همان طوری که پیش از این نیز اعلام کردیم، در روز چهارشنبه هفته گذشته، پدرامنصرالهی از فعالین کارگری شهر سنندج و از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، برای سپری کردن دوره محکومیت 19 ماهه خود، بار دیگر در زندان مرکزی شهر سنندج محبوس شده است. علاوه بر این در نیمه اول آبان ماه، بخشی از نیروهای امنیتی ، موسوم به فتا، ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویس را به اتهام نشر اکاذیب و اقدام علیه امنیت ملی، در شهر رباط کریم بازداشت نموده و پس از چند روز، جسد او را تحویل خانواده اش می دهند.

این در حالی است که رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده، محمد جراحی، فریبرز رئیس دانا، شاهرخ زمانی، نسرین ستوده، رسول بداقی و ده ها کارگر و روزنامه نگار، حقوق دان و وکیل دادگستری، معلم و دانشجو و بسیاری دیگر از فعالان سیاسی و اجتماعی،صرفن به دلیل دفاع از خواسته ها و مطالبات کارگران و دیگر اقشار محروم و تحت ستم جامعه و بیان افکار و اعتقادات سیاسی و اجتماعی خود ، به حبس های طولانی مدت محکوم شده و هم اکنون در زندان بسر می برند.

کارگران و فعالان سیاسی و اجتماعی کشور، درست در شرایطی بازداشت و روانه زندان ها می شوند که تحت سلطه و حاکمیت سرمایه و در چنبره مناسبات نابرابر و ضدکارگری نظام سرمایه داری، خیل میلیونی مزد بگیران، زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی و معیشتی قرار گرفته و مشکلات و گرفتاری های آنان به شکل روزافزونی در حال گسترش است. صعود سرسام آور و روزانه قیمت کالاها، به ویژه کالاهای ضروری و مورد نیاز توده های مردم همچون مواد غذایی و دارویی، پوشاک و نوشت افزار، ایاب و ذهاب و مسکن و …، امروزه دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست و تامین هزینه های آن، در شرایط کنونی، به یکی از مهم ترین و اساسی ترین دلمشغولی ها و دغدغه های کارگران و مردم به جان آمده تبدیل شده است. همین مسئله به نوبه خود بر روی قدرت خرید کارگران تاثیر گذاشته و آن را بیش از پیش تنزل داده است. تا آن جا که دستمزدها و درآمدهای کنونی این طبقه، دیگر به هیچ وجه پاسخ گوی نیازها و تقاضاهای زندگی آنان نخواهد بود.

عمال سرمایه در این میان نه تنها برنامه روشن و مشخصی برای کنترل چنین وضعیتی ندارند بلکه خود به عنوان مسببین اوضاع نابسامان کنونی و عاملین سیه روزی و فلاکت توده های مردم، با طرح ها و برنامه های ضد کارگری، هربار بر وخامت اوضاع افزوده و شرایط را برای این طبقه و مردم به جان آمده بیش از پیش وخیم و تحمل ناپذیر می کنند. آنان پیوسته تشکل های مستقل کارگری، کارگران و فعالان این جنبش و دیگر جنبش های اجتماعی را از طریق ارگان ها و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، مورد تعقیب قرار داده و به دفعات احضار و بعضن بازداشت می کنند و به بهانه های واهی همچون نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، اقدام علیه امنیت ملی و اتهاماتی از این دست روانه زندان ها می نمایند.

صاحبان سرمایه و عوامل آنان ، در راستای کسب سودهای نجومی و انباشت بیش از پیش سرمایه، در کمال آسایش و بدون اینکه هیچ گونه خطر و یا مجازاتی متوجه آنان گردد، حقوق کارگران را پایمال می کنند؛ حداقل ممکن دستمزد را برای کارگران تعیین می نمایند و از پرداخت همان حداقل ها نیز برای ماه های متمادی امتناع می ورزند؛ قراردادهای ننگین و اسارت بار موسوم به “قراردادهای موقت و سفید امضا” را به کارگران تحمیل می کنند؛ دسته دسته آنان را اخراج می نمایند و در صورتی که این کارگران به وضعیت سخت و فلاکت بار موجود اعتراض کنند آنان را احضار، بازداشت و روانه زندان ها می کنند.

سئوال ما در اینجا این است که تحمیل حداقل ممکن دستمزد به کارگران، تا میزان یک چهارم زیرخط فقر و عدم پرداخت همان دستمزدهای بی مقدار و ناچیز به آنان، که در واقع به منزله تحمیل انواع بی حقوق و گرسنه گی و فقر و خانه خرابی به کارگران و خانواده های آنان و ایجاد فضایی مملو از نگرانی و اضطراب برای طبقه کارگر است، جرم نبوده و مجازاتی در پی نداشته؛ اما پرسش هایی از این دست که مسبب بدبختی و فلاکت خیل عظیمی از تولید کنندگان ثروت و رفاه در جامعه چه کسانی هستند و تلاش و فعالیت برای تقلیل و از میان برداشتن چنین مناسبات و چنین نابرابری هایی، جرم تلقی شده و مجازات مرگ و زندان در بر دارد؟ آیا پایمال کنندگان حقوق و منزلت توده های کارگر و مردم تحت ستم و اشتثمار می بایست آزاد باشند تا دست به هر کاری بزنند و کارگران را به روز سیاه بنشانند وهیچ مجازاتی هم شامل حال آنان نشود و گریبان آن ها را نگیرد؛ اما فعالین کارگری و اجتماعی یکی پس از دیگری احضار ، بازداشت ، محاکمه و زندانی شوند؟ آیا کارفرمایان و عوامل اخراج و خانه خرابی کارگران باید روز به روز چاق تر و فربه تر شوند؛ اما پدرام ها و بهنام ها و شهابی ها و شاهرخ زمانی ها به زندان های طویل المدت محکوم شده و در کنج زندان ها بمانند؟

پاسخ ما البته به این پرسش ها مشخص است. به باور ما در جامعه ای که دیو سرمایه بر اریکه قدرت فرمانروایی می کند و بر جان و مال و زندگی و هستی کارگران حاکم و مسلط است، انسان های شریف، آزادی خواه و عدالت طلبی چون پدرام نصرالهی، رضا شهابی، علی نجاتی، بهنام ابراهیم زاده، شاهرخ زمانی، منصور اسانلو، ابراهیم مددی، رسول بداقی، محمد جراحی، فریبرز رئیس دانا، نسرین ستوده، و بسیاری دیگر از کارگران و فعالین کارگری و اجتماعی باید که بطور مداوم مورد تهدید و ارعاب قرار گیرند؛ پی در پی احضار شوند، انواع فشارها و سرکوب ها را تحمل نمایند؛ بازداشت و روانه زندان گردند و یا همچون ستار بهشتی در زیر فشار و شکنجه عوامل سرمایه جان ببازند. این قبیل رفتارها در واقع جزء جدایی ناپذیر از اجزاء و عملکردهای نظام نابرابر و ضد مردمی سرمایه داری و از پیامدهای سلطه و حاکمیت چنین مناسباتی است. مناسباتی که نتیجه ی بلافصل آن چیزی جز سرکوب آزادی های دموکراتیک و گسترس ستم و استثمار طبقاتی علیه کارگران و فعالان کارگری نبوده و نخواهد بود.

به اعتقاد ما مرگ ستار بهشتی و ده ها تن دیگر و علت دستگیری و زندان بسیاری از کارگران و فعالین کارگری و اجتماعی و تمامی کوشندگان راه آزادی و بهروزی توده های مردم کارگر و رهایی آنان از ستم و استثمار طبقاتی را تنها در این راستا و از این منظر می توان بررسی نموده و توضیح داد. برای سرکوب کنندگان آزادی و مروجان نابرابری، استثمار و ستم طبقاتی، گران تمام می شود که کارگران، تشکل های کارگری و فعالین این عرصه ها و این جنبش ها در خصوص سرمایه اندوزی و کسب سود های کلان و نجومی مشتی صاحب سرمایه ، چون و چرا کنند و دزدی ها و غارتگری های افسارگسیخته ی و بی حساب آنان را برملا نمایند.

مقام های امنیتی و قضایی پدرام نصرالهی و کارگران و فعالین کارگری بسیاری را بهاتهام عضویت در تشکل های کارگری محکوم نموده و به همراه بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی ، به جرم بیان عقاید و باورهایی که با دیدگاه های سرمایه داران و عوامل آن ها همسو وهماهنگ نیست، به زندان افکنده و در کنج زندان ها محبوس کرده اند. و این درحالی است که آزادی بیان و اندیشه و ایجاد تشکل های کارگری از حقوق برسمیت شناخته شده ی شهروندی است و هیچ کس را نباید به خاطر اعلام نظرات و یا عضویت در چنین تشکل هایی، بازخواست و محاکمه کرد.

بی تردید حق ایجاد تشکل و برخورداری از حق اعتصاب و اعتراض و بیان آزادنه باورها و عقاید، امروزه دیگر از حقوق اولیه و مسلم کارگران و آحاد مردم درجوامع انسانی است. این حقوق و دست آوردها همانا نتیجه و ماحصل چندین دهه مبارزه و تلاش از جانب میلیون ها انسان شریف ، آزادی خواه و برابری طلب جنبش های مختلف اجتماعی و به ویژه جنبش کارگری، در سرتاسر دنیا بوده است.

به باور ما در واقع این کارگران و فعالین کارگری نیستند که باید به اتهام دفاع از حقوق حقه و مسلم خود بازداشت و زندانی شوند، بلکه این سرمایه داران هستند که می بایست به دلیل ستم و استثمار بی رحمانه کارگران و مسبب بدبختی و سیه روزی طبقه کارگر و همچنین توهین به کرامت و شخصیت انسانی آنان به پای میز محاکمه کشانده شوند.

ما بار دیگر زندانی کردن پدرام نصرالهی را به جرم عضویت در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری محکوم نموده وخواستار آزادی بدون قید و شرط وی و دیگر کارگران و فعالین کارگری و تمامی زندانیان سیاسی، از زندان های نظام سرکوبگر سرمایه داری هستیم. ما همچنین چنین جان باختن کارگر وبلاگ نویس ستار بهشتی را به جرم بیان عقاید و نظرات خویش، محکوم نموده و فقدان آن عزیز از دست رفته را ، به خانواده محترم و همکاران و دوستان ایشان و همه کارگران ایران و جهان، تسلیت می گوییم و اعلام می کنیم که خواست اولیه افکار عمومی و مدافعین حقوق بشر، همانا روشن شدن چگونگی جان باختن این کارگر و محاکمه و مجازات عاملین این رویداد دردناک تاسف بار می باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)