عَسَل‌پوشان سرکه‌فروش که حرمت کلمات را می‌شکنند، همچنین کسانیکه در برخورد با مخالف خویش، پا روی انصاف و واقع‌بینی می‌گذارند و به بی‌مروّتی می‌افتند، مَحرم این گفت و شنود نیستند.
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
گوی و میدان آماده‌است. آماده برای همه کسانی که خود کاری نمی‌کنند اما وقتی دیگران کاری کنند، آزرده می‌شوند.
اگر رنج و تلاشی که در این محیط توفان زا و بی مروّت؛ برای ثبت یادمان‌ها می‌شود از نظر شما بی‌مقدار و بد آهنگ است، خودتان آستین‌ها را بالا زده و وارد گود شوید…
نسل‌های آینده نمی‌بخشند کسانی را که هزار سخن در سینه داشتند و ترس و نفع و جهل، جُربزه را از آنان گرفت. پیش ستمگران لُنگ انداختند و فقط دل‌شان خوش بود که در خفا غُر و لُند می‌کنند.
خود قدم پیش بگذارید و این ساز را نه بد آهنگ؛ خوش آهنگ بنوازید.
گوی و میدان آماده است. بسم‌الله…

هین و هین ای راه‌رو بیگاه شد
آفتاب عمر سوی چاه شد
تا نمرده ست این چراغ با گهر
هین فتیله‌اش ساز و روغن زودتر
هین مگو فردا که فرداها گذشت
تا بکلی نگذرد ایام کشت
یوسفا آمد رسن در زن دو دست
از رسن غافل مشو بیگه شده ست

گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱) گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۲) گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۳) گفت‌و‌شنود با اسماعیل وقا یغمائی(۴) گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۶) گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۷)

سایت همنشین بهار http://www.hamneshinbahar.net

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)