سازمان بهداشت جهانی (WHO) در تابستان سال 2014 اعلام کرد که 400 میلیون مردم جهان از آلرژی زجر می کشند و 300 میلیون نفر آسم دارند. آلرژی چهارمین بیماری شایع جهان شناخته می شود و به زودی به مقام سوم صعود خواهد کرد. در امریکا 17 میلیون، ژاپن 3 میلیون، هند 15 میلیون، فرانسه 4 میلیون، سوئد 700 هزار نفر از آسم رنج می برند. در سوئد از ده کودک 9 کودک و در بین بالغین از هر 10 نفر 7 نفر به نوعی آلرژی مبتلا هستند. تا چنددهه پیش فقط درصد ناچیزی از مردم شهر ها مبتلا به آلرژی بودند. به طور مثال امروزه نیمی از کودکان در سن بلوغ مبتلا به نوعی آلرژی هستند. در حالی که 30 سال پیش این رقم در مورد همین گروه سنی فقط 3 درصد بود. فیگور زیر رشد این اپیدمی را در طی ده سال در امریکا نشان می دهد.

پیک 1

 

Global Burden of Asthma, Chest 2006 The global burden of asthma.

آلرژی یک التهاب یا بر افرختگی است و پاسخی است که سیستم دفاعی بدن در برابر حمله ماده خارجی بر روی پوست و یا داخل بدن بر جای می گذارد. این التهاب بصورت های گوناگون نظیر تورم، قرمزی، گرمی، خارش، سرفه، تنگی نفس ناشی از التهاب مجاری تنفسی بروز می کند. البته بدن انسان ممکن است به ناملایمات و ناراحتی های گوناگون عکس العمل نشان دهد مثلا سیستم دفاعی بدن در مقابل برخی مواد، آنتی بادی (Antibody) ایجاد کند ولی این هنوز آلرژی نیست. آلرژی از زمانی آغاز می شود که این عکس العمل بصورت نشانه بیماری (Symptom) نظیر آن چه که در بالا ذکر شد، ظاهر گردد. آلرژی یکی از 40 نوع التهاب (inflammation) بدن است که هنوز علم و پژوهشگران جواب مناسبی برای دلایل بروز و نحوه عملکرد آن ندارند. تئوری های گوناگونی در این زمینه ارائه شده است. اما تمامی پژوهشگران در یک نکته اشتراک نظر دارند و آن نوع زندگی کنونی شهری بخصوص بعد از جنگ دوم امپریالیستی است که اپیدمی این بیماری را با خود آورده و گسترش می دهد. من در این مقاله با ذکر دلایل و نظرات گوناگون به ریشه های واقعی ، اجتماعی و طبقاتی آن می پردازم. تا چند سال پیش پژوهشگران بر این باور بودند که آلودگی هوا و ذرات موجود در آن مستقیما بر سیستم دفاعی بدن تاثیر می گذارند و بازتاب این تاثیر به صورت التهاب و بر افروختگی بروز می کند. آلودگی فضای شهرها بر سیستم تنفسی تاثیر می گذارند. ما در محیط بیرون خانه در معرض آلودگی ناشی از ترافیک، ذرات دود گازئیل و اوزون و در درون خانه آلودگی های مواد سبک شیمیایی بطور مثال چسب کف پوش ها، مواد شیمیایی موجود در لباس، پلاستیک، مواد شتشو و غیره هستیم. هوای درون خانه 5 برابر هوای خارج آلوده است با وجودی که هوای بیرون آلودگی های محیطی و گرده های گیاهی را نیز شامل می شود. اینکه آلودگی های زیست محیطی مسبب مستقیم آلرژی هستند تئوری مسلط دهه 1990 بود. اما در همین دهه فرضیه دیگری رواج پیدا کرد و آن فرضیه تمیزی یا نظافت (Hygiene hypothesis) بود. این فرضیه که اکنون بین پژوهشگران طرفداراران بسیار زیادی دارد می گوید: زندگی تمیز تر و نظافت بیشتر منجر به تماس کمتر با باکتری ها و موجودات ریز می گردد و این بنوبه خود سیستم دفاعی بدن را از کسب اطلاعات لازم در رابطه با باکتری ها و سایر موجودات زنده باز می دارد و عدم اطلاع باعث شوکه شدن و بی دفاع شدن سیستم دفاعی بدن هنگام رویاروئی با مواد آلرژی زا ( آلرژن، Allergen) می گردد. این فرضیه روی موش هایی که هیچ تماسی با باکتری ها نداشتند در آزمایشگاهی در لوزان بوسیله (Dr Fergus Shanahan & Pr Ben Marshland) امتحان شد. موش ها در معرض آلرژن ها قرار گرفتند و نتیجه آن شک هایی بود که این موش های استریل شده در مقایسه با موش های معمولی نسبت به آلرژنها نشان دادند. به همین دلیل پژوهشگرانی نظیر (Graham Rook) و دوستان او معتقدند که زندگی در حباب شیشه ای و شهر های از بتون ساخته شده انسان را از محیط طبیعی او که مملو از باکتری ها، پارازیت ها و میکروب های گوناگون است جدا می کند و باعث می گردد که هیچ رابطه ای با این موجودات ریز و اغلب مفید نداشته باشد و هنگامی که در معرض آلرژن ها قرار می گیرد عدم وجود این مهمانان مفید بدن او را بی دفاع گذارند. زیرا از مدت ها پیش دنیای علم بر این عقیده است که وجود میلیارد ها میکروب در داخل و روی پوست وظیفه سازمان دفاعی بدن را تکمیل می کنند.

با توجه به آنچه گفته شد به داستان پر گداز اپیدمی شدن آلرزی ها پردازیم. بدن انسان محیط زیست و پرورش موجودات ریز گوناگونی است. کلنی باکتری های دندان ها، میلیارد ها میکروب که بر روی پوست اند و میلیارد ها باکتری که در روده ها می لولند همه این ها وظایف گوناگون و مهمی بر روی پوست و داخل بدن دارند که برخی شناخته و بسیاری هنوز ناشناخته اند. بنابر این می بایست بدن انسان را مانند یک اکو سیستم دید. از دهان آغاز کنیم. امروزه کاریس یکی از بزرگترین اپیدمی هایی است که انسان را از آغاز توسعه سرمایه داری به بعد، در چنگال عوارض خود گرفته است. پدران ما دندان های سالمی داشتند که حتی محتاج مسواک نبودند. این را (Alan j. Cooper) و (Christina Warinner, Camilla Speller and Matthew J. Collins) در پژوهش های خود بر روی دندان های بشر در اعصار مختلف از انسان های شکارچی و گردآور تا امروز انجام داده اند، نشان می دهد 1. این پژوهش ها بیانگر آنند که دندان ها همگی سالم و خوب بوده اند تا هنگامی که تغییرات و تحولاتی منجر به تغییر بیولوژی دهان گردید. بطور نرمال در هر قطره بزاق دهان بیش از 100 میلیون باکتری وجود دارد یک اکو سیستم کامل با 700 نوع مختلف باکتری. به طوری که تمامی این باکتری ها یک غشا یا بیوفیلم بر روی دندان ها می کشند که آن ها را در مقابل غذا محافظت می کند. البته در میان آنها باکتری های مضر نیز وجود دارد و همواره نبردی بی امان میان این دو گروه در جریان است. دهان در هنگام جویدن غذا اسید ایجاد می کند و چون لایه خارجی دندان از مواد کانی ساخته شده بر اثر اسید حل و خراب می شود و از همین راه ضایعات و اپیدمی های گوناگون (مهمترین آن کاریس) که حتی منجر به سرطان دهان نیز می گردد آغاز می شود. هنگامی که اسید این لایه ها را می خورد باکتری های مضر وارد سوراخ ها و حفره های ایجاد شده می گردند. اما چه اتفاق افتاد که انسان دچار اپیدمی بیماری های دهان از جمله کاریس شد.

مقایسه آثار باکتری های دندان انسان در طول تاریخ، تغییرات فاحشی را بخصوص از سال های 1850 به بعد، زمان پیدایش شکر (قبل از این تاریخ چنین محصولی بطور ناب و مشخص شناخته شده بود اما از این تاریخ به بعد است که تولیدش رواج می یابد و به سطح انبوه می رسد) و آرد در معرض دید ما می گذارد. پس از این است که باکتری های دهان دچار تغییر می شوند و در حالی که باکتری های مضر تسلط هر چه بیشتر پیدا می کنند، باکتری های مفید رو به کاهش می گذارند. تمامی این پروسه با استفاده از شکر،شیرینی جات و غذا های پروسه شده از نظر زمانی متناسب هستند. باکتری هایی در محیط اسیدی رشد می کنند در حالی که باکتری های مفید در این محیط می میرند و به این ترتیب رشد سرمایه داری باعث کاهش موجودات ریز مفید دهان می شود و اپیدمی امراض گوناگون را به دنبال می آورد. تولید کالا با هدف فروش و کسب ارزش اضافی آن هیچ گاه، هیچ اعتنائی به سلامتی انسان نداشته است لذا وقتی که این شیوه تولید با گسترش خود امراض گوناگون می آفریند هیچ حساسیتی به چالش واقعی این عوارض هم ندارد. بالعکس به روند خود ادامه می دهد و حتی از بازار آشفته ای که خود ایجاد کرده تحت عنوان مبارزه با امراض جدید حوزه های نو تولید کالا نظیر مسواک، خمیر دندان، انواع مایعات شتشوی دهان، داروها و غیره ایجاد می کند.

مرکز دیگر باکتر های مفید بدن روده ها هستند. شمار باکتری های موجود در اینجا به 10 برابر تعداد سلول های بدن انسان می رسد. این باکتریها در روده وجود دارند و برای سلامتی انسان بسیار مهم هستند. برای رشد مغز، سیستم دفاعی بدن و حتی غم وشادی ما مهم هستند. در افزایش و کاهش وزن بدن نیز نقش بازی می کنند، مقاومت انسولین را هم کنترل می نمایند. به بیان دیگر مکانیسم های پیچیده ای را تحت کنترل دارند که انسان تازه شروع به مطالعه آن ها کرده است. هنگامی که ما مقداری آنتی بیوتیک مصرف می کنیم خطر مبتلا شدن به بسیاری امراض افزایش می یابد (پروفسور Thomas Borody, Phil Hugenholtz). آنتی بیوتیک باکتری های مفید را از بین می برند بطوریکه باکتری های مضر، کنترل روده را به دست می گیرند. بطور مثال هنگامی که پژوهشگران کلنی باکتری های روده بیمار مبتلا به MS را تغییر داده و به سمت نرمال می برند بیمار از این مریضی سخت بهبود می یابد و حتی اشخاص مبتلا به دپرس با جایگزینی باکتری های مفید روده بهبود یافته اند. نوع باکتری های روده گروه های انسانی آنقدر متنوع است که پژوهشگران هنوز فرصت نام گذاری آن ها را نیافته اند. تمامی این پژوهش ها به یک نکته اشاره دارند که زندگی به اصطلاح مدرن همراه با تولید و مصرف کالاهای مضر و محتوی سموم و مضرات، کلنی باکتریهای بدن را تغیر می دهد و متاسفانه این شامل باکتری ها و میکروب های مفید روی پوست، لابلای مو و دهان نیز می شود. حادثه ای که منجر به ضعف سیستم دفاعی بدن و بروز اکسم، آلرژی و انواع امراض پوستی می گردد. این امر تا کنون بسیار نادر بوده و برخی از آن ها برای انسان تا چند دهه پیش نا شناخته بوده اند. در این جا تعادل بین باکتری های مفید و مضر مهمترین عامل زندگی سالم انسان است. در یک دهکده افریقایی که هنوز زندگی به محصولات جدید و محیط تخریب شده آلوده نشده است باکتری های روده روستائیان با باکتری های روده توده های شهری تفاوت دارد. پژوهشگران هر چه بیشتر به این نتیجه مطمئن می شوند که بطور کلی انسان هایی که در کشور های سرمایه داری موسوم به «پیشرفته» یا حتی کمتر پیشرفته زندگی می کنند دارای کولنی باکتری روده متفاوت با انسان های گذشته (منظور پنج شش دهه پیش) هستند. همه چیز بانگ می زند که بروز و گسترش بیماریها و اپیدمی شدن آلرژیها ارتباط بسیار تنگاتنگی با درجه رشد و گسترش سرمایه داری دارد. برخی پژوهشگران معتقدند که یکی از دلایل وفور بیماری های مزمن در کشور هایی که در آن ها غذاهای پروسس (غذاهای آماده، fast food و نظایر آن ها) مصرف می شود همین غذاها می باشد. هنگامی که ما غذا می خوریم نه فقط بدن ما غذا هضم می کند بلکه میکروب های بدن نیز غذا می خورند و با این ترتیب ما آن سیستم غیر متعادلی که در بدن داریم را حفظ می کنیم و پرورش می دهیم و ای چیزی است بنام Background inflammation که باعث پذیرش امراض می شود.

کل عمر نظام سرمایه داری در قیاس با تاریخ زندگی بشر دوره بسیار ناچیزی است اما در طول همین مدت اندک ما تبدیل به انسان هایی شده ایم که در محیط محدود و تنگ شهر ها، در آسمان خراش ها، میان دود و دم، زندگی مبتلایان مفلوک به صدها نوع بیماری شیمیائی محصول این شیوه تولید را تجربه می کنیم، اما مشکل فقط این نیست. میلیاردها کارگر همزنجیر ما در محیطی کار می کنند که مملو از مواد شیمیایی مضر برای بدن و باکتریهای مفید بدن است. آنها همچنین در بیغوله هایی زندگی می کنند که در آن ها جانوران حاضر به زندگی نیستند و بجای تماس با باکتری های مفید برای بدن با مضر ترین نوع میکروب ها تماس دارند و این بدین معنی است که تمامی اکوسیستم بدن ما از بیرون تا درون تغییر کرده است. تا کنون این طور تصور می شد که سیستم دفاعی بدن به تنهایی به جنگ امراض می رود ولی واقعیت این نیست. سیستم دفاعی بدن در این کارزار توسط میکروب های مفید موجود در ارگانیسم مورد پشتیبانی قرار می گیرند و هر چه از شمار این باکتری های مفید کاسته شود ظرفیت سیستم دفاعی نیز کاهش می یابد. قوم آمیش امریکا که از کشور سویس به آن جا کوچ کرده اند هنوز کشاورزی به سبک 100 سال پیش دارند و آنتی بیوتیک و واکسن استفاده نمی کنند. آنها 10 بار کمتر از یک امریکایی معمولی دچار آلرژی می شوند. کودکان آمیش امریکایی در پژوهشی برای تست آلرژی فقط 8% ابتلاء نشان دادند در حالیکه کودکان آمیش مقیم سویس در همان تست رقم 25% و کل کودکان سویس 40% را ظاهر ساختند. نتیجه این است که هرچه تاریخ سرمایه داری را بیشتر به عقب ورق می زنیم با میزان آلرژی و آسم بسیار کمتر و در شروع آن به کمترین رقم مواجه می گردیم.

در نیمه اول 1900 تصور تمامی پژوهشگران این بود که میکروب ها فقط باعث گسترش امراض می شوند و در سال 1901 بعد از این که پاستور و پژوهش های او نشان داد که باکتری های محیط اطراف علت بروز امراض هستند موسسات تولید دارو به دست و پا افتادند که بدن انسان را بوسیله مواد سمی در مقابل میکروب ها مقاوم کنند و همین شروع جنگی بر علیه تمامی میکروب ها اعم از مفید ومضر گردید. رخدادی که امروز شامل سایر موجودات ریز در دنیای گیاهان و غذاها نیز شده است. به خاطر داشته باشیم که نوزاد انسان در سال های اولیه زندگی یک رابطه متقابل با میلیارد ها باکتری اطراف خود برقرار می کند و هر یک از ما حدود 100 هزارمیلیارد باکتری در داخل بدن داریم که کارشان حفظ سلامتی ماست. فقط یک ارمغان سرمایه داری و جبر کارکردش در رابطه با انسان قتل عام این باکتری های مفید است فقط پنسیلین و آنتی بیوتیک را در نظر بگیرید که برای ما مفیدند ولی باعث شده که ما در دنیای آری از باکتری ها زندگی کنیم . نکته بسیار مهمی در اینجا نیازمند گفتن است. شاید خیلی ها از پیش کشیدن این بحث دچار غلط اندیشی گردند و چنین پندارند که کشتار این باکتری ها اجبار صنعت مدرن و پیشرفت های صنعتی به طور کلی است و وقوع آن ارتباط خاصی با شیوه تولید و سرمایه داری بودن یا نبودن جوامع ندارد!! چنین تصوری از بیخ و بن غلط است و به همین خاطر هسته اصلی بحث ما این است که ریشه تمامی اشکال آلودگی محیط زیست و عوارض این آلودگی ها، از جمله قتل عام باکتری های مفید، همسان تمامی سیه روزی های دیگر بشر عصر در وجود سرمایه است. اینکه صنعت و صنعتی شدن کشورها با انسان چه می کند موضوعی است که نقطه آغاز تا پایانش به شیوه تولید حاکم بر می گردد. پیشرفت صنعتی می تواند در ابعادی دهها بار عظیم تر و خیره گرتر از وضع حاضر اتفاق افتاد و باید هم اتفاق افتد اما هیچ کدام از حوادث فاجعه بار زیست محیطی روز را نداشته باشد. اگر انسان ها در شوراهای ضد سرمایه داری خود با رأی نافذ همه آحاد خویش و با استفاده از تمامی دانش و تکنیک و دستاوردهای علمی و اطلاعاتی پروسه کار و تولید و زندگی اجتماعی خویش را اندیشه و برنامه ریزی کنند، اگر آنها همه چیز را از منظر نیازهای واقعی زندگی و بیشترین میزان تعالی جسمی و فکری و سلامتی و آسایش و رفاه اجتماعی خود نظر اندازند و موضوع برنامه ریزی قرار دهند، آنگاه چه باید تولید شود و چه تولید نشود و چه میزان تولید گردد و همه چیز را نیز از همین زاویه خواهند کاوید، در این کاوش همه دستاوردهای دانش بشری را سلاح کار خواهند کرد و نهایتاً آزاد و مختار و شورائی و آگاه و خلاق خطر بروز هر عارضه زیست محیطی را هم رفع خواهند ساخت. عکس آن در جامعه سرمایه داری است. در اینجا نقطه شروع و رجوع و ختم همه چیز سرمایه و سودآوری هر چه نجومی تر سرمایه ها است. کارگر صرفاً وسیله تولید اضافه ارزش است، قربانی این پروسه است و بود و نبودش تابعی از نیاز این روند است. فراموش نکنیم که تولید انواع بیماری ها در همان حال که نتیجه تبعی حاکمیت نظام بردگی مزدی است بازگشای مؤثر حوزه های فراوان انباشت، ارزش افزائی و سودآوری بی مهار سرمایه نیز هست. هر بیماری یک پروسه و گاه پروسه های بسیار پیچ در پیچ معالجه را پیش می آورد و در دل هر کدام این پروسه ها صدها راه به پیش ریز جدید سرمایه در حوزه دارو و درمان و آزمون و نظایر اینها باز می شود. بحث اصلاً بر سر این نیست که سرمایه داری عامدانه برای بیمارسازی انسان ها یا مرگ آنها برنامه می ریزد، حرف اساسی این است که سرمایه در پی سود است و برای حصول این هدف به هر شکل هولوکاست آفرینی و قتل عام بشر بی رحمانه دست می یازد، کمااینکه عظیم ترین حوزه ها را به تولید انواع بمب های شیمیائی و هسته ای و میکربی و خوشه ای و سلاح های کشتار جمعی اختصاص داده است. در تولید مواد مخدر و هر کالای بشریت بر باد ده دیگر هم هیچ تسامحی را روا نمی دارد. در قرن نوزدهم نسخه شرکت های داروئی کسب سود از طریق گسترش هر چه بیشتر تهدید سلامتی مردم و تولید کالاهای جدید داروئی بود. کاری که سرمایه داری همواره انجام داده و امروز هم انجام می دهد. به این ترتیب که با تزریق مواد آلرژن (که یا بصورت شیمیایی تولید شده و یا از طریق گیاهان بدست آمده) به بیمار او را در مقابل آلرژن تا حدی مقاوم می کند و عکس العمل بدن را در مقابل آلرژن کاهش می دهد. سرمایه داری هیچ شکل تخریب سلامتی بشر را ترمیم نمی کند بلکه آن را به راهی جدید برای کسب سود تبدیل می نماید. سرمایه داری با تولید مواد نظافت، آفت کش ها، مواد شیمیایی گوناگون، مواد شیمیایی افزوده به غذاها، تولید کارخانه ای غذا و بطور کلی ایجاد این نوع زندگی نه فقط محیط زندگی انسان ها که کل حیوانات و موجودات زنده را تخریب می کند. در همین راستا موجودات ریز مفید را نیز نابود می سازد و شرایط را برای بیماری های جدید گوناگون فراهم می نماید. کسانی که عموما عواقب بد این ناملایمات را تحمل می کنند کارگرانند زیرا ثروتمندان همواره قادر به پرداخت قیمت های گران کالاها، خانه مناسب در مکان مطمئن، هوای تمیز و تجهیزات رفاهی و بهداشتی گوناگون هستند. آن ها با زندگی خوب و در محیط بهداشتی بزرگ شده اند و همه محصولات مرغوب را در اختیاز داشته اند. بعکس کارگران و بخصوص بخش فقیرتر آن ها به این دلیل که قادر به پرداخت قیمت بالا نیستند هیچ گاه هیچ غذای سالم و مایحتاج معیشتی مناسبی هم به دست نیاورده اند. آن ها زیر فشار گرسنگی و فقر و بدبختی حتی به آلودگی محیط زیست خود هم توجهی نشان نمی دهند. خیلی از آنها نمی دانند که محیط زندگیشان باعث بروز امراض گوناگون است. ما در هر شهری شاهد وجود فروشگاه های دارای کالاهای با کیفیت های گوناگون و قیمتهای متفاوت هستیم.، کاخ ها، ویلاها، خانه های مدرن و در آن سوی آنها زاغه ها، حلبی آبادها، حصیرابادها و کپرآبادها را مشاهده می کنیم . کیفیت غذا و مواد غذایی بخش های مختلف طبقه کارگر یا محل سکونت آنها تابعی از میزان بهای نیروی کار آنها است. بهائی چنان اندک که در بخش عظیم دنیا، در بهترین حالت کفاف رساندن عمر افراد را از امروز به فردا می دهد. سرمایه داری فقط کارگر را بدون غذا، پوشاک، مسکن یا مدرسه و دارو درمان و دکتر نمی کند، آنچه را به صورت خورد و خوراک و سرپناه و دارو و محل زندگی به دست می آورد را نیز ساز و برگ کشتار او می سازد.

تئوری نظافت نیز در این نظام چالش های بزرگی دارد از جمله این که در شهر ها همزمان با رشد اپیدمی انواع آلرژیها، امراض دیگر هم بیداد می کنند و این با علم اپیدمی جور در نمی آید. بدن انسان شهرنشین فرصت آموزش ارتباط با میکروب را از دست می دهد. از طرف دیگر کاهش موجودات ریز در شهرها که اساس تئوری نظافت است دلیل بروز و افزایش آلرژی ها نیست بلکه خود معلول تولید و گسترش مواد شیمیایی، آفت کش ها، مواد شیمیایی افزوده به غذاهاست. موادی که تولید و گسترش آن ها بخصوص بعد از جنگ ابعاد هر چه افزون تری یافته است. بعلاوه این تئوری در مورد موادی که خود مستقلا ایجاد آلرژی می کنند صدق نمی نماید. بطور مثال آلرژی تماس (Contact dermatitis) که ناشی از تماس مستقیم آلرژن با بدن است و شامل بسیاری عناصر و مواد می گردد. (نیکل، طلا، کروم، اپوکسی ها، اکریل ها، ایزو سیانات ها و غیره) موادی که عموما در طول دهه های اخیر در پروسه های تولیدی روابط سرمایه داری افزایش و گسترش یافته اند. این مواد روزانه هزاران کارگر را در سراسر جهان به خیل عظیم مبتلایان آلرژی اضافه می کند اما رؤسا و مد یران حوزه تولید کالاهای محتوی آنها دچار آلرزی نمی شوند زیرا تماسی با مواد مذکور ندارند. سه چهارم تمامی مواد رنگی و رنگ موها حاوی مواد آلرژی زا هستند که اکسم صورت، پوست، سر و گردن آرایشگران را سبب می گردند. عطر ها نیز حاوی مواد آلرژن هستند. حدود 2500 مخلوط عطری وجود دارد که در آن ها حد اقل 100 ماده مختلف آلرژن به کار می رود و این مخلوط های عطری در لوازم آرایش، شتشو، تمیز کننده و سایر محصولات به کار می روند. نیکل معمولی ترین عنصر آلرژن است. در بین مردم کشورهای صنعتی شامل 34 کشور بزرگ صنعتی جهان (OECD) 10 تا 15 درصد زنان گروه سنی 20 تا 30 سال به نیکل آلرژی دارند و درصد مردان مبتلا در این کشورها قدری کمتر است. طلا بعد از نیکل قرار دارد، 5 تا 10 درصد خانم ها از آلرژی طلا رنج می برند. کروم (Cr) که از سال های سده 1800 به این طرف در کالاهای مختلف کاربرد فزاینده یافته است (آلیاژها، سطوح صاف فلزات، رنگ های ضد زنگ، رنگ ها بطور عموم، مواد نگهدارنده چوب، فولاد ضد زنگ و گالوانیزه و سیمان) و کارگرانی را که با این مواد کار می کنند دچار آلرژی کروم می شوند 8.

در مورد تغذیه همان صدق می کند که در مورد آلرژی تماس گفتیم. بدین معنی که سرمایه داران برای افزایش طول عمر کالاهای خوراکی، آنتی اکسیدان، ضد قارچ ها و ضد باکتری ها را به آن ها می افزایند، مواد رنگی برای زینت دادن کالا و فروش بیشتر آن، مواد افزوده به خوراکی ها، مواد آرایش، رنگ ها که همگی به گسترش آلرژن ها کمک می کنند. این مواد تکنیکی افزوده به غذا ها که سبب افزایش طول عمر کالا می گردند باعث آسم و یا نوع دیگری آلرژی می شوند اما همین مواد همزمان نقش دیگری نیز دارند و آن نابودی باکتری ها، قارچ ها و سایر موجودات ریز است که به نوبه خود ضربه غیر مستقیم به سیستم دفاعی بدن انسان می زند. برای اطلاع بیشتر در مورد این مواد به پیوست 1 مراجعه کنید اما باید توجه داشت که این لیست رسمی مواد ثبت شده ای است که سازمان بهداشت مواد غذایی اروپا 2EFSA پروانه ثبت و جواز استفاده از آنها در تولید غذا را صادر کرده است. نه تنها هر روزه مواد جدیدی به زیست کش ها اضافه می گردد بلکه مقدار آن ها نیز افزایش می یابد و از همین راه به کوه آلرژن ها افزوده می گردد. نگاهی به فیگور 2 این مشکل را برجسته تر می کند. علاوه بر این سرمایه داری با تولید و گسترش سموم گیاهی و آفت کش های (Pesticide) تولید شده بعد از جنگ جهانی دوم تا توانسته است برای تولید این سموم و سلاح های شیمیایی درس های سوداندوزی آموخته است.

حشرات، جوندگان، علف های هرز، قارچ ها، باکتری ها، کرمها، پارازیت ها و حتی عنکبوت ها و پرندگان موجوداتی هستند که توسط سموم تولید شده کمپانی های کشاورزی و شیمیایی مورد حمله قرار می گیرند. و این یکی از بزرگترین هجوم های سرمایه داری به همین موجودات ریز طبیعت و بدن انسان است که باعث بی دفاعی انسان در مقابل اپیدمیهای آلرژی می گردد (برای اطلاعات بیشتر به پیوست 2 مراجعه کنید). گذشته از موادی که با هدف کشتن و از بین بردن موجودات ریز و میکروب ها تولید و پخش می شوند امروزه حدود 10 میلیون ماده شیمیایی شناخته شده در جهان وجود دارد. از این حدود 50 هزار به طور فعال در کالاهای مختلف بکار می روند. و بخش اعظم آن ها تاثیرات مخرب بر روی موجودات ریز و میکروب ها دارند. سازمان کشورهای بزرگ سرمایه داریOECD  در گزارش خود در مورد تولید مواد شیمیایی در جهان بعد از 1950 می نویسد که در سال 1950 حدود 7 میلیون تن مواد شیمیایی تولید شده و این رقم در سال 2003 به 400 میلیون تن رسیده است. OECD در پیش بینی خود رقم 85% رشد تا سال 2020 را هم خبر می دهد. این بنگاه سرمایه داری در بررسی هایش نشان می دهد که فقط از حدود 15% این مواد اطلاعات علمی دارد.

در صد مواد آلرژی زا در محصولات مصرفی بین سالهای 1995 تا 2010

در سوئد طبق آمار سازمان ثبت کالاها در این کشور.

پیک 2

Swedish Chemical Agency

از 14000 کالای شیمیایی که مصرف عمومی دارد حدود 3800 (27% در سال 2010) دارای یک یا چند ماده آلرژی زا بوده اند، در حالی که همین مواد در سال 1995 حدود 16 درصد بوده است (فیگور 2). مقدار مواد آلرژی زا در کالاهای شیمیایی مصرفی طبق ارقام سازمان ثبت کالاها در سوئد 89 گرم برای هر فرد در سال 2010 است. علاوه بر مواد رسمی هزاران ماده دیگر به اصطلاح قانونی و غیر قانونی به غذاها اضافه می شود. لازم به تذکر است که این کالاها فقط در حوزه تولید غذا بکار نمی روند بلکه در تهیه دارو، لوازم آرایش، شامپوها و صابون ها نیز به کار گرفته می شوند. تمامی این ها را باید در شرایطی در نظر گرفت که قدرت خرید طبقه کارگر فقط دستمزد روزانه اوست و بهمین دلیل آنها چیزی را بدست می آورند که صاحبان ثروت از مصرف آنها ابا و شاید هم عار دارند. همه ما می دانیم که در همه شهرهای ایران (و این چیزی است که در تمامی جوامع مصداق دارد) میتوان از همه چیز بهترین را داشت اما کالاهای مرغوب به دلیل قیمت بالا برای طبقه کارگر دست نیافتنی هستند. یکی از مشغله های حیاتی کارگران تلاش روزانه آنها برای کشف فروشگاه هایی است که خرید در آن ها با قیمت کم تری میسر است ولی ما می دانیم که قیمت هر کالایی در بازار تعیین می شود و بهمین دلیل با همه تلاش آن چه بدست می آید جنس های بنجل، دست دوم و نزدیک به فاسد شدن است که به کارگران عرضه می شود. این ها همه بدن کارگران را ضعیف و در معرض بیماری ها قرار می دهند. تا این جا بیشتر از شرایط عام و تأثیر مخرب آن بر سلامتی انسان بدون توجه به فاکتورهای طبقاتی و بدون اشاره به درجات بسیار متفاوت آسیب پذیری طبقات مختلف اجتماعی از این شرائط گفتیم. پیداست که این آسیب پذیری ها در مورد طبقه کارگر با توجه به سطح نازل معیشت، فقر، وضعیت از همه لحاظ نامساعد بهداشت و درمان، مسکن و خوراک و پوشاک و محیط زیست صد چندان می گردد. این آسیب پذیری باز هم دهها برابر می شود زمانی که سرمایه به ورطه بحران فرو می غلطد و موج وار توده های کارگر را راهی برهوت بیکاری می سازد. دستمزدها از اندک هم اندک تر می گردند، سرمایه دار تمامی بار بحران را بر شانه معیشت کارگران می اندازد، فاز تازه ای از تعمیق فقر، فلاکت، آوارگی و گرسنگی کارگران آغاز می شود. حتی در کشورهائی که سطح نازلی از امکانات اجتماعی وجود داشته است کارگران زیادی مجبور به تقاضای اعانه دولتی می گردند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)