابتکار عمل را در دست گیرد. زنان سال هاست که به عنوان برده و اسیر و شهروند درجه دوم قلمداد می شوند و مورد ضرب و شتم از سوی اعضای خانواده شان قرار می گیرند و بدترین نوع فشار و زجر و آزار علیه آنان اعمال شده است. زنان جوان در انقلاب ژانویه نقش عمده ای ایفا کردند. آنان سزاوار آزادی هستند. فراموش نکنید که “آزادی زنان” دغدغه اصلی “قاسم امین” بود که این موضوع را در کتاب مشهور خود تحت همین عنوان در سال ۱٨۹۹ میلادی مطرح کرد.

تجربه آتاتورک در ترکیه و تجربه رضا شاه در ایران برای مدرنیزاسیون از بالا به پایین با موفقیت کامل همراه نبودند. یکی از اصلی ترین اقدامات انان “کشف حجاب” از زنان بود. با این حال، در سال ۱۹۷۹ میلادی پس از انقلاب ایران اسلامگرایان به قدرت رسیدند و در ترکیه نیز قدرت در دست اسلامگرایان (حزب عدالت و توسعه) قرار گرفته است. آیا فکر نمی کنید که راهی که شما می پیمایید پروژه ای شکست خورده است؟

متاسفم که بگویم شما اشتباه می کنید. من مشوق اعمال قانون ممنوعیت حجاب از طریق وضع قانون و یا از طرق دیگری که شما مثال زدید نیستم. من همواره گفته ام که اکثریت دختران و زنان در مصر مجبور به استفاده از پوشش حجاب می شوند و در سایر کشورهای اسلامی نیز همین وضعیت حاکم است. زنان باید آزادی و حق انتخاب نوع پوشش شان را داشته باشند باید بتوانند تصمیم بگیرند که می خواهند حجاب داشته باشند یا خیر. پوشش حجاب از طریق وضع قانون یا اجبار توهین آشکاری به دین ماست.

منتقدان شما معتقدند که به دموکراسی و حقوق بشر باور ندارید چرا که مخالف اصل آزادی پوشش هستید. نظر شما درباره این ادعا چیست؟ ایا فکر نمی کنید که در حال حاضر زنان محجبه و بی حجاب در مصر می توانند به طور مسالمت آمیز در کنار یکدیگر زندگی کنند؟

کسانی مخالف دموکراسی و آزادی هستند که به زور حجاب را بر دختران و زنان تحمیل می کنند. بله، من بر این باورم که زنان محجبه و بی حجاب می توانند به طور مسالمت آمیز و بدون هیچ گونه مشکلی در کنار یکدیگر زندگی کنند.

برخی بر این باورند که اولویت کنونی برای زنان مصری مسائلی به غیر از حجاب از جمله ختنه، بکارت و تست باکرگی از سوی نهادهای نظامی و امنیتی در مصر، آزار جنسی زنان از سوی مردان در خیابان ها است و موضوع نوع پوشش در اولویت های بعدی قرار می گیرد. نظر شما درباره چنین استدلالی چیست؟

من نخستین کسی نیستم که بر موضوع حجاب تمرکز کرده ام. و در طول ۴۰ سال گذشته برخی از شیوخ جعلی درباره حجاب در سخنرانی های روزانه خود صحبت کرده اند و زنان را از بی حجابی ترسانده و وعده جهنم را به زنانی بی حجاب داده اند. گمان می کنم اگر موضوع حجاب بحث ثانوی بود و از اولویت برخوردار نبود من و شما در حال حاضر، در حال گفت و گو در این باره نبودیم.

رسانه های اصلی مصری گزارش دادند که کارزار شما برای کشف حجاب با استقبال عمومی مواجه نشد و نتوانست زنان زیادی را به سوی خود جلب کند. هم چنین شما از وزارت کشور برای برگزاری تجمع مجوز دریافت نکردید. آیا شما از هدف خود عقب نشینی کرده اید؟ گمان نمی کنید که زنان مصری و شهروندان معمولی رابطه خوبی با روشنفکران ندارند و شما نیز به عنوان یک روشنفکر نتوانسته اید دغدغه های اصلی انان را درک کنید؟

بار دیگر می گویم طوفانی که با فراخوان من در مصر ایجاد شد ثابت کرد که من بر روی مسئله ای ضروری و حیاتی دست گذاشته ام. این موضوع نشان داد که مسئله اساسی را لمس کرده ام و زنان منتظر این اقدام بودند.

آیا فکر نمی کنید کارزار شما باعث تقویت خشونت در جامعه مصر و دو قطبی شدن جامعه می شود؟ دختران و همسر “عبدالفتاح سیسی” رییس جمهخوری مصر نیز محجبه هستند انان نیز مانند بسیاری از مصری ها افرادی مذهبی و محافظه کار هستند. نظر شما در این باره چیست؟ آیا فکر نمی کنید کارزار شما آنان را نیز به چالش خواهد کشید؟

من درباره خانواده “سیسی” یا هر کس و یا هر زنی که حجاب داشته باشد قضاوت نمی کنم. من به زنان محجبه احترام می گذارم منتهی در شرایطی که آنان با اراده و انتخاب ازادانه خود حجاب را برگزینند.

آیا فکر نمی کنید که مشکل اصلی مصر حاکمیت نظامی مردسالار بر آن جامعه است همان گونه که “نوال السعداوی” فمینیست مصری نیز این موضوع را بارها تکرار کرده است؟ در مصر همواره حاکمان نظامی مرد در راس قدرت بوده اند. آیا گمان نمی کنید که مبارزه علیه نظام مردسالار باید نسبت به مسائلی چون حجاب اولویت داشته باشد؟

بله درست می گویید. مصر جامعه ای مردسالار است همان گونه که سایر کشورهای منطقه و جهان سوم چنین وضعیتی را دارند. من همزمان علیه این موضوع نیز در حال مبارزه هستم.

علمای الازهر از منتقدان جدی کارزار شما بوده اند. نظر شما درباره جایگاه این نهاد در مصر چیست؟ آیا فکر نمی کنید که اصلاحات گام به گام مذهبی بهتر از فراخوانی با رویکرد انقلابی (هم چون فراخوان شما) است؟ آیا فکر می کنید ایجاد اصلاحات مدرن در اسلام امکان پذیر است؟

کاملا با شما موافقم و گمان می کنم که اسلام می تواند و باید مدرنیزه شود. مشکل آن است که الازهر و سایر مراکز و نهادهای اسلامی در جهان بسیار محافظه کار هستند. با این حال، باور دارم که الازهر به جایگاه پیشین خود مشابه نیمه نخست قرن بیستم بازخواهد گشت و از پویایی لازم برخوردار خواهد شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)